نويسنده :
باران سینما - ساعت 14:2 روز جمعه 31 خرداد1387

غرفه جوايز داخلي و خارجي رخشان بنياعتماد که شامل جوايز اين فيلمساز، دستنوشتهها، دکوپاژها، آکسسوار فيلمها و کتابي درباره او با عنوان «بانوي ارديبهشت» در موزه سينما رونمايي ميشود.
اين برنامه قرار است در روز نمايش فيلمهاي مستند اين كارگردان در هفته فرهنگي باغ فردوس ـ ويژه فيلمهاي کوتاه داستاني و مستند ـ برپا شود.
در اين برنامه چهار مستند از ساختههاي رخشان بنياعتماد با عناوين «آخرين ديدار با ايران دفتري»، «زير پوستشهر»، «اين فيلمها رو به کي نشون ميدين؟» و «تمرکز» در بخش ويژه هفته فرهنگي باغ فردوس نمايش داده ميشوند.
بني اعتماد 3 مستند اول را در دهه 70 و مستند آخر «تمرکز» را در دهه 60 ساخته است.
همچنين مستندي با عنوان «زير پوست باران» بهکارگرداني : شاليزه عارفپور نيز در بخش آزاد اين هفته فيلم نمايش داده ميشود که فيلمي است درباره رخشان بنياعتماد و باران کوثري در پشت صحنه فيلم سينمايي «زير پوست شهر».
مستند «اين فيلمها رو به کي نشون ميدين؟» درباره حاشيهنشينان و ساکنان شهرک فاطميه تهران ساخته شده است و وضعيت نامناسب معيشت آنها و فقدان امکانات شهري در اين شهرک را تصوير ميکند. کرباسچي شهردار وقت تهران پس از ديدن اين فيلم دستور ساخت خانههايي ارزان قيمت را صادر کرد که نيمه دوم فيلم در خانههاي جديد حاشيهنشينان شهرک فاطميه ميگذرد.
مستندهاي «تمرکز» و «زير پوست شهر» نيز به ترتيب به معضلات تراکم در تهران پايتخت ايران و اعتياد در جامعه ميپردازند و مستند «آخرين ديدار با ايران دفتري» نيز با حضور فرهاد شريفي ، زندگي بازيگر قديمي سينما و تئاتر ايران «ايران دفتري» را تصوير ميکند. اين فيلم بهتهيه کنندگي انجمن بازيگران خانه سينما و رخشان بنياعتماد ساخته شده است.
گفتني است: نخستين هفته فرهنگي باغ فردوس (ويژه فيلمهاي کوتاه داستاني و مستند) توسط انجمن دوستداران موزه سينما و با همکاري نشر «ماهريز» از 8 تا 14 تيرماه در موزه سينما برگزار ميشود.
گزارش: ایسنا، خبرگزاری فارس، خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 11:33 روز پنجشنبه 30 خرداد1387
خواندن بخشی از پرونده ویژه باران کوثری توسط تلوزیون اندیشه

باران ما -باران کوثری متولد 25 مهر ماه سال 1364 یکی از بازیگران جوان و مطرح کشور ماست. او فرزند دوم رخشان بنی اعتماد و فرزند جهانگیر کوثری است اکنون 22 سال دارد و در 1 کی از خیابان های تهران زندگی می کند. باران کوثری هواداران زیادی نیز برای خود دارد.
در این پروندنه قصد نداریم فیلم های باران کوثری و بازی او در این فیلم ها را به نقد بکشیم. چون بحث بسیار گسترده ای است و در اینجا مجالش نیست. بلکه قصد داریم نگاهی کوتاه و مروری بر کارنامه بازیگری او کنیم و به شرح کوتاه برخی موضوعات بپردازیم.
حال نگاهی گذرا به کارنامه ی بازیگری او، از ابتدا تا کنون میندازیم.
میتوانیم فعالیتش را از بهترین بابای دنیا، فیلمی از داریوش فرهنگ به حساب بیاوریم. یک شروع زیبا برای دختری پنج ساله. نقش شیرین و دوست داشتنی سارا در کنار برادرش سهراب و خیال بافی بچه گانه اشان، در دوران بچگی خیلی ها تاثیر گذار بود. کودکانی که در دورانی زندگی کردند که مملو از فیلم های خاطره انگیزی چون : مدرسه ی موش ها، کلاه قرمزی و پسرخاله، دزد عروسک ها و... بود. و می توانند به کودکان این دوران که در قحطی فیلم های جذاب کودکانه قرار دارند، فخر بفروشند. در کل بهترین بابای دنیا، شروعی زیبا و شیرین برای باران کوثری بود.

بعد از آن، باران در فیلم نرگس، ساخته ی مادرش نقش آفرینی کرد. نقش خیلی خیلی کوچکی که باران فقط در آن میتوانست شوقش برای بازیگری را بیشتر کند و کمی تجربه بدست بیاورد. فیلمی از رخشان بنی اعتماد که موضوع آن، مثل همیشه به معضلات جامعه و زنان مرتبط بود و نشان دهنده ی حسادت و غیره واقع بینی بو.د فیلمی که بنده تصور می کنم تاثیرات بزرگی بر جامعه داشت. آننجا باران نقش خواهر عروس را بازی میکردو ولی کن نقشش ، نقشی برای دیده شدن نبود.
این داستان روایت آفاق، زنی میانسال، با گذشته ای تباه و تاریک است، با مرد جوانی به نام عادل که بناچار او را به عقد خود در آورده. از طریق دزدی امرار معاش می کنند. عادل با دختری به نام نرگس آشنا می شود و آفاق با عادل توافق می کند که خود را مادر او وانمود کند و به خواستگاری نرگس برود. آن دو ازدواج می کنند و عادل در حین یک دزدی دستگیر می شود. در طول حبس، آفاق به سراغ نرگس می رود و هر دو با یکدیگر همدلی می کنند. وقتی که عادل آزاد، و رازش برملا می شود، به تحریک آفاق و همراه یعقوب مال خر پیر آنها تصمیم به یک دزدی کلان می گیرند تا با آن پول برای همیشه به شهری دیگر بروند. یعقوب دستگیر می شود اما عادل و آفاق می گریزند. طی کشمکشی در یک بزرگراه میان این دو و نرگس (که می خواهد پولها را تحویل بدهد)، نرگس تصمیم می گیرد برای همیشه آنها را ترک کند. عادل نیز در پی او می رود و آفاق ناامید و پاکباخته می میرد، چیزی میان خودکشی و تصادف.

گذشت و گذشت فیلمی که باران را وارد دنیای بازیگری کرد، روسری آبی نام داشت. صنوبر کوچولو در کنارعزت الله انتظامی - فاطمه معتمدآریا - جمشید اسماعیل خانی - نعمت الله گلجی و گلاب ادینه که روایت گر ، رئیس کارخانهای در جنوب شهر، عاشق یکی از دخترهای کارگر کارخانه میشود و دختر هم که نانآور یک خانواده، با مادری معتاد و برادری قاچاقچی است، به عشق رئیس کار خانه که فرد مسنی است جواب مثبت میدهد. اما فرزندان رسول(رئیس کار خانه) به هیچ وجه با این وصلت موافق نیستند. در نهایت رسول تمام داراییاش را به فرزندانش میبخشد و به سراغ نوبرکردانی،کارگر کارخانه، میرود
که باران کوثری در اینجا هم نقشی محوری دارد، ولی کن اسم فیلم از روی روسی ابی او روسری آبی نامیده می شود. او در این فیلم، نقش صنوبر خواهر نوبر کارگر کار خانه است که تقریبا 7 یا 8 سال دارد. نقشی که در تمام لحظات فیلم، در کنار فاطمه معتمد آریا بود. ولی کن جسارت دیده شدن را به خود نشان نمی داد و در تمام فیلم، زیر سایه ی او قرار داشت.

فیلمی بعدی او که حدودا 11،12سال داشت، فیلمی با نام بانوی اردیبهشت بود. و باران باز هم نقشی کمتر از 1 یا 2 دقیقه بر عهده داشت، ولی این بار به صورت مستقل جلوی دوربین رفت. نقش کودکی که مادرش در زندان است و او با خواهر و برادرش زندگی می کند. او در این فیلم دقایقی چند به بیان زندگی خود برای مستند سازی می پردازدو صصبتهای او انقدر شیرین و زبانش انقدر گویا است که آن چند ثانیه، انسان انگار غم چند ساله او را میکشد.

فیلم بعدی باران، که مستندی بر انتخابات بود، با وقفه ای چند ساله همراه بود.در فیلم، او 16 سال داشت و برای انتخابات ریاست جمهوری، برای سید محمد خاتمی تبلیغ می کرد. فیلمی که نشان دهنده ی قل قل های روحی او برای بزرگ شدن بود. او می خواست خودش باشد و مادرش هم هنوز پشتش را داشت و همراهیش می کرد، که نکند فرزند تازه پای او در عرصه هنر به زمین بخورد. او در این مستند فقط برای خودش و خواسته هایش است و کمتر به دوربین توجه می کند و شاید نتوان این فیلم را در کنار کارنامه هنری او به حساب آورد. ولی دیدن این فیلم با حرفهای جوانان و لبخندهای باران بسیار خاطره انگیز است.

فیلم بعدی او که در همان سال ساخته شد، زیر پوست شهر نام داشت و در کنار باران کوثری، شالیزه عارف پور زیر پوست باران را که مستندی از پشت پرده و زندگی باران در کنار بازیگری اوست نشان می دهد که باران راه رفتن را آموخته و کمتر به کمک نیاز دارد. او در این فیلم در کنار گلاب آدینه که کارگر کارخانه نساجی است و محمد رضا فروتن که نقش برادرش را دارد و قصد به ژاپن رفتن را دارد، از سوی دیگر شرکت اخذ ویزا هم تقلبی از آب در می آید و اخر هم وارد مسائل مواد مخدر و قاچاق می شود و بعد از این که برادرش علی تمام مواد را به باد داد افراری میشد و محسن قاضی مرادی که نقش پدر علیل و مریض او را دارد .
و مهراوه شریفی نیا (معصومه) در نقش دوست باران(محبوبه) ، که به علت سخت گیری برادرش از خانه فرار می کند، ایفای نقش می کند. او در این فیلم فقش پرر نگ تر و قابل دیده شدن بیشتری دارد و خوب تواناییهایش را نشان می دهد. نقش دختری شیطان، ولی حساس، دلواپس خواهر دوست و مادر و برادر خود که شیرینی خاصی به فیلم می دهد و با حذف شدن او از فیلم، احتمال اینکه فیلم به منزلتی که دست یافته است، دست بیابد، کم بود. او در این نقش اولین جایزه مطرح خود، که دومین بازیگر کودک و نوجوان سال بود را نصیب خود کرد، که حاکی از بازی زیبا و به یاد ماندنی او بود.

بقیه در ادامه مطلب
نويسنده :
باران سینما - ساعت 13:13 روز چهارشنبه 29 خرداد1387
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
رخشان بنياعتماد گفت: «خون بازي» از ابتداي ساخت قرار بود با پرهيز از غلظت دادن به وجه دراماتيك فيلم، تصويري از يك موقعيت را به شكل واقعي نشان بدهد كه براي تماشاگر اثرگذار باشد.
به گزارش خبرنگار سينمايي ايسنا، اين كارگردان سينماي ايران كه به همراه عوامل اصلي «خون بازي»، همزمان با اكران عمومي اين فيلم در نشست خبري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) حضور پيدا كرده بود، ادامه داد: «خون بازي» هشداري بيش از حد يك تلنگر است و اگر اين فيلم موفق بشود و تاثيري كه بر تماشاگر بگذارد او را به فكر فرو ببرد و ايجاد نگراني بكند، خود فيلم ميتواند يكي از ابزار پيشگيري باشد، همين طور كه توانسته موفق عمل كند و بازخوردش را در بين مخاطبين در اين روزهاي اكرانش شاهد هستيم.
فريد مصطفوي:
قرار نبود در «خونبازي» اعتياد را تحليل كنيم
فريد مصطفوي يكي از فيلمنامهنويسان «خون بازي»، با بيان اينكه روايت اعتياد در «خون بازي» قرار نبود تحليلي و ريشهيابي باشد، ادامه داد: وجه ديگري را مد نظر داشتيم، نگاهي كه اينجا مد نظر بود در واقع پاشيده شدن يك خانواده از درون بود، وقتي اعتياد وارد ميشود افرادي كه به فرد معتاد نزديك هستند نميتوانند فرد معتاد را كنار بگذارند، حتي برخي اوقات مجبور ميشوند با او همراه شوند و به نوعي شريك جرم او هم باشند.
باران كوثري:
بازي در نقش يك زن جوان معتاد آرزوي هر بازيگري است
باران كوثري بازيگر نقش «سارا» در «خون بازي» كه براي اين فيلم از بخش ملي سيمرغ و از بخش بينالملل جشنوارهي فجر ديپلم افتخار گرفت، گفت: قطعا «خون بازي» مهمترين فيلمي بوده است كه تاكنون بازي كردهام، حالا گذشته از اينكه خود فيلم را خيلي دوست دارم، نقشي كه در اين فيلم داشتم، سختترين و مهمترين نقشي بود كه تا حالا بازي كردهام.
اين بازيگر جوان سينماي ايران معتقد است: نقش يك زن جوان معتاد، نقشي است كه هر بازيگري آرزو دارد، آن را بازي كند و اين موقعيت براي من به وجود آمد و در اين فيلم توانستم نقشي، ضد همه كليشههايي كه تا كنون از يك معتاد ساخته شده را داسته باشم، بنابراين «خونبازي» مهمترين فيلم كارنامهي بازيگريام است.
كوثري ضمن اشاره به ويژگيهاي نقش سارا گفت: يك بازيگر بر اساس هدف يك فيلم، جنس بازياش را انتخاب ميكند، اگر بداند هدف كارگردان از ساخت فيلم چيست؟ ميتواند نقش را بر اساس يك واقعيت سينمايي يا واقعيتي كه در آن زندگي ميكند بازي بكند، بنابراين چون هدف اصلي «خون بازي» يك هشدار بود، قطعا بايد سارا خيلي رئال و بر اساس واقعيت موجود ساخته ميشد و من هم بر اساس تحقيقاتي كه انجام شد متوجه شدم كه يك معتاد در شرايط سارا و در يك خانواده مرفه چگونه زندگي ميكند، خمار ميشود و برهميناساس به نقش نزديك شدم.
وي افزود: در مرحله تحقيق با افرادي كه درگير اعتياد بودند سر و كار داشتم و همچنين افرادي كه ترك كرده بودند اما در اين ميان مشاور پزشكي بيشترين كمك را به من كردند.
رخشان بنياعتماد:
با شناختي كه از روحيهي «باران» داشتم، او را انتخاب كردم
رخشان بنياعتماد هم در ادامه گفت: از ابتدا باران براي اين نقش انتخاب شده بود و دليل آن هم طبيعتا به دليل رابطه مادري و فرزندي بود كه به روحيه او بيشتر آشنا بودم و ميدانستم براي اين نقش، صرف بازي نقش براي يك بازيگر نيست، بلكه يك مرحله تحقيقي را بايد بگذراند كه مرحله خوشايندي براي يك بازيگر جوان هم نيست، او بايد در بحثهاي طولاني مينشست و در فضاهايي قرار ميگرفت كه هيچ وقت در آن مكانها نبوده است. او بايد از عصاره تحقيقات، به يك شناختي ميرسيد و در عين حال دانستههايي كه مبناي نوشتن فيلمنامه «خون بازي» بود، از طريق گفتار قابل انتقال نبود و بازيگر بايد خودش اين مسائل را از نزديك ميديد و به كشف موقعيت يك فرد معتاد ميرسيد. بنابراين با شناختي كه از روحيه «باران» داشتم ميدانستم كه اين صبر و حوصله را دارد و خوشحالم كه جواب همه اين زحمتهايش را ديد و حاصل كار خيلي خيلي قابل قبول شد.
كارگردان «خون بازي» انتخاب بيتا فرهي را انتخاب قطعياش از ابتدا براي مادر «سارا» دانست و ادامه داد: در مورد انتخاب خانم فرهي در نقش سيما، مادر سارا نزديكي ويژگيهاي فيزيكي فردي و مجموعه شرايط كه ايشان داشتند براي اين نقش مناسب بود و به دليل اينكه ايشان مدتي بود كه بازي نكرده بودند و براي خانم فرهي هم نقش مهم بود چون بعد از مدتي دوباره ميخواستند كار كنند. من هم خوشحالم كه بعد از اين كار، دوباره شروع به كار كردند.
جهانكير كوثري:
ميخواستيم هشداري برخلاف كليشههاي رايج بدهيم
جهانگير كوثري يكي از تهيهكنندگان «خون بازي» گفت: از ابتداي ساخت «خون بازي» تمامي افرادي كه درگير ساخت اين فيلم بودند، نگاه تجاري به اين فيلم نداشتند و من هم كه در كنار خانم بنياعتماد، تهيه اين فيلم را بر عهده داشتم هيچ موقعه تصور نميكردم كه با ساخت اين فيلم بتوان به سود كلاني رسيد، بلكه ميخواستيم به نوعي با خانوادههايي همدردي بكنيم كه دچار اين معضل بودند،چون نمونههاي آن را عينا ديده بوديم و در شرايطي كه جامعه ما اعتياد زده است و مقام اول را در اعتياد بدست آورده، اين هشدار فاجعهاي است براي تمام افرادي كه در اين جامعه زندگي ميكنند و در اين ميان مساله ديگر، مساله راحت معتاد شدن نسل امروز است و بايد هشداري داده ميشد، هشداري برخلاف كليشههايي كه تا كنون از معتاد به تصوير درآمده بود و برخي از آنها توهين آميز هم به تصوير درآمده بودند.
اين تهيهكننده افزود: ما نگاه سرمايه و پول برداشتن و قلك درست كردن را در هنگام ساخت اين فيلم نداشتيم و الان هم كه فيلم داره اكران ميشود، خوشحالم كه يك سير صعودي را سپري ميكند و اساسا درست نيست كه فروش آن را بخواهيم با«اخراجيها» مقايسه كنيم، مثلا آن فيلم روزي 82 ميليون فروخته و «خون بازي» 10 ميليون و اين روند طبيعي است براي اينكه در زمينه مسائل فرهنگي يك عامهپسندي معمول در جامعه ما وجود دارد كه در مورد اين فيلم هم اتفاق افتاده است و معتقدم در مورد «خون بازي»، همين تعداد بينندهاي كه تا كنون داشته است اگر در طول 8 هفته اكران آن ادامه پيدا كند، ما به هدف خودمون رسيديم. همچنين ويژگي مخاطب «خون بازي» و تحليل و بررسيهايي كه در مطبوعات در مورد آن نوشته ميشود براي ما اهميت دارد.
رخشان بنياعتماد:
اميدوارم هر خانوادهي ايراني بدون پرداخت بليط فيلم را ببيند
رخشان بنياعتماد هم اميدوار است هر خانواده ايراني بدون پرداخت هيچ پول بليط سينمايي، اين فيلم را ببينند و گفت: آنچه براي ما اهميت داشت، ديده شدن فيلم است و آن اثري كه ما گروه سازنده به دنبال آن بوديم.
ادامه در ادامه مطلب
نويسنده :
باران سینما - ساعت 9:0 روز سه شنبه 28 خرداد1387
فیلم سینمایی «حیران» اولین تجربه کارگردانی شالیزه عارفپور، مراحل فنی را پشت سر گذاشته و آماده نمایش است. این فیلم که صداگذاری و میکس آن هفته گذشته به پایان رسید در روزهای آینده برای دریافت پروانه نمایش به معاونت نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد فرستاده میشود. عوامل تولید این فیلم هنوز در مورد اکران یا شرکت فیلم در جشنواره تصمیمی نگرفتهاند.
خسرو شکیبایی، باران کوثری، مهرداد صدیقیان، فرهاد اصلانی، ژاله صامتی، فوژان عارفپور، محسن مکاری، احمد یاوری شاد بازیگران این فیلم هستند.
منبع: روزنامه همشهری، سهشنبه 28 خرداد 1387، سال شانزدهم، شماره 4578
نويسنده :
باران سینما - ساعت 20:55 روز دوشنبه 27 خرداد1387
داستان بازیگری به نام محمدرضا گلزار است که از همسر خود جداشده است. رضا و همسرش همدیگر را دوست دارند اما برخی ارتباطات رضا باعث باعث بدبینی همسر سابقش می شود ...
موضوع : اجتماعی
مخاطب : خانواده
بازیگران : محمدرضا گلزار، باران کوثری، رضا عطاران، نیوشا ضیغمی ...
نويسنده :
باران سینما - ساعت 18:25 روز دوشنبه 27 خرداد1387
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - تئاتر
نمايش «كوارتت» نوشتهي مهين صدري به كارگرداني اميررضا كوهستاني طي سفري 40 روزه در چهار كشور اروپايي به صحنه رفت.
به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نمايش در فستيوال هنر بلژيك، فستيوال «وست» اتريش و جشنوارههاي هلند و آلمان اجرا شد.
نمايش «كوارتت» درباره دو داستان موازي درباره دو قتل است كه با حضور آتيلا پسياني، حسن معجوني، باران كوثري و مهين صدري اجرا شده است.
بنا به گفتهي عوامل اجرايي اين نمايش، تمام سفرهاي بينالمللي اين نمايش به شكل خصوصي انجام شده است.
«كوارتت» اواخر شهريور سال گذشته در تالار اصلي مولوي به صحنه رفت.
انتهاي پيام
نويسنده :
باران سینما - ساعت 5:38 روز یکشنبه 26 خرداد1387
امسال 9 فیلم بلند سینمایی در جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان همدان نمایش داده خواهند شد.
فیلمهای جعبه موسیقی (فرزاد موتمن)، در میان ابرها (سیدروحالله حجازی)، کتونی سفید (ابراهیم معیری)، هامون و دریا (ابراهیم فروزش) و نشانی (فریدون حسنپور) که در جشنواره فجر سال گذشته هم شرکت داشتند در جشنواره کودک امسال هم حضور خواهند داشت. در کنار اين پنج فیلم، چهار فیلم هم برای اولین بار در جشنواره همدان روی پرده میروند. ابراهیم فروزش به غیر از «هامون و دریا» فیلم «زمانی برای دوست داشتن» را نیز در جشنواره خواهد داشت. این فیلم که پیش از این «دوست داشتن را هجی کن» نام داشت برای شرکت در جشنواره فجر آماده نشد. محسن تنابنده و بهناز جعفری بازیگران این فیلم هستند.
فرزاد موتمن پیش از «جعبه موسیقی» فیلمهایی مانند «شبهای روشن»، «باجخور» و «هفت پرده» را کارگردانی کرده است. «جعبه موسیقی» هم که رامبد جوان و نیکی کریمی در آن بازی میکنند داستان ارتباط یک پسربچه با یک فرشته است.
«کتونی سفید» هم دومین فیلم بلند سینمایی محمدابراهیم معیری پس از «پروانهها بدرقه میکنند» محسوب میشود. این فیلم که باران کوثری و حسین یاری بازیگران آن هستند داستان معلمی دلسوز است که برای سر و سامان دادن ورزش یک مدرسه قدیمی به جنوب کشور اعزام میشود. اما ابراهیم فروزش با فیلمهای پنجم و ششم کارنامه فیلمسازیاش در جشنواره حضور خواهد داشت. «هامون و دریا» داستان هامون نوجوان دوتارنوازی است که به همراه مادربزرگش در روستایی زندگی میکند و بین او و دریا دخترعمویش عشقی فرازمینی جاری است تا اینکه بیماری دریا (دختر قالیباف روستایی) هامون و تعدادی از نوجوانان روستا را به کویر میکشاند تا آنها با گذر از آن مسیر پرخطر برای دریا دارو تهیه کنند و عشق واقعی اين دو دلباخته معنا پیدا میکند. «زمانی برای دوست داشتن» هم درباره کودکی معلول و استثنایی است که در کنار پدر و مادر و برادر کوچکش زندگی میکند. تلاش این کودک برای برقراری ارتباط با اطرافیان خود به خصوص اعضای اصلي خانوادهاش شرایط و موقعیتهای مختلفی را در زندگی این افراد به وجود میآورد. اما فیلم «زمزمه بودا» ساخته حسین قاسمی جامی پس از چندین سال متوقف ماندن در مرحله فنی، بالاخره آماده نمایش شده و در جشنواره امسال شرکت خواهد کرد. «زمزمه بودا» یک اثر نوجوانانه و جادهیی محسوب میشود و داستان آن در زمان طالبان و حمله نیروهای امریکایی به افغانستان میگذرد. در کشاکش جنگ چند کودک افغانی تلاش میکنند خودشان را به نقطهیی امن برسانند و در این مسیر اتفاقات متعددی برای آنها رخ میدهد. فریدون حسنپور هم با ششمین فیلم بلندش «نشانی» در جشنواره امسال شرکت خواهد کرد. «نشانی» که رضا عطاران بازیگر اصلی آن است؛ داستان علی نوجوان 14سالهیی است که در پرورشگاهی در تهران زندگی میکند. او بر اثر حادثهیی متوجه میشود پدرش زنده است، اما به دلیل قتل داییاش در زندان به سر میبرد. علی پس از مراجعه به زندان از آزادی پدر آگاه میشود. او که دیگر مایل به بازگشت به پرورشگاه نیست، به دنبال زندگي جديد خود است و به هر طريقي آدرس پدر را مي يابد، اما او با ازدواجي که کرده مايل نيست از علي نگهداري کند. به ناچار علي به دنبال مادر رفته تا شايد کمبود محبت هاي خود را جبران کند، اما دايي علي از آمدنش خوشحال نيست و او را از خود مي راند. در نهايت زماني که علي در اوج نااميدي است، پدر به سراغش مي آيد. «قند تلخ» ساخته محمدعرب و «راز مانا» ساخته عليرضا رازي فر نيز دو فيلم ديگر بخش مسابقه جشنواره امسال هستند که براي اولين بار نمايش داده مي شوند.
«قند تلخ» موضوعي اجتماعي، ورزشي و بهداشتي دارد و تلاش و فداکاري هاي مادري را براي نجات فرزند ورزشکارش به تصوير مي کشد. «راز مانا» هم روايتگر داستان کودک هشت ساله يي است که به سبب بيماري خاص اش از سوي مدرسه و همشاگردي ها تحت فشار قرار مي گيرد، اما ليلا مادر مانا با کمک دکتر فلاحي درصدد رفع مشکلات برمي آيند. پيش از اين گفته مي شد فيلم هاي «خروس جنگي» ساخته مسعود اطيابي، «نسکافه داغ داغ» ساخته علي قوي تن و «گراناز» ساخته عباس رافعي هم در جشنواره امسال شرکت مي کنند که گويا اين آثار يا به جشنواره نرسيده اند يا انتخاب نشده اند. در بخش مسابقه فيلم هاي بلند سينمايي، پروانه هاي زرين «بهترين فيلم بلند»، «بهترين کارگرداني فيلم بلند»، «بهترين فيلمنامه فيلم بلند»، «بهترين بازيگر کودک و نوجوان»، «پروانه زرين جايزه ويژه داوران» و «بهترين دستاورد فني و هنري» به برگزيدگان اهدا مي شود. يک گروه داوري ديگر، متشکل از 50 کودک و نوجوان ايراني، بهترين فيلم مسابقه سينماي ايران را با اهداي «پروانه زرين» انتخاب مي کنند. در اين جشنواره همچنين از طريق مراجعه به آراي تماشاگران، از ميان فيلم هاي بخش مسابقه سينماي ايران، به محبوب ترين فيلم «پروانه زرين» اهدا مي شود.
اما مرور فيلم هاي ويدئويي بيست و دومين جشنواره فيلم هاي کودکان و نوجوانان همدان حضور برجسته توليدات تلويزيوني و همچنين دو انيميشن را مورد توجه قرار مي دهد. در فاصله چند روز مانده به آغاز بيست و دومين جشنواره بين المللي فيلم کودک و نوجوان همدان، مشخص شدن فيلم هاي ويدئويي حاضر در اين جشنواره مي تواند آغازگر گمانه زني براي رقابت هاي اين دوره باشد.
اين دوره جشنواره که براي دومين سال پياپي در همدان برگزار مي شود، طبق رسم هر سال شامل رقابت آثار کودک و نوجوان در سطوح مختلف است و در بخش فيلم هايي ويدئويي يک پروانه زرين به اثر برگزيده تعلق مي گيرد. ضمن اشاره به اين نکته که بخش اعظم آثار ويدئويي حاضر در جشنواره از توليدات تلويزيون و سيمافيلم هستند و دو انيميشن نيز در ميان آنها حضور دارد. «ابي سي دي» محمد درمنش بر اساس فيلمنامه غلامحسين دريانورد و حسين زارعي داستان نوجواني است که در بوشهر سي دي مي فروشد و بر اثر يک اشتباه تصاوير خانوادگي او دست دلالان مي افتد. عباس غزالي، اسماعيل سلطانيان، علي سليماني، مهدي فقيه، مهوش صبرکن، شقايق نعيمي، جهانشير ياراحمدي، عادل رجبي، مهدي بحري و ساسان بهروزيان بازيگران فيلم هستند.
ابوالفضل طالوني تدوينگر، محسن شريفيان و بابک شهرکي آهنگساز، مهدي اميري مدير فيلمبرداري، محمد شيوندي صدابردار، آذر شباني نژاد طراح صحنه و لباس، غلامرضا جهانمهر طراح گريم، محسن درمنش مجري طرح، مهدي درمنش مديرتوليد «ابي سي دي» هستند. اين فيلم که از محصولات سيمافيلم است پس از نمايش در جشنواره از تلويزيون پخش مي شود. درمنش فارغ التحصيل رشته فيلمبرداري سينماست و يازده فيلم در مقام فيلمبردار و چهار فيلم در مقام کارگردان در کارنامه دارد که عبارتند از «دوشيزه»، «هيام»، «کانديداتور» و «ماه وش» که فيلم آخر هنوز به نمايش درنيامده است. از آثار او در مقام فيلمبردار مي توان «در جست وجوي قهرمان»، «تعقيب سايه ها»، «بدوک»، «حماسه مجنون»، «بر بال فرشتگان» و «سينما سينماست» را نام برد.
«از بهشت بر زمين» ساخته مهدي عبداللهي فيلمساز جوان و مستندساز است. عبداللهي مستند 25 دقيقه يي «عروس آسمان» را در کارنامه دارد که ترکيبي از واقعيت و اساطير ايراني است و صدابردار، تدوينگر، تصويربردار، نويسنده و کارگردان آن بوده است. فيلم کوتاه «هر که او عاشق او» از ديگر ساخته هاي مهدي عبداللهي است. «بچه هاي کوچه دوازدهم» ساخته شاپور قريب بر اساس فيلمنامه بيژن شيرمرز، محمد سلطاني و اميرکاوه آهنجان به سفارش گروه فيلم و سريال شبکه يک توليد شده است. داستان فيلم درباره حاج آقا حقيقت است که براي بهترين تزيين دو کوچه در يک محله جايزه تعيين کرده و همين عامل رقابت بين بچه ها مي شود.
سيدجواد هاشمي، آتش تقي پور، حميد مهين دوست، کبري فرخي و پروين سليماني از بازيگران اين فيلم هستند. قريب از فيلمسازان قديمي سينما و تلويزيون است که از آثار او پس از انقلاب مي توان به «بگذار زندگي کنم»، «سايه هاي غم»، «بازگشت قهرمان»، «خانواده کوچک ما»، «اشک و لبخند»، «کفش هاي جيرجيرک دار»، «سوگند» و... اشاره کرد. او همچنين سري اول مجموعه «روزگار جواني» و... را در تلويزيون ساخته است.
«به خاطر خواهرم» ساخته حجت الله سيفي بر اساس فيلمنامه مشترک سيفي و شهناز ارسالي توليد شده است. فيلم مضموني اجتماعي دارد و داستان رستوران داري به نام کريم را روايت مي کند که در يک جاده خارج شهر کار مي کند. او دچار مشکلاتي شده و دخترش نمي تواند ازدواج کند و در همين حين پسرش نيز گم مي شود.
اسماعيل محرابي، شبنم قلي خاني، رامين راستاد، اصغر نقي زاده، بهروز نيک اخلاق، فريده دريامج و مهرداد فلاحتگر بازيگران اين فيلم هستند. سيفي هفت فيلم در مقام کارگردان دارد که از آن جمله مي توان به «کيلومتر پنج»، «جست وجو در شهر»، «خانه يي مثل شهر»، «ماه عسل»، «عروس کاغذي» و «محکومين بهشت» اشاره کرد. شباهت داستان اين فيلم به «بچه هاي ابدي» پوران درخشنده سال گذشته حاشيه هايي ايجاد کرد و سيفي مدعي شد فيلمنامه «به خاطر خواهرم» را قبل از ساخت فيلم درخشنده به نگارش درآورده است.
«روزنه يي به بهشت» سومين ساخته کاوه سجادي حسيني براي گروه کودک و نوجوان شبکه يک تهيه شده و داستان پسري 10 ساله را روايت مي کند که در يکي از شهرهاي مرزي زندگي مي کند. او دوچرخه يي دارد که خيلي به آن علاقه مند است، اما هنگام حمله بعثي ها به ايران برادرش دوچرخه او را مي گيرد تا خبر حمله عراق به خاک ايران را به نيروهاي خودي اعلام کند.
جميل عبداللهي، تورج فرامرزي، احمد آقالو و سهيلا گلستاني بازيگران و عليرضا رئيسيان تهيه کننده فيلم هستند. کاوه سجادي حسيني دستيار کارگرداني فيلم هاي سينمايي «دربه درها» اميرحسين صديق، «نصف مال من، نصف مال تو» وحيد نيکخواه آزاد، «گناه من» مهرشاد کارخاني، «پرونده هاوانا» عليرضا رئيسيان و «زن زيادي» تهمينه ميلاني را در کارنامه دارد و منشي صحنه فيلم «گاوخوني» بهروز افخمي بوده است. «سفر به سرزمين اعداد» ساخته غلامرضا حبيبي و علي رفيع زاده است که تجربه همکاري در ساخت مجموعه هاي تلويزيوني ترکيبي «بادبادک» براي گروه سني کودکان و «مهر و آفتاب» براي گروه سني نوجوانان را دارند. همچنين حبيبي به عنوان انيماتور در ساخت آنونس دهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس در سال 84 همکاري داشته است.
جشنواره فيلم کودک و نوجوان همدان در آستانه بيست و دو سالگي همچنان بر روند توليد سينماي ايران بي تاثير است و سينماي کودک ما براي احياي بيش از برگزاري جشنواره به حرکت هايي جريان ساز در بطن ساختار سينما نياز دارد. بيست و دومين جشنواره فيلم کودک و نوجوان همدان در حالي به روزهاي برگزاري نزديک مي شود که بحث و آسيب شناسي چرايي مهجور ماندن اين گونه سينمايي همچنان مطرح و البته بدون راهکار مانده است. واقعيت اين است که سهم فيلم هاي کودک از اکران سالانه سينماي ايران ناچيزتر از آن است که به آمار و ارقام درآيد و بخش اعظم آثاري که نام اين گونه سينمايي را يدک مي کشند متعلق به گروه فيلم هايي درباره کودک هستند تا براي کودک. در اين شرايط به نظر مي آيد صرف برگزاري يک جشنواره که در 22 سالگي همچنان بر روند توليد سينماي ايران بي تاثير است، نمي تواند يک امتياز تلقي شود. احياي اين گونه سينمايي نيازمند حرکت هايي جريان ساز در بطن ساختار سينماست. «سفر به سرزمين دور» به نويسندگي و کارگرداني ساسان پسيان يک انيميشن بلند به تهيه کنندگي پسيان و موسسه فرهنگي هنري صبا است. پسيان فارغ التحصيل کارشناسي ارشد انيميشن آثار کوتاه داستاني، تجربي، تلويزيوني، تبليغاتي و صنعتي چون «سور ثنا» و... را در کارنامه دارد. اين فيلم 108 دقيقه يي در سه سال آماده شده و فيلمنامه آن اقتباسي آزاد از منطق الطير عطار است. سرزمين طاووس شاه از جانب سپاهيان کابوس سياه تهديد شده و در اين ميان عده يي از درباريان سرزمين خود را ترک مي کنند و به سرزمين دور مي روند. «سفر به سرزمين دور» در جشنواره فيلم فجر پارسال به نمايش درنيامد، اما در ايام سوگواري نيمه خرداد از تلويزيون پخش شد. «سفر به سرزمين دور» با تکنيک دوبعدي رايانه يي تهيه شده است.
«عاشورائيان» به کارگرداني ناهيد صمدي امين با زمان 78 دقيقه به مناسبت ايام ماه محرم توليد شده و در قالب انيميشن روايتگر اتفاق هايي است که براي سفير امام حسين (ع) مسلم بن عقيل در سفر به کوفه به همراه قيس بن مسهر پيش مي آيد. مسلم به کوفه مي رسد و مردم را به بيعت با امام دعوت مي کند، اما با خيانت مردم کوفه در خانه پيرزني که به او پناه داده به اسارت درمي آيد.
«عاشورائيان» به همت مرکز صبا در مدت چهار سال آماده و در آن سعي شده داستان ياران امام حسين (ع) با زبان انيميشن براي مخاطب نوجوان و جوان به گونه يي روايت شود که هر چه بيشتر با حماسه عاشورا و اتفاقات قبل از آن آشنا شوند. اين انيميشن ماه محرم از تلويزيون پخش شد و با موفقيت آن صمدي امين انيميشن «حبيب بن مظاهر» را نيز با تکنيک دوبعدي ساخته است.
«شادونه و شبح سياه» به کارگرداني احمد درويش عليپور و تهيه کنندگي محمدرضا طريقت پورمنفرد از توليدات گروه کودک و نوجوان شبکه يک سيماست. داستان اين فيلم درباره اهالي شهر شادونه است که مورد هجوم شبح سياه قرار مي گيرند. آنها سعي مي کنند در مقابل اين هجوم از خود دفاع کنند و... فيلمنامه فيلم را مريم السادات ميرمعصومي نوشته و مليکا زارعي، مژگان رباني، صديقه کيانفر و امير آتشاني در آن بازي کرده اند. «ماه قرمز» به کارگرداني سعيد ابراهيمي فر و تهيه کنندگي مهدي کريمي بر مبناي فيلمنامه رضا مقصودي ساخته شده است. اين فيلم روايتگر زندگي نوجواني به نام نويد است که وظيفه رساندن آمبولانس اهدايي اهالي روستاي محل زندگي خود را به جبهه برعهده مي گيرد. اين نوجوان طي حوادثي که در منطقه جنگي تجربه مي کند، به بلوغ فکري و جسمي مي رسد.
حسن پورشيرازي، کورش سليماني، حسين فلاح، حميد ميهن دوست، محمد کرماني و عليرضا مهابادي بازيگران، شهرام مکري و محمد کريمي تدوينگر، فرزام منطقي صدابردار، بهروز شعيبي طراح گريم، علي مربي طراح صحنه و لباس، مهدي جعفري تصويربردار و سعيد شهرام آهنگساز فيلم هستند که به گفته کارگردان قرار بود در جشنواره فيلم فجر پارسال به نمايش درآيد.
«محبوبه» به نويسندگي و کارگرداني وحيد نيکخواه آزاد و به سفارش مرکز سيمافيلم ساخته شده است. داستان فيلم درباره جواني به نام قدرت است که از پدر محبوبه طلبکار است. او مي خواهد محبوبه را به جاي طلب از پدرش بگيرد، اما دختر فرار مي کند.
نگار نيکخواه آزاد، شبنم مقدمي، انوشيروان فاطمي، نادر سليماني، رضا توکلي، بهراد خرازي، اسماعيل پوررضا و محمدرضا حقگو بازيگران فيلم هستند. بيست و دومين جشنواره بين المللي فيلم هاي کودکان و نوجوانان از يکم تا پنجم تيرماه در شهر همدان برگزار خواهد شد.
منبع خبر: اعتماد، سینمای ما
نويسنده :
باران سینما - ساعت 1:20 روز یکشنبه 26 خرداد1387
از بين 190 فيلمي كه آماده نمايش هستند يا براي نمايش عمومي آماده ميشوند، 92 فيلم از سالهاي گذشته پشت خط ماندهاند و هنوز راهي به پرده نقرهاي نيافتهاند.
190 فيلم ايراني كه يا به جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر نرسيدند يا در حال توليد هستند، براي نمايش در ادامه سال 87 يا جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر آماده ميشوند و از اين بين حدود 92 فيلم از سالهاي گذشته، پشت خط اكران ماندهاند.
اين در حالي است كه «محمود اربابي» مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي، اين نكته را اعلام كرده است كه بر خلاف سالهاي گذشته كه ايجاد فرصت براي پررونق شدن اكران و پرمخاطب شدن فيلمها در اولويت بوده، قرار است برنامه تازهاي در اكران پيگيري شود كه بر اساس آن فرصت اكران براي فيلمهاي بيشتري بهوجود آيد تا كمتر فيلمي منتظر دستيابي به فرصت نمايش باشد.
* فيلمهاي آماده اكران از جشنواره بيستوهفتم (34 فيلم)
1- آواز گنجشكها (مجيد مجيدي)، 2- احضارشدگان (آرش معيريان)، 3- حس پنهان (مصطفي رزاقكريمي)، 4- استشهادي براي خدا (عليرضا اميني)، 5- باد در علفزار ميپيچد (خسرو معصومي)، 6- سبز كوچك (غلامرضا رمضاني)، 7- نشاني (فريدون حسنپور)، 8- مصاحبه (بهرام كاظمي)، 9- مجرم (اصغر نصيري)، 10- آتش سبز (محمدرضا اصلاني)، 11- محيا (اكبر خواجويي)، 12- هميشه پاي يك زن در ميان است (كمال تبريزي)، 13- پرچمهاي قلعه كاوه (محمد نوريزاد)، 14- كنعان (ماني حقيقي)، 15- ستايش (محمدرضا رحماني)، 16- تنها دو بار زندگي ميكنيم (بهنام بهزادي)، 17- فرزند خاك (محمد باشه آهنگر)، 18- آن مرد آمد (حميد بهمني)، 19- در ميان ابرها (سيدروحالله حجازي)، 20- حقيقت گمشده (محمد احمدي)، 21- دلشكسته (علي روئينتن)، 22- كتوني سفيد (ابراهيم معيري)، 23- قند تلخ (محمد عرب)، 24- يك وجب از آسمان (علي وزيريان)، 25- هامون و دريا (ابراهيم فروزش)، 26- شب (رسول صدرعاملي)، 27- خواب زمستاني (سيامك شايقي)، 28- دوست داشتن (ابراهيم فروزش)، 29- ديوار (محمدعلي طالبي)، 30- ريسمان باز (مهرشاد كارخاني)، 31- چراغي در مه (پناهبرخدا رضايي)، 32-شب حورا (شهاب ملتخواه)، 33- جعبه موسيقي (فرزاد موتمن)، 34- انتهاي زمين (ابوالفضل صفاري)
* فيلمهاي آماده اكران كه به جشنواره بيست و هفتم نيامدند (23 فيلم)
1- خاك آشنا (بهمن فرمان آرا)، 2- دايناسور (پرويز شيخطادي)، 3- ماهوش (محمد درمنش)، 4- محافظ (محمدجواد كاسهساز)، 5- بالاتر از آسمان (فريدون حسنپور)، 6- موش (شاهد احمدلو)، 7- بهخاطر خواهرم (حجتالله سيفي)، 8- دختر ميليونر (اكبر خامين)، 9- ماه قرمز (سعيد ابراهيميفر)، 10- روابط (ايرج كريمي)، 11- سه زن (منيژه حكمت)، 12- خواستگار محترم (داود موثقي)، 13- هر شب تنهايي (رسول صدرعاملي)، 14- هرچي تو بخواي (محمد متوسلاني)، 15- صدسال به اين سالها (سامان مقدم)، 16- زمزمه بودا (حسين قاسميجامي)، 17- ارتفاع 6:45 (سيامك شايقي)، 18- صندلي خالي (سامان استركي)، 19- كتاب قرمز (مزدك ميرعابديني)، 20- اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر (شهرام مكري)، 21- تاكسي نارنجي (ابراهيم وحيدزاده)، 22- بازي خطرناك (حسن هدايت)، 23- مقلد شيطان (افشين صادقي)
* فيلمهاي در حال توليد يا در مرحله فني (44 فيلم)
1- وقتي همه خوابيم (بهرام بيضايي)، 2- چهرهبه چهره (علي ژكان)، 3- پاتو زمين نذار(ايرج قادري)، 4- كارناوال مرگ (رضا اعظميان)، 5- صداها (فرزاد موتمن)، 6- فرزند صبح (بهروز افخمي)، 7- بيپولي (حميد نعمتالله)، 8- عيار 14 (پرويز شهبازي)، 9- سوپر استار! (تهمينه ميلاني)، 10- در شب عروسي (رضا قهرماني) 11- ميزاك (حسينعلي ليالستاني)، 12- تاكسي نارنجي (ابراهيم وحيدزاده)، 13- لالايي (منيژه حكمت)، 14- نطفه شوم (كريم آتشي)، 15- ترديد (واروژكريم مسيحي)، 17- مانگديم (حسين محجوب)، 18- كودك و فرشته (مسعود نقاشزاده)، 19- زخم شانه حوا (احمد مرادپور)، 20- پاداش (كمال تبريزي)، 21- خروس جنگي (مسعود اطيابي)، 22- پنالتي (انسيه شاهحسيني)، 23- پوسته (مصطفي آلاحمد)، 24- كارناوال مرگ (رضا اعظميان)، 25- ملك سليمان (شهريار بحراني)، 26- عسل ايراني (قدرتالله صلح ميرزايي)، 27- زادبوم (ابوالحسن داوودي)، 28- امشب شبمهتابه (محمدهادي كريمي)، 29- آنسوي رودخانه (عباس احمديمطلق)، 30- پسر تهراني (كاظم راستگفتار)، 31- درباره الي (اصغر فرهادي)، 32- دو خواهر (محمد بانكي)، 33-هفت و پنج دقيقه (محمدمهدي عسگرپور)، 34- يك اشتباه كوچولو (محسن دامادي)، 35-نيلوفر (سابين ژمايل)، 36- دوزخ، برزخ، بهشت (بيژن ميرباقري) 37- نامزد آمريكايي من (داوود توحيدپرست)، 38- گراناز (عباس رافعي)، 39- ده رقمي (همايون اسعديان)، 40- دعوت (ابراهيم حاتميكيا)، 41- حيران (شاليزه عارفپور)، 42- كتاب قانون (سيدمازيار ميري)، 43- حركت اول (فرهاد نجفي) و 44- چهارچنگولي (سعيد سهيلي)
* فيلمهاي منتظر اكران از سالهاي گذشته (92 فيلم)
الف- فيلمهاي پشت خط
1- بازهم سيب داري (بايرام فضلي)، 2- روايتهاي ناتمام (پوريا آذربايجاني)، 3- تكدرختها (سعيد ابراهيميفر)، 4- آخرين ملكه زمين (محمدرضا عرب)، 5- آدم (عبدالرضا كاهاني)، 6- ميناي شهر خاموش (اميرشهاب رضويان)، 7- فرود در غربت (سعيد اسدي)، 8- كوچههاي باريك (علي زمانيعصمتي)، 9- خواب ليلا (مهرداد ميرفلاح)، 10- حافظ (ابوالفضل جليلي)، 11- چند روز بعد (نيكي كريمي)، 12- نسل جادويي (ايرج كريمي)، 13- چشمهايت را ببند و شليك كن (عليرضا اميني)، 14- نسكافهداغ داغ (علي قويتن)، 15- مثل يك قصه (خسرو سينايي)، 16- گزارش مريم (اسماعيل براري)، 17- ژاني گهل (جميل رستمي)، 18- پاپيتال (اردشير شليله)، 19- پايان راه (افسانه منادي)، 20- سينه سرخ (پرويز شيخطادي)، 21- روز برميآيد (بيژن ميرباقري)، 22- شهرت (ايرج قادري)، 23- خاك سرد (رضا سبحاني)، 24- حيات (غلامرضا رمضاني)، 25- سبيل مردونه (جواد اردكاني)، 26- اسب (بابك محمدي)، 27- ايستگاه بهشت (نادر مقدس)، 28- آن سه (نقي نعمتي)، 29- تصميم كبري (سيروس حسنپور)، 30- قفلساز (غلامرضا رمضاني)، 31- ايران سراي من است (پرويز كيمياوي)، 32- ستاره ميشود (فريدون جيراني)، 33- ستاره بود (فريدون جيراني)، 34- ساكنين سرزمين سكوت (سامان سالور)، 35- عصر جمعه (مونا زندي)، 36- شاهزاده ايراني (محمد نوريزاد)، 37- دلبران (ابوالفضل جليلي)، 38- گل يا پوچ (ابوالفضل جليلي)، 39- پرونده هاوانا (عليرضا رئيسيان)، 40- زمان ميايستد (عليرضا اميني)، 41- بيدار شو آرزو (كيانوش عياري)، 42- سفره ايراني (كيانوش عياري)، 43- كارگران مشغول كارند (ماني حقيقي)، 44- مواجهه (سعيد ابراهيميفر)، 45- شبانه (كيوان عليمحمدي، اميد بنكدار)، 46- يادداشت بر زمين (عليمحمد قاسمي)، 47- هفت پرده (فرزاد موتمن)، 48- گفت و گو با سايه (خسرو سينايي)، 49- شوريده (محمدعلي سجادي)، 50 - تردست (محمدعلي سجادي)، 51- دم صبح (حميد رحمانيان)، 52- راه طي شده (عباس رافعي)، 53- سوگند (شاپور قريب)، 54- شاعر زبالهها (محمد احمدي)، 55- نگاه (سپيده فارسي)، 56- او (رهبر قنبري)، 57- پل سيزدهم (فرهاد غريب)، 58- باباعزيز (ناصر خمير)، 59- آواي جبرئيل (سيروس رنجبر)، 60- رقص با رويا (محمود كلاري)، 61- جمشيد و خورشيد (بهروز يغمائيان)، 62- يك قدم تا خدا (علي عطشاني)، 63- گناه من (مهرشاد كارخاني)، 64- قناري (جواد اردكاني)، 65- آنكه دريا ميرود (آرش معيريان)، 66- گاهي واقعي (رامين لباسچي)، 67- من و دبورا (سيدضياالدين دري)، 68- رامي (بابك شيرينصفت)
ب- فيلمهايي كه تكليف نمايش مبهمي دارند
1- تسويه حساب (تهمينه ميلاني)، 3- نيوه مانگ (بهمن قبادي)، 4- آفسايد (جعفر پناهي)، 5- سفر به هيدالو (مجتبي راعي)، 6- خواب تلخ (محسن اميريوسفي)، 7- جزيره آهني (محمد رسولاف)، 8- راي باز (مهدي نوربخش)، 9- صحنههای خارجي (عليرضا رسولينژاد)، 10- به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتميكيا)، 11- دايره (جعفر پناهي)، 12- آتشكار (محسن اميريوسفي)، 13- پوست موز (علي عطشاني)، 14- ترانه تنهايي تهران (سامان سالور)، 15- آنجا (عبدالرضا كاهاني)، 16- يك شب (نيكي كريمي)، 17- طلاي سرخ (جعفر پناهي)، 18- چند كيلو خرما براي مراسم تدفين (سامان سالور)، 19- باد ما را خواهد برد (عباس كيارستمي)، 20- جنگ كودكانه (ابوالقاسم طالبي)، 21- عروس افغان (ابوالقاسم طالبي)، 22- كولي (علي شاه حاتمي)، 23- تركشهاي صلح (علي شاه حاتمي)، 24- پوزيتيوهاي فراموش شده (علي عطشاني) و...
گزارش: خبرگزاری فارس
نويسنده :
باران سینما - ساعت 19:34 روز شنبه 25 خرداد1387
|
جمال ساداتيان» در گفتوگو با فارس:
اكران «دايره زنگي» در امارات آغاز شد
خبرگزاري فارس: شب گذشته، با برپايي افتتاحيه فيلم «دايره زنگي» در دوبي، اكران عمومي اين فيلم در كشور امارات متحده عربي آغاز شد. |
 |
«سيدجمال ساداتيان» تهيهكننده «دايره زنگي» كه در اين افتتاحيه اين فيلم حضور داشت،در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت:روز گذشته اكران افتتاحيه «دايره زنگي» برگزار شد و با استقبال خوب و واكنش مثبت مردم در اين كشور همراه بود.
وي درباره مدت زمان اكران اين فيلم در اين كشور عربي گفت: ادامه اكران اين فيلم در دوبي، بستگي به ميزان فروش آن دارد.
ساداتيان خبر از شروع اكران اين فيلم ظرف يكي،دو هفته آينده در آمريكا داد و افزود: زيرنويس انگليسي فيلم در ايران در حال آماده شدن است كه با اتمام افزودن زيرنويس،اكران آن تا يكي،دو هفته ديگر در آمريكا شروع ميشود.
«دايره زنگي» تاكنون يك ميليارد و 120 ميلون تومان در تهران فروش داشته و به عنوان پرمخاطبترين فيلم سال 87 تاكنون دست يافته است.
نويسنده :
باران سینما - ساعت 14:0 روز شنبه 25 خرداد1387
مرثيهای برای يک رؤيا
اینکه رخشان بنیاعتماد سینماگریست واقعنما، متعهد، مستندگرا و اجتماعیپرداز، اینکه هریک از آثارش سندیست از روزگار ما، به جای خود محفوظ و مقبول. اما آنچه او را میان سینماگرانی از این دست یکه میسازد، پیکرتراشی چیرهدستانهی اوست از آدمهای نقش اول فیلمهایش که پس از خلقت، همچون سایه، همچون همزاد، با ما میآیند. رهایمان نمیکنند، تا آنجا که میرویم و هستیم. پیش از آنکه بنیاعتماد را با فیلمهایش به یاد آوریم، با شخصیتها ــ تندیسها-ی شوربختیاش به جا میآوریم. با حلیمی حاشیهنشینِ بیپناه (خارج از محدوده، 1366
)، نصرالله پاکسرشت بهیغمارفته (زرد قناری، 1367
)، مرتضای خوشباور محنتزده (پول خارجی، 1368
)، آفاق مظلومکشتهی عشق (نرگس، 1370
)، نوبر کردانی اسیر تقدیر و تحقیر (روسری آبی، 1372
)، فروغ کیای برزخنشین (بانوی اردیبهشت، 1376
)، طوبای دلیر خستگیناپذیر (زیر پوست شهر، 1379
)، گیلانهی صبور و نماد همهی نیکیهای عالم (گیلانه، 1383
) و آخرین تندیس،سارای معصوم و مغبون و دربند خونبازی
؛ حکایت تیغ و ابریشم، رقص رنج، مرثیهای برای یک رؤیا.
این گفتوگو نه دربارهی تندیسها، که پرسهایست در کارگاه پیکرتراش.
مسعود مهرابی
صحبت کردن دربارهی کاری که انجام دادهای و با آن زندگی کردهای سخت است. باید به مغزت فشار بیاوری که این طرح از کجا آمد و چهطور شروع شد؟ چه مراحلی را از تحقیق تا نگارش فیلمنامه و ساخت و پرداخت جزییات پشت سر گذاشتهای؟ همیشه سختترین کار برایم توضیح دادن این حرفهاست. به همین دلیل از مصاحبه و گفتوگو بدم میآید. چون باید دنبال واژههایی بگردم برای یادآوری کاری که هنگام انجام دادنش به اصل آن فکر میکردم، نه چگونگی انجامش. این جور نگاه کردن به حاصل کار، مثل دیگر حواشی سینما اذیتم میکند.
به هر حال، هر اثر هنری اعم از فیلم یا کتاب و غیره وقتی عرضه میشود، پیامداش همین گفتوگوها و بحثهاست. در واقع این هم بخشی از کار است. کسانی که سینما را بهطور جدیی پیگیری میکنند، دوست دارند از طریق نوشتار هم به چندوچون یک فیلم پی ببرند. سعی خواهم کرد این گفتوگو برای شما مطلوب و دلپذیر باشد...
هر جا صحبت از رخشان بنیاعتماد پیش میآید، موضوع «فیلمساز متعهد» هم مطرح میشود. میخواهم تعریف خودتان را از تعهد و سینمای متعهد بدانم. اصلاً چنین تعبیر و برداشتی را قبول دارید؟
فکر میکنم بهتر است کسانی که مرا «فیلمساز متعهد» میدانند، خودشان توضیح بدهند که تلقیشان از این اصطلاح چیست. شاید دلیلش همان گرایشی باشد که برخی هم با آن موافق نیستند. بارها گفتهام که سینما برای من هدف نیست، وسیله است. خب، این اعتقاد و نوع نگاه من به سینماست. دلیل دیگرش را باید در شرایطی جستوجو کرد که سینماگران همنسل من در آن به فیلمسازی روی آوردند. برای ما، سینما بیش از آنکه وسیلهی سرگرمی و تفریح باشد، امکانی برای طرح موضوع و آگاهیبخشی و بیان یک موقعیت بود. این تلقی در جامعهای مثل جامعهی ما، سینما را به سوی همان تعهدگرایی سوق میدهد. در جامعهای که بسیاری از معضلات و مشکلات اولیهاش هنوز حل نشده است، سینما چنین معنا و تعریفی دارد. در جامعهی ما سینما وظیفه دارد با وسواس و حساسیت به واقعیتها بپردازد. هرچند ظاهراً این تعریف کمکم دارد رنگ میبازد....
در کار شما که رنگ نباخته. لابد منظورتان جامعهی سینمایی ایران است.
نگاه به سینما، رفتهرفته از این دیدگاه فاصله میگیرد. البته هنوز فیلمسازان بسیاری همچنان سینما را ابزاری برای بیان دشواریها و موضعگیریهای شخصی میدانند اما از طرفی هم سینمای سرگرمیساز بازار پررونقی دارد. به هر حال نباید ناامید شد.
بنابراین تعهد اجتماعی و فرهنگی شما را به ساختن فیلم وامیدارد. با این نگاه سوژهها را چهگونه انتخاب میکنید؟ چهطور به این نتیجه میرسید که وقت ساختن فیلمی چون نرگس و گیلانه یا خونبازی است؟ چه چیزی این تعهد را هدایت میکند؟ آیا هدفمند است یا هرچه پیش آید خوش آید؟
هرچه پیش آید، نیست. ممکن است در مقطعی مشخص نیاز به طرح موضوعهای مختلفی وجود داشته باشد اما به لحاظ شرایط سیاسی و اجتماعی مطرح کردنشان میسر نشود یا خودم آمادگی کار روی آن موضوعها را نداشته باشم. چون اگر طرحی در ذهنم جا نیفتد و به کمال مطلوب نرسد، نمیتوانم آن را بسازم. این گونه نیست که اگر فیلمی ساختهام حتماً مهمترین موضوع و مسأله روز بوده است. طبعاً موضوعهای مختلفی ذهنم را مشغول میکنند و من فقط میتوانم سراغ یکیشان بروم. برای ساخت هر فیلمی باید از مرحلهی طرح اولیه تا نگارش فیلمنامه و شروع کار، امکانات لازم فراهم شوند. گاهی موضوعی ذهنم را مشغول میکند. مدتی با آن کلنجار میروم، حتی پیرامونش تحقیقاتی انجام میدهم اما چون زمینه مساعد نیست، به فیلم تبدیل نمیشود.
یعنی بیشتر مشکل، ممیزی و خط قرمزهاست که به هر حال هر هنرمندی در جامعهی خودش با آنها سروکار دارد؟
بله، بیشتر مشکل ممیزی است و همچنین این که طرح اولیه و فیلمنامه باید پاسخگوی همهی دغدغهها نسبت به موضوع باشد. گاهی ممکن است به یک طرح مطلوب و متناسب با دلمشغولیهایم نرسم. در این صورت ترجیح میدهم آن فیلم را نسازم.
با توجه به تعریفی که از تعهد ارائه دادید، اگر دستتان باز بود، دربارهی چه مسائلی فیلم میساختید؟
یک تصویر کلی از شرایط کنونی جامعه. این زلزلهای که در جابهجایی طبقات اجتماعی به وجود آمده و خردمندان و روشنفکران و مصلحان جامعه را منفعل میکند و هیچ چیز سر جای خودش نیست. دستمایهی حساسی برای سینماست. چنین وضعی به یک موقعیت سیاسی مربوط میشود که بیتردید، پرداختن به آن با مشکل روبهرو خواهد شد. کاش میتوانستم فیلمی بسازم و به شکل نمادین، موقعیت جامعهی معاصر را از نظر اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جابهجایی طبقات مختلف، به تصویر بکشم. جامعه زاویههای مختلفی دارد. باید خردمندان و روشنفکران خطوط کلی جامعه را ترسیم کنند و برای سیاست و اقتصاد و فرهنگ، برنامهریزی کنند. متخصصها و کارشناسان باید طرحها و برنامهها را به اجرا درآورند، در حالی که به دلیل همان جابهجایی طبقات، چنین نیست و در بیشتر موارد فرهنگی و سیاسی و اجتماعی، روشنفکران و خردمندان پس زده میشوند. به نظرم امروز شکل مار قابلفهمتر از کلمه ی آن است.
اینکه جامعه از ظرفیت کامل نخبگانش استفاده نکند، موضوع ناخوشایندیست و پیامدهایی دارد. گسترش اعتیاد به مواد مخدر، یکی از پر شمار پیامدهای آن است. دربارهی این موضوع توضیح بدهید که مضمون خونبازی چهگونه شکل گرفت. شما قبلتر فیلم مستندی دربارهی اعتیاد ساخته بودید به نام زیر پوست شهر که بعد این نام را سال 1379 روی یک فیلم داستانی گذاشتید. آیا خونبازی، شکل گسترشیافتهی آن است یا قصهی جداگانهای دارد؟
هم قصهی جداگانهای دارد، هم با آن تحقیق مرتبط است. تحقیقات مربوط به آن فیلم مستند را سال 1374 در مرکز پیشگیری از آسیبهای اجتماعی وزارت بهزیستی انجام دادیم و قرار بود فیلمی دربارهی اعتیاد ساخته شود. وقتی تحقیق را شروع کردم، دیدم اصلاً موضوعی نیست که بهسادگی با خواندن چند جزوهی آماری و چند مصاحبه بتوان به اصل آن رسید. یک دورهی طولانی با پیروز کلانتری مراحل تحقیق این کار را انجام دادیم. حدود نه ماه طول کشید. بر اساس نظر کارشناسان پیشبینی میشد که اعتیاد در سالهای آینده بهشدت شایع خواهد شد؛ یعنی هر اندازه که ما بخواهیم خودمان را از خطر محفوظ نگهداریم باز این خطر وجود خواهد داشت که مثل میکروب از جایی وارد بشود. نام آن فیلم مستند زیر پوست شهر بود و با هدف کاربردی و آگاهسازی خانوادههای طبقهی متوسط ساخته شد تا شاید در این مورد احساس نگرانی کنند. چون نگرانی از ابزار مهم پیشگیری است. فیلم مستند زیر پوست شهر را تلویزیون نمایش نداد. مسئولان مبارزه با مواد مخدر هم گفتند که فیلم تلاش و کوشش مأموران مبارزه با مواد مخدر را نادیده گرفته و با تلخاندیشی و مبالغه موضوع را طرح کرده است. مسألهی اساسی آن فیلم، هشدار تکاندهندهای بود و بر این نکته تأکید داشت که هر کس در فاصلهی نیم ساعت خارج شدن از خانه، هر جا باشد، میتواند به انواع مواد مخدر دست پیدا کند. به نظر کسانی که مبارزه با مواد مخدر را در حد پیشگیری از توزیع آن میدیدند، این فیلم تلخ و سیاه و بدبینانه میآمد. در حالی که مسألهی من تأکید بر رشد میزان تقاضا و مصرف مواد مخدر بود. قرار داشتن کشور ما در مسیر ترانزیت مواد مخدر و امکان بالا رفتن عرضه، ما را با خطر وفور مواد روبهرو میکرد. مسألهی مهم این است که ما باید میزان تقاضا را کاهش دهیم. متأسفانه در سالهای اخیر تقاضا بالا رفته است. گرایش نوجوانان و جوانان به نوجویی و تنوعطلبی در مصرف انواع مواد، به مشکل دامن میزند. البته این بحران جنبهی جهانی دارد اما فراگیر بودنش نباید بهانهای برای توجیه قضیه شود. وجود ناهنجاریهای روانی، اجتماعی و سیاسی در جامعه، میزان تقاضا را افزایش میدهد. تصور کلیشهای از آدم معتاد همیشه این بوده است که باید او را با سرووضع پریشان و نابهسامان کنار خیابان ببینیم اما اگر دقیقتر به موضوع نگاه کنیم، مصرف مواد مخدر را در حد وحشتناکی خواهیم دید.
چهطور این مضمون و تحقیق مستند را داستانی کردید؟
طی سالهای اخیر همیشه دلم میخواست دربارهی این موضوع فیلمی بسازم اما شکل داستانی دادن به برخی موضوعها خیلی مشکل است. با شناختی که از شرایط پیدا کرده بودم، میخواستم به زاویههای ناشناختهتر اعتیاد بپردازم. موقعیتی پیش آمد که برای ساخت یک فیلم مستند، دورانی را با خانوادهای سر کردم که همین معضل را داشتند.
روزهای متوالی از زندگی یک خانواده تصویربرداری کردید؟
بله، حدود یک ماه با آنها زندگی کردیم و حاصل کار شاید مهمترین منبع تحقیقی فیلمنامهی خونبازی شد. اینکه یک فرد معتاد چهطور نه فقط خودش بلکه همهی خانواده را درگیر مسأله میکند. بعد جملهی خیلی قشنگی در برنامهی تلویزیونی هزار راه نرفته از مادر یک جوان معتاد شنیدم که عصارهی همهی کندوکاوهایم بود؛ او میگفت تمام تلاشهایم برای این است که جوانم از آنچه که هست، بدتر نشود. یعنی امید بهبود نداشت! به هر حال مشاهداتم در آن دوران، مهمترین منبع تحقیقی کار بود و بعد شروع کردیم به نوشتن طرح کلی فیلمنامه.
سوژهی اولیه را برای نویسندگان فیلمنامه تعریف کردید یا خودتان دست به کار شدید و آن را نوشتید؟
اصلاً یادم نمیآید که طرح یا قصهای داشته باشم و بعد آن را تبدیل به فیلمنامه کنم. اساس کار موقعیت یک جوان معتاد بود. مسألهی اعتیاد موضوعی هزاروجهی است. بیشترین زمان صرف بحثهای کلی پیرامون شناخت و درک ماهیت موضوع شد. با متخصصان و کارشناسان و افرادی که خودشان درگیر هستند، صحبت کردم. آن فیلم مستند منبع مهم تحقیق بود. سعی داشتیم نشان بدهیم که اسیر اعتیاد شدن خیلی سختتر از آن است که به نظر میرسد. هیچ جوانی وقتی شروع به مصرف مواد میکند باور ندارد که روزی معتاد به مصرف میشود. همه میگویند هر وقت بخواهیم کنار میگذاریم. ما میخواستیم این مقطع مهم را در فیلمنامه بیاوریم. رنج طاقتفرسای ترک اعتیاد را به تصویر بکشیم. اینکه اگر طرف واقعاً بخواهد ترک کند با چه مشکل بزرگی روبهرو خواهد بود. برای توصیف این موقعیت، قصههای مختلفی به ذهنمان رسید که در نهایت این قصه را انتخاب کردیم.
بالاخره قبل از شروع فیلمبرداری قطعاَ فیلمنامهای در دست دارید. آیا این را شما براساس همین تعریفها درمیآورید و مثلاً آقای فرید مصطفوی مینویسد یا این که خودتان هم مینویسید؟ بالاخره سکانسها و صحنهها باید از قبل معلوم باشد.
من مینویسم. فرید هم مینویسد...
میخواهم بدانم که آیا بخشهایی را شما مینویسید و بخشهایی دیگر را همکارانتان، یا اینکه اساس و بنیاد اصلی، نوشتهی شماست؟
این دقیقاً همان بخش غیرقابل توضیح قضیه است. کاش یک نفر بود و گزارش کار را مینوشت. وقتی با دیگران کار مشترک انجام میدهم، برایم تفکیک جزییات و مراحل مختلف کار خیلی سخت است. نمیتوانم بگویم دیالوگهای فیلمنامه را من مینویسم یا دیگری. هر صحنه حاصل روزها و ساعتها بحث و گفتوگوست. ممکن است موقعیتی را فرید مصطفوی بنویسد و من تغییرش بدهم یا برعکس. اما یک واقعیت وجود دارد: از حاصل کار مشترک، در جهت کامل شدن فکر اصلی و هدف نهاییام استفاده میکنم. به همین دلیل واقعاً خطکشیها مشخص نمیشوند.
مثلاً نمیتوانید بگویید خانم نغمه ثمینی چه ایده یا ایدههایی را به فیلمنامه افزود؟
در مورد او میتوانم بگویم. ایدهای که خیلی مشخص ازش استفاده شد، لباس عروسی بود اما اینکه از لباس عروسی به عنوان یک موتیف در موقعیتهای مختلف برای دختر استفاده شود، رفتهرفته شکل گرفت. بعد تصمیم گرفتیم در خانهی پدر، وقتی خانواده را کنار هم میبینیم از این لباس استفاده کنیم. در سکانس پایانی، جایی که دختر فقط رسیدن به مواد برایش مهم است، لباس عروسی یعنی سمبل زندگی مشترکش با آرش را از دست میدهد. میتوانم بگویم این ایده را مشخصاً نغمه ثمینی داد و البته در موارد دیگر هم بحث و گفتوگو داشتیم.
خونبازی، فیلم انتخابیام در بین فیلمهای سال گذشتهی جشنواره بود؛ اثری کاربردی و تأثیرگذار و مهم در سینمای ایران که اما بهرغم حضور چهار فیلمنامهنویس، از نظر فیلمنامه ضعفهایی دارد. تأکیدهای مکرر روی درگیریهای مادر و دختر میتوانست پرداخت متنوعتری داشته باشد. دیالوگهای شاخص و صیقلخورده هم در فیلم کم است و موقعیتها خوب گسترش پیدا نمیکنند.
تأکید بر درگیریهای مکرر، نشانهی بارز غیرقابل پیشبینی بودن رفتار فرد معتاد است و لازمهی نمایش موقعیت فرد درگیر است. با این حال، اگر ضعفی در فیلمنامه وجود دارد، به من برمیگردد، نه به دیگر فیلمنامهنویسها. چون فیلمنامهی نهایی را من تأیید کردهام. شاید اگر قرار بود هر کس دیگری آن را بنویسد، چیز دیگری از کار درمیآمد. به هر حال این فیلمنامهای است که من خواستهام. اینکه دختر با مادرش کشمکش زیادی دارد، به دلیل ارتباط مداوم او با مادر است. یعنی اگر دورهی طولانیتری با پدر سر میکرد، حتماً چنین کشمکشی با او هم میداشت. چون نوسانهای روحی و روانی یک معتاد چنین رفتاری را ایجاب میکند. هر لحظه ممکن است عمل غیرمنتظرهای از او سر بزند. یک لحظه آرام است و لحظهای دیگر خشونت غریبی از خود نشان میدهد. واکنشهایش قابل پیشبینی نیستند. در موقعیتهای مختلف، این درگیریها طبیعی است. مهم این بود که تلاطم درونیاش در شرایط متفاوت نشان داده شود و چون تنها کیسهی بوکس او مادرش بود، یا باید به انزوا کشیده میشد یا بحرانهای عصبی خود را با مادر تقسیم میکرد. اینکه میگویید دیالوگ شاخص ندارد، واقعاً نمیفهمم منظورتان چیست؟ دیالوگ شاخص یعنی چه؟ اتفاقاً یکی از مواردی که خیلی وقتمان را گرفت، همین دیالوگها بود. سعی داشتیم دیالوگها در عین ساده و معمولی بودن، حسوحال دختر را بروز دهند. شاید دربین دیگر تجربههایم، کمتر فیلمنامهای اینقدر وقت صرف نوشتن دیالوگهایش شده باشد. میخواستیم همه چیز فیلم به زندگی واقعی نزدیک باشد. از نوشتن جملههای شعاری و بهیادماندنی پرهیز کردیم.
از جمله فیلمهایی که دیالوگهای شاخصی دارد، فیلم گوزنهاست. این فیلم هم زندگی عادی را نشان میدهد اما دیالوگهایش صیقلخورده و جذاب و ماندگار هستند. این فیلم به نوعی معادل سینمایی فیلم شما در قبل از انقلاب است.
جذابیت دیالوگهای گوزنها را قبول دارم. هنوز هم اگر قرار باشد الگویی برای دیالوگنویسی مثال بزنیم، به گوزنها اشاره میکنیم. اما توجه داشته باشیم که آن فیلم اعتیاد را در طبقهی خاص جنوب شهری بررسی میکرد اما دختری که ما انتخاب کرده بودیم از طبقهی دیگری است. حتی میتواند خود باران باشد. یعنی درست مثل بچههای خودمان که دنیای خاصی مثل شخصیتهای گوزنها ندارند. بچههای دوروبرمان با همین فرهنگ و زبان و لحن و گویش حرف میزنند.
در کارهای دیگرتان مثل نرگس و روسری آبی، دیالوگها بهیادماندنی و قشنگ بود، حتی در زیر پوست شهر...
آنجا نوع درام فرق میکرد...
... یا فیلم گیلانه...
خیلی فرق میکرد. اصلاً کار و ساختار تفاوت دارد...
اسم فیلم اول «سفر رؤیا» بود. بعد شد خونبازی، چرا؟
«سفر رؤیا» نسبت به موضوع خیلی سانتیمانتال بود. فکر کردیم باید مفهوم گزندهتری مثل ماهیت خود قضیه داشته باشد. اصطلاح «خونبازی» را در مرحلهی تحقیق پیدا کردیم و به پیشنهاد باران روی فیلم گذاشتیم. اسم مناسبتری است.
البته، اما در فیلم آشکارا نمیبینم که سارا از نوع معتادان تزریقی باشد.
به لحاظ تخصصی نمایش تزریق بسیار تحریککننده است. میتواند برای معتاد در حال ترک خطرناک باشد و با دیدن چنین صحنهای دوباره برگردد. به همین دلیل صحنه را نشان ندادم اما در جایی توی ماشین وسایل تزریق را میبینیم. حتی در مورد سیگار کشیدن سارا که یک امر اجتنابناپذیر است، مسأله را رعایت کردم. جنبهی کاربردی این فیلم برایم اهمیت داشت. تا حد امکان صحنههای سیگار کشیدن سارا محدود شد. تزریق که دیگر جای خود داشت و نباید اصلاً نشان داده میشد.
عمدی بود که نامزد سارا خارج از کشور باشد؟
این که نامزدش جای دیگری باشد باعث میشد تا شرایط سارا را از نزدیک نبیند. همچنین وجود نامزد سارا در خارج از کشور این فرصت را به سارا میداد که پس از ازدواج، فضای زندگی خود را تغییر دهد و جای دیگری برود. یعنی در شرایطی که موقعیتهای دلخواهی برای این دختر معتاد وجود دارد تا زندگی دیگری را آغاز کند، او قادر به ترک اعتیاد نیست. میخواستیم نشان بدهیم که بر خلاف تصورش، اینطور نیست که هر زمان تصمیم به ترک بگیرد، توان انجام آن را خواهد داشت. معمولاً جوانها اشتیاق زیادی برای رفتن به کشورهای غربی دارند. این فرصت خاص را اعتیاد از سارا میگیرد. در واقع او زندانی اعتیاد است.
تصویر کانادا از برج تورنتو شروع میشود...
بله...
اینجا هم نمایی از برج میلاد تهران دیده میشود.
البته تأکیدی روی برج میلاد نداشتم.
به هر حال یک جور مقایسه پیش میآید.
به قصد مقایسه نبود. میخواستیم لوکیشن خانه جایی باشد که پنجرهاش رو به پنجرههای دیگر باز شود؛ یعنی یک موقعیت خاص از میان جمعِ بیشماری از موقعیتها.
بهرام رادان چهطور بازی در این نقش کوتاه را پذیرفت؟
اصلاً تصمیم نداشتم از یک بازیگر با چهرهی شناخته شده استفاده کنم. داشتیم میرفتیم کانادا و بخشی از وسایل مورد نیاز را با خودم برده بودم. میخواستم آنجا با حضور یک جوان ایرانی این صحنهی کوتاه را بگیرم. بهرام رادان هم میخواست به جشنوارهی تورنتو برود برای فیلم گیلانه. دوست مشترکمان پیشنهاد کرد رادان آن نقش را بازی کند و او هم با خوشحالی پذیرفت. هرچند ضرورتی نداشت که این نقش کوتاه بازیگر سرشناسی داشته باشد. به هر حال همان چند صحنه چند روز وقتمان را گرفت و رادان خیلی همکاری کرد.
برای فیلمبرداری در کانادا مجوز گرفتید یا چون لوکیشنهایتان فضاهای بستهی داخلی بود، دیگر نیازی به آن نبود؟
در خیابان هم کار کردیم. خب اینجا دیگر شگرد کار کردن بدون مجوز را یاد گرفتهایم!
سیاهوسفید بودن فیلم و گاهی رنگی شدن جزییات، فکر قشنگی است. ایدهی اولیه از کجا آمد و چهطور شکل گرفت؟ میدانید که در بسیاری از فیلمها، از جمله فهرست شیندلر هم از چنین تمهیدی استفاده شده است. آنجا شنل دخترک یک لحظه قرمز میشود که نشانهی تداوم و شور زندگی است. این فکر خودتان بود یا محمود کلاری فیلم بردارتان پیشنهاد کرد؟
این فکر را قبل از شروع کار داشتیم؛ یعنی از همان زمانی که تصمیم گرفتیم به شیوهی دیجیتال فیلمبرداری کنیم. کلاری کمی مردد بود اما به خاطر ساختار بصری فیلم، من و عبدالوهاب مصمم بودیم از دیجیتال استفاده شود. طراحی میزانسنها و فضای بصری فیلم، شیوهی دیجیتال را میطلبید. کیفیت رنگآمیزی تصاویر، کنترل رنگ را ایجاب میکرد. قرار نبود خونبازی یک فیلم کاملاَ رنگی باشد اما چگونگی کاربرد رنگ، با تست زدن مشخص شد. حتی در مرحلهی طراحی صحنه هم روی رنگ اشیا و لباسها برنامهریزی خاصی داشتیم. از همان اول کار حسابشده پیش رفتیم. بعد از فیلمبرداری میدانستیم که باید رنگهای گرم را در حد پایینی حفظ کنیم و بقیة رنگها را کنار بگذاریم.
کار دشواری است. شاید ده سال پیش اجرای چنین تکنیکی در ایران امکانپذیر نبود اما حالا تکنولوژی این امکان خلاقانه را فراهم کرده است.
برای همهی ما کار حساسی بود و البته محمود کلاری به همراه کامران سحرخیز، انرژی زیادی روی کار گذاشت. برای تبدیل به 35 میلیمتری نمونهای از کار را به یکی از معتبرترین لابراتوارهای آمریکا فرستادیم اما با وجود امکانات فنی آنجا، سرانجام همینجا توانستیم به نتیجهی بهتری برسیم. کار تبدیل چند ماه وقت برد و بالاخره با دقت و حوصله و پشتکارآقای سحرخیز و کلاری به نتیجهی مطلوب رسیدیم. گرچه ابتدا میخواستیم از لابراتوارهای خارجی استفاده کنیم اما به ثمر رسیدن کار در ایران غرورآفرین بود. طبعاً برای رسیدن به نتیجهی مطلوب باید ابزار و امکاناتی خریداری میشد. هزینهی فیلمبرداری دیجیتال این فیلم و تبدیل آن به 35 میلیمتری در ایران، بسیار گرانتر از فیلمبرداری نگاتیو شد. متأسفانه جایی خواندم که کسی نوشته بود فیلم با هزینهی پایین ساخته شده است. این تلقی از سر ناآگاهی است. ما میخواستیم به کیفیت مطلوب برسیم. وقت و هزینهی بیشتری صرف کردیم. وقتی کپی فیلم در ایتالیا به نمایش درآمد، خیلیها باور نمیکردند ما در ایران توانسته باشیم این کار را انجام دهیم.
همچون رنگ فیلم، آیا قبل از شروع فیلمبرداری، به صدا و نوع موسیقی هم فکر کردید؟
بله، البته.
برای صدای فیلم به طور خاص چه کارهایی کردید؟
صدا از جمله مواردی است که حتی موقع نوشتن فیلمنامه هم ذهنم را به خودش مشغول میکند. هرچند جای طراحی صدا در فیلمنامه نیست اما ناخودآگاه عنصر صدا در نوشتن فیلمنامه نقشی خاص دارد. مثلاً جایی در فیلمنامه نوشته بودیم: «حرکت برفپاککن با صدای آزارنده روی شیشهی ماشین». موقعیتهای ظریف اینچنینی گاهی وارد توصیفهای فیلمنامه میشوند. به هر حال مرحلهی صداگذاری فیلم که خیلی طولانی بود با دقت و وسواس آقای دلپاک انجام گرفت. سعی کردیم صداها بیشتر فضای حسی ایجاد کنند. در مورد صدابرداری هم اتفاق مهمی افتاد. برخی معتقد بودند صدابرداری سر صحنهی خونبازی با امکانات موجود ناممکن خواهد بود. میگفتند به اصطلاح صدای شاهد بگیریم بعد در استودیو صداسازی میکنیم. چون بخش زیادی از کار در خیابان میگذشت و صداهای مزاحم مشکل ایجاد میکردند. فیلمبرداری از دو شخصیتی که با هم درون اتومبیل مینشستند کار خیلی سختی بود، چون از «فیلمرو» استفاده نمیکردیم و دوربین بایستی درون اتومبیل قرار میگرفت. در تمام مدت صدابردار و دستیارش باید داخل ماشین مینشستند. همچنین فیلمبردار و دستیارش هم بودند، بهاضافهی گروه کارگردانی. همه توی یک ماشین «موسو» خودمان را جا میدادیم. حالا ترافیک و شرایط غیرقابل کنترل شهر و جاده هم که جای خود دارد. خلاصه در شرایط سختی فیلمبرداری و صدابرداری انجام میگرفت. واقعاً آقای نجفی و دستیارش با صبوری و حوصله، کار فوقالعادهای انجام دادند. فکر میکردم بخش اعظم دیالوگهای فیلم را مثل همه جای دنیا مجبور به تکرار بشویم اما همه را از دیالوگهای خود صحنه استفاده کردیم.
چرا به این فکر افتادید که از موسیقی انتخابی استفاده کنید؟
برای من موسیقی غیرقابل کنترلترین بخش فیلم است، چون ساختن موسیقی یک کار کاملاً شخصی است. بحثهای قبل از فیلم دربارهی موسیقی به نظرم خیلی بیهوده میرسد.
جالب است! ادامه بدهید.
میتوانم ساعتها با طراح پوستر فیلم بحث کنم و به نتیجه و هماهنگی برسیم. او طرحی بکشد و من نظر بدهم اما موسیقی مقولهی متفاوتی است و با هیچیک از عناصر مربوط به فیلم قابل قیاس نیست.
یعنی معتقد هستید که موسیقی فیلم اثری جداگانه است و خالق دیگری دارد؟
بله، خالقی که...
نمیتوانید با او به تفاهم برسید؟
شاید به تفاهم برسیم، اما این تفاهم یعنی چه؟ یک کار خلاقه که حاصلش در ذهن هنرمند دیگری شکل میگیرد. ممکن است ساعتها با هم حرف بزنیم اما دربارة دو دنیای متفاوت...
قبول، اما خیلی از آثار بزرگ سینما بدون موسیقی اصلاً قابل تصور نیستند. مثلاً خوب، بد، زشت بدون موسیقی موریکونه چه میشود؟
میدانم، موسیقی فیلم خودش اثر دیگری است. همهی عناصر را میتوانم به خدمت فیلمی که میسازم دربیاورم اما موسیقی راه خودش را میرود.
فکر میکنید این کار ممکن نیست یا اصلاً کار درستی نیست؟
ناممکن نیست. در مواردی هم توانستهام این همراهی و هماهنگی را به وجود بیاورم. مثلاً موسیقی فیلم نرگس را دوست دارم، گرچه شاید اگر الان میساختم، کمتر از موسیقی استفاده میکردم، یا موسیقی زرد قناری کار مجید انتظامی که با فیلم همراه است و همچنین کار احمد پژمان در روسری آبی. شاید آن فیلمها با خونبازی متفاوت و بیشتر متکی بر داستان هستند. شاید هم ذهنیت مستندگرای من باعث میشود موسیقی را عنصری اضافهشده بر فیلم بدانم. پذیرفتن آن برایم کمی سخت است. گاهی میترسم نتوانم موسیقی را با دنیای فیلم هماهنگ کنم. به خودم اجازه نمیدهم دستاورد یک هنرمند را بیارزش جلوه دهم... میدانید چه میخواهم بگویم؟
بسیار خوب، به مقولهی بازیگری و انتخاب بازیگران بپردازیم. چه طور رسیدید به استفاده از دخترتان باران در نقش سارا و خانم بیتا فرهی؟
بیتا فرهی موقع نوشته شدن فیلمنامه انتخاب شده بود. هیچ جایگزینی هم برایش نداشتم. به نظرم فیزیک و روحیهاش با شخصیت سیما تناسب خوبی دارد. برای نقش سارا هم جز باران جایگزینی نداشتم. نه اینکه کس دیگری نمیتوانست بازی کند. بازیگر نقش سارا باید حوصله به خرج میداد، انرژی زیادی برای درآوردن نقش صرف میکرد، و به شناختی از مسألهی اعتیاد میرسید. یعنی صرفاً هدایت بازیگران کافی نبود و جواب نمیداد. بازیگر این نقش باید انگیزهی بیشتری میداشت. قبل از شروع تمرینها پا به پای همه پیش میرفت. حتی این جمله را به خود باران گفتم که باید به شناخت برسی، رهبری شدن کافی نیست. با شناختی که از او داشتم، میدانستم این کار را خوب انجام خواهد داد. خودش را در اختیار میگذاشت. برای آشنا شدن با دنیای این آدمها تحقیق میکرد. حاشیهنویسیهایش بر فیلمنامه خیلی جاها به ما کمک میکرد. بهدقت موقعیتهای مختلفی را دیده بود. واکنشهای متفاوت، نوسانات روحی، حالتهای غیرعادی و حتی نوع عصبانی شدن و رفتار خشمگینانه را شناخته بود. حاصل کار او بهتر از چیزی بود که فکر میکردم.
نقش دشواری است و از نظر روحی و روانی به بازیگر فشار زیادی میآورد. به عنوان مادر، دچار نگرانی و دلواپسی نمیشدید از این که فرزندتان مجبور بود این همه بار روانی را تحمل کند؟
راستش این حالت، زمان مونتاژ و صداگذاری به من دست داد. بارها و بارها فیلم را دیدم و تازه فهمیدم چه فشاری را تحمل کرده است. شاید موقع فیلمبرداری به نظرم عادی و طبیعی میآمد. البته گاهی ضمن کار هم منقلب میشدم؛ در صحنهای که باران پس از زدن رگش به درمانگاه برده میشد، وقتی به صحنهی فیلمبرداری آمد، با آن گریم و حال دگرگون، حال خودم هم بد شد. باران پدرش را میخواست. نمیگفت مامانم، چون میدانست با من رابطهی کاری دارد. دوست داشت پدرش را ببیند. فشار وحشتناکی بود، هم برای من و هم برای بقیهی گروه. در مرحلهی تحقیق، گاهی با جوانهای معتاد و خانوادهشان حرف میزدم. از موقعیتهایی که میدیدم تمام وجودم به درد میآمد و فشار شدیدی بر اعصابم وارد میشد. این درد و فشار عصبی کمتر از موقعی نبود که صحنهی سیلی خوردن باران را موقع مونتاژ تماشا میکردم.
بازیگرانی که این گونه نقشها را بازی میکنند، پس از پایان فیلم چه اندازه دچار مشکل میشوند؟
باران خیلی خوب فاصلهگذاری میکند، یعنی میتواند از نقش فاصله بگیرد، اما عصبی شده بود. به هر حال اثر نقش روی او زیاد بود و پیامدهایش تا مدتها مانده بود.
تا چه اندازه بازیگرها امکان بداههپردازی داشتند؟ آیا دیالوگها را عین متن فیلمنامه میگفتند؟
دیالوگهای اصلی عین فیلمنامه گفته میشد. بداههگویی زیاد، کاراکتر را از مسیر اصلی درام دور میکند. مثلاً سیما در صحنهای که سعی داشت مانع رفتار ناهنجار دخترش شود و خودش را به زمین میکوبید ناخودآگاه، برخی جملهها را تکرار میکرد که همه را حذف کردیم. مواردی هم بود که باید بنا بر واکنشهای موجود، چیزی بداهه گفته میشد و البته آن را هم کنترل میکردیم. به هر حال همهی دیالوگها نوشته شده بودند.
از بازی بیتا فرهی راضی هستید؟
بله...
به نظر میرسد توازنی بین بازی او و باران وجود ندارد. بازی باران خیلی به چشم میآید، در حالی که فرهی هم باید تلاطمهای درونی خودش را به شکلی نشان میداد تا تعادلی در رابطه و کشمکش آنها صورت بگیرد.
این دو کاراکتر موقعیتهای متفاوتی دارند. تمام تلاش مادر برای پیدا کردن راهحلی است تا دخترش را آرام کند. اگر دختر معتاد نبود، وقتی عصبانی میشد مادر واکنش دیگری داشت و احیاناً سیلی میزد به صورت او. اما رفتار مادری که دختر معتاد دارد و میخواهد با لطایفالحیل او را به مرحلهی ترک برساند، طبعاً حسابگرانه است. با کوتاه آمدن و واکنشهای ملایم، حتی گاه منفعل، میکوشد دخترش را به مقصد برساند، چون چارهی دیگری ندارد. این تفاوتی که میگویید شاید از ماهیت نقشها باشد.
در کارنامهی شما، از بانوی اردیبهشت به بعد، نقش مادر پررنگتر میشود و بیشتر مسایل زنان را از موقعیت مادرها بررسی میکنید. این ناشی از نگاهی تازه است یا سنوسال؟
درست است. حتماً یک دلیل عمدهاش سن و سال است. نمیدانم، چون با قصد و انگیزة قبلی تصمیم نگرفتهام به این موضوع بپردازم اما چنین اتفاقی افتاده است. نکتهای را که مطرح کردید، برای اولین بار شنیدم. خونبازی، گیلانه و زیر پوست شهر، به دغدغههای مادران میپردازند. البته باید بگویم فیلمنامهی زیر پوست شهر سال 64 نوشته شد و اگر همان موقع ساخته میشد، شاید دیگر این ترتیب و توالی برهم میخورد. به نکتهی جالبی اشاره کردید. حتماً این اتفاقها به ناخودآگاه برمیگردد. از درونیات و دغدغههای شخصی سرچشمه میگیرد.
قصدم از پرسش قبلی رسیدن به این سؤال مهمتر بود: پدرها در فیلمهای شما یا منفعلند یا غایب. نقش مثبت ندارند. مثلاً در زیر پوست شهر پدری کاملاً منفعل میبینیم که اسباب زحمت است. در این فیلم هم همین طور. در بانوی اردیبهشت و گیلانه هم پدر حضور ندارد.
این هم عمدی نیست. شاید چون خودم، خیلی زود پدر را از دست دادم. هشت ساله بودم. خاطرهی دوری او را دارم اما موضوعی که خیلی ذهنم را مشغول میکند ساختن فیلمی دربارهی یک مرد در شرایط جامعهای مثل ماست که گذر از سنت به مدرنیته را تجربه میکند. پدری نه خیلی سنتی که به لحاظ فرهنگی تمایلات مدرن دارد اما درگیر مسایل سنتی متعلق به طبقهی متوسط است. خیلی به آن فکر میکنم. هنوز به فیلمنامهای نرسیدهام که راضیکننده باشد. اگر پیش بیاید، عمدی ندارم که نسازم.
پس عمدی نیست که همیشه پدر را در کارهایتان حذف میکنید.
ناخودآگاه است.
اگر بانوی اردیبهشت را مستثنا کنیم، برخلاف همهی فیلمهایتان این بار به طبقهی مرفه جامعه پرداختهاید و نه فرودستان.
گرایشم به طرح مسایل طبقهی فرودست جامعه بیشتر بوده و به دغدغهی ذهنیام نزدیکتر، اما این هم چیزی نیست که اصراری در آن داشته باشم. خونبازی به اعتیاد در طبقهای میپردازد که این قضیه در آن شکل پنهانتری دارد. این طبقه به لحاظ فرهنگی میکوشد موضوع مخفی بماند و کمتر بروز بیرونی داشته باشد.
دربارهی نقش وحضور محسن عبدالوهاب,که نامش بهعنوان کارگردان در کنار نام شما در تیتراژ فیلم آمده بگویید و چارچوب این همکاری را توضیح بدهید.
نحوهی همکاری عبدالوهاب، باز برمیگردد به همان مواردی که دربارهی نوشتن فیلمنامه گفتم. سینما مانند ادبیات یا شعر و نقاشی، رهاورد ذوق و اندیشهی یک هنرمند نیست. در شکل گرفتن و به ثمر رسیدن فیلم، خیلیها نقش سازنده دارند، البته اهمیت و جایگاه کارگردان را نمیخواهم نادیده بگیرم اما در سینما، همهی عوامل سازنده نقش مؤثری ایفا میکنند. برای سامان بخشیدن به یک فیلم سینمایی از نیروهای فکری و خلاقیتها و تخصصهای گوناگون استفاده میشود و هر کس میتواند به سهم خود تأثیری در روند کار داشته باشد. همکاری من با آقای عبدالوهاب از نرگس شروع شد و ادامه یافت تا رسیدیم به اینجا. در گیلانه هم پیشنهاد خود من بود که خواستم فیلم بلند گیلانه را با هم کار کنیم. این کار مشترک بدان معنا نیست که یک بخش را او مستقل انجام بدهد و بخش دیگری را خودم. به دلیل سالها سابقهی همکاری و شناختی که او از نحوهی کار و گرایشهای من دارد، پیشنهادها و نظرهایی در جهت فکر اصلی و نوع نگاه من ارائه میداد. ما الان در سینما تخصصی به نام بازیگردانی داریم. خب بازیگردانی یعنی بخش مهمی از کارگردانی. اصلاً تعارف ندارم. اگر قرار است بازیگری جلوی دوربین قرار بگیرد و نقشی را ایفا کند، حاصل کار او، جان بخشیدن به شخصیتی خواهد شد که از ذهنیت نویسندهی فیلمنامه تا شیوهی نگرش کارگردان در شکل گرفتن آن نقش داشتهاند. خب، چهگونه میتوان سهم بازیگردان را از کارگردان جدا دانست؟ بنابراین وقتی کسی بازیگردانی فیلم را انجام میدهد من او را همکار کارگردان خواهم دانست. مگر اینکه بازیگردان فقط تمرینات بدنی و فن بیان را با بازیگر کار کند.
و شما این همکاری را کارگردانی مشترک مینامید؟
حتماً باید این طور باشد. ضمن اینکه ما دربارة کاراکترها و موقعیتهای مختلف و حضورشان با هم بحث و گفتوگو داشتیم. وقتی تمرینها را انجام میدادیم، آقای عبدالوهاب نکاتی را به من یادآوری میکرد. در حالی که شاید چنین اتفاقی در فیلمهای دیگر هم بیفتد اما هیچگاه نام کسی کنار نام کارگردان قرار نگیرد. من ابایی از این کار ندارم. به نظرم رعایت حرمت حرفهای است.
قبول، اما تصمیمگیری نهایی دربارهی چگونگی هر صحنه با شماست. حتی در مرحلهی مونتاژ و صداگذاری و غیره شما باید تصمیم آخر را بگیرید، مگر نه؟
بله، تصمیم نهایی را من میگیرم اما به دلیل همان آشنایی و همسانی ذوق و سلیقهمان، گاهی پیشنهادهای او از خواستهی من بهتر بود.
به هر حال، «صدا، دوربین، حرکت» و... کات را شما میدهید.
بله...
بنابراین هرچند همکاری آقای عبدالوهاب باعث ارتقای کیفیت فیلم میشود، اما فیلم را یک نفر میسازد. چهطور در زمینهی موسیقی متن فیلم، این همکاری را قبول ندارید؟ موسیقی را دنیای خلاقهی مستقلی میدانید. خب، آقای عبدالوهاب یا هر شخص دیگری هم صاحب دنیای خلاقهی خاص خودش است.
ما از آن وجه قضیه استفاده میکنیم. مثل همان کاری که سالهاست با فرید مصطفوی داریم. با هم فیلمنامه مینویسیم، بدون اینکه حد و مرز کارمان از هم تفکیک شود. از این همکاریها آنچه در مسیر کامل شدن فکر اصلی موثر باشد اجرا خواهد شد. من اسم این همراهی و همفکری را کار مشترک میگذارم. مثلاً در مورد نوشتن فیلمنامه، اگر حضور نغمه ثمینی در جلسهها کمتر از فرید مصطفوی بوده، چیزی از تأثیر حضورش کم نمیکند. وقتی اولین بار نام نغمه ثمینی را به عنوان نویسندهی فیلمنامه نوشتیم، خودش اصلاً چنین انتظاری نداشت. من به لحاظ حرفهای فکر میکنم روش درست همین است.
لوکیشنهای فیلم خیلی چشمگیر هستند؛ بهخصوص صحنههایی که در شهر میگذرند چهرهی سیمانی، سیاه و مخوفی از شهر به نمایش میگذارند. انتخاب لوکیشنها با خودتان بود؟
بله، همه از قبل انتخاب شده بودند. خیلی جاها که باید دوربین مخفی کار میکردیم، مثل صحنههای داخل پاساژ، روزهای قبل از فیلمبرداری میرفتیم و جاها را مشخص میکردیم تا بتوانیم کار کنیم.
بزرگترین مشکل در ساخت خونبازی چه بود؟
سؤال سختی است...
البته نه به سختی بقیه سوالها...!
هر فیلمی مشکلات خاص خودش را دارد. به فیلمسازی در ایران عادت کردهایم. رفع مشکلات بخش اصلی کار است. نه فقط فیلمسازی بلکه هر کار تولیدی انرژی زیادی میبرد؛ حتی بیشتر از بخش خلاقانهی کار. به هر حال پشت صحنهی خیلی خوبی داشتیم. بهرغم موقعیت سخت فیلم، به لطف ارتباط نزدیک افراد پشت صحنه، مشکلات هم حل میشد. کسی با کسی مشکل نداشت.
چه شیوهای به کار میبرید تا افراد گروه تا آخر همدل و همراه باشند؟
نمیشود اسمش را شیوه گذاشت. به روحیهی خود آدم بستگی دارد. همیشه دوست داشتهام در دوران ساخت یک فیلم، جدا از مسایل حرفهای، شرایطی فراهم بیاورم که افراد گروه، دوران خوبی را بگذرانند. منظورم تهیهی خورد و خوراک و جا و مکان نیست. مسأله رعایت احترام حرفهای است و در اختیار گذاشتن نهایت امکانات و وقت در حد امکان پروژه، تا هر کس در حد تخصص و توانایی خود بهترین کارآیی را داشته باشد. به جایگاه و منش حرفهای دیگران احترام میگذارم.
حالا که فیلم تمام شده، کدام صحنهها به نظرتان میآید که بهتر بود جور دیگری ساخته و پرداخته شوند یا باید حذف میشدند؟
هنوز به مرحلهی حذف نرسیدهام. زود است که فکر کنم میشد چیزی را حذف کرد، چون در مونتاژ فیلم سعی دارم نهایت ایجاز ممکن را داشته باشم. شاید پس از گذشت زمان در مواردی به نکاتی برسم.
به نظرم صحنهی ایست بازرسی به ظرافت بقیهی سکانسهای فیلم نیست.
نمیدانم. اتفاقاً فکر میکنم صحنهی ایست بازرسی جزو صحنههایی است که...
... نمیگویم زاید است. ظرافت بقیهی فیلم را ندارد.
تنها جایی که به نظرم میتوانست کمی بهتر باشد صحنهی قهوهخانه است. البته، ضعف در پسزمینهی صحنه به چشم میخورد. به دلیل کار با سیاهیلشکرهای محدود و فرصت کوتاه، نتوانستم به آن فضایی که در نظر داشتم برسم. باید بهتر از این میشد.
خونبازی، پایان خوشبینانهای دارد. ماجرا با امید به پایان میرسد، ولی میدانیم که معتادهای تزریقی تقریباً بازگشتناپذیرند.
غیرممکن نیست اما وقوعش هم در حد معجزه است. فیلم با امید به معجزه پایان میگیرد. نوعی ایهام دارد و نگاه پرسشگر دختر که انگار میگوید: واقعاً امکانش هست؟ نمیخواستم بیش از این خوشبینانه باشد. اما آن تصویر پرتقالهای رنگی دور از دسترس، در آخر تیتراژ آرزوی مرا به بازگشت زندگی میرساند. امیدوار باشیم به وقوع یک معجزه. دلم نمیخواست فیلم با نگاه نگران سارا تمام شود. همیشه گریزگاهی برای رهایی هست
نويسنده :
باران سینما - ساعت 19:35 روز جمعه 24 خرداد1387
|
درگفتوگو با فارس اعلام شد؛
«حامد بهداد» در كنسرت جديد داركوبها ميخواند
خبرگزاري فارس: در كنسرت جديد گروه داركوب كه از 29 خرداد به مدت سه روز در اريكه ايرانيان برگزار ميشود، حامد بهداد خوانندگي دو قطعه از كنسرت را بر عهده خواهد داشت. |
 |
صمد طالقاني، مدير برنامههاي گروه «داركوب» با اعلام اين خبر به خبرنگار فارس گفت:گروه موسيقي «داركوب» كنسرت خود را از 29 خرداد ماه به مدت سه روز در اريكه ايرانيان برگزار ميكنده كه ساعت اجراي اين كنسرت در دو سانس 19 تا 21 و 21 تا 23 است.
وي ادامه داد:اين كنسرت از 12 قطعه تشكيل شده كه دو قطعه از آن را حامد بهداد ميخواند و خوانندگي دو قطعه ديگر نيز بر عهده حسن نجف است.
طالقاني يادآور شد:گروه داركوب از 10 هنرمند تشكيل شده كه در اين كنسرت همايون نصيري، دارا دارايي، بهرام آقاخان، امير حاجيلي،بابك بروجردي، وحيد روحاني، شروين مهاجر و پيام رونق به هرنمايي ميپردازند. همچنين همايون نصيري سرپرستي گروه داركوب را عهدهدار است
نويسنده :
باران سینما - ساعت 20:52 روز چهارشنبه 22 خرداد1387
| بازگشت هدیه تهرانی به سینما |
|

|
- سیما تابیده چی :فیلم "نسل جادویی" ساخته "ایرج کریمی" اوآخر خردادماه در گروه سینمایی عصر جدید اکران می شود. جهانگیر کوثری تهیه کننده فیلم "نسل جادویی" افزود این فیلم که چهارمین ساخته ایرج کریمی است اواخر خرداد ماه در گروه سینمایی عصر جدید اکران می شود.فیلم نسل جادویی داستان دغدغه ها و حدیت نفس نسل امروزی است که می کوشند در همه زمینه های زندگی به موفقعیت دست پیدا کنند. " هدیه تهرانی"، "رامبد جوان"،" باران کوثری"،" کورش تهامی"،" نگار جواهریان"،" شاهرخ فروتنیان" و" احمد حامد" ، در این فیلم نقش آفرینی کردند.فیلمنامه: ایرج کریمی ،مدیر فیلمبرداری: محمد کریمی ،موسیقی : کیوان جهانشاهی،طراح صحنه: مجید لیلاجی ،گریم: مهرداد میرکیانی ،صداگذاری و میکس: امیرحسین قاسمی ،عکس: مجید صباغ بهروز دیگر عوامل این فیلم هستند." نسل جادویی " پس از فیلم های " از كنار هم می گذریم " (1379) ، " چند تار مو " (1382) و " باغ های كندلوس " (1383) چهارمین فیلم بلند ایرج كریمی در مقام كارگردان است.
منبع خبر : راه فیروزه |
نويسنده :
باران سینما - ساعت 10:30 روز سه شنبه 21 خرداد1387
مصاحبه را در منطقه مرزی سرخس با خانم بنی اعتماد انجام دادم . قبل از آغاز گفتگو با خنده گفت : شما خبر نگار ها لب مرز هم دست از سر ما بر نمی دارید !! )
گفتگوی اختصاصی با رخشان بني اعتماد :
دلم براي سينماي ملي مي سوزد

* خنثی شدن فیلم ها خطرناک است
* سطح كيفي فيلم ها با اين يك سويه كردن، پايين مي آيد و اين مسئله خطرناكي است. اگر سياست هاي يكسان سازي پيش نيايد، حضور نداشتن كارگردانان صاحب نام نمي تواند به جشنواره لطمه بزند.
نوشتن از كارگردان مطرحي نظير «رخشان بني اعتماد»، در يك مقدمه كوتاه كار ساده اي نيست. فيلم سازي كه در آثارش، همواره نگاهي غمخوارانه و مسئولانه، در قبال تحولات اجتماعي داشته است.
آثار درخشان بني اعتماد، سرشار از حس و نگاه لطيف انساني به شخصيت هايي است كه همگي مابه ازاهاي واقعي و بيروني دارند. او شخصيت هاي آثارش را چنان قدرت مند طراحي كرده كه تاثير گسترده و درازمدتي، بر مخاطبانش گذاشته است. وي با خلق آثار درخشاني چون «نرگس»، «خارج از محدوده»، «روسري آبي»، «گيلانه»، «زير پوست شهر»، «خون بازي» و... نقش تاثيرگذاري در شكل دهي سينماي اجتماعي ايران داشته است.
بني اعتماد چندي پيش به عنوان تهيه كننده فيلم «حيران»، با گروه توليد اين فيلم به مشهد سفر كرده بود. در هنگام اقامت بني اعتماد در مشهد فرصتي دست داد تا با اين كارگردان صاحب نام به گفت وگو بنشينيم. وي نيز در نهايت صميميت دعوت ما را براي مصاحبه پذيرفت كه جاي سپاسگزاري فراوان دارد.

خانم بني اعتماد! براي آغاز اين گفت وگو از حال و هواي فيلم «حيران» و نحوه همكاري تان با اين پروژه بگوييد.
- فيلم نامه خانم «شاليزه عارف پور» را، سال پيش خواندم و پسنديدم. اين اولين باري است كه فيلم فرد ديگري را تهيه مي كنم. براي خودم تجربه تازه اي است كه هم تهيه كننده باشم هم مشاور كارگردان. فيلم نامه «حيران» فيلم نامه خوبي است. فيلم نامه قصه عشق يك دختر روستايي به يك جوان افغاني را بيان مي كند و به پيامدهاي آن مي پردازد. آن چه بار اجتماعي فيلم را اعتبار مي دهد اين نكته است كه ناآگاهي و ناآشنايي به قوانين، چطور مي تواند يك زندگي و جمع را كه بر مبناي عشق و عاطفه شكل گرفته، به هم بريزد.

شما در فيلم هايتان همواره نگاهي متفاوت به مقوله جايگاه زن و موقعيت آسيب پذير زنان در جامعه داشته ايد. به نظر مي رسد فيلم «حيران» نيز چنين ويژگي داشته باشد.
- يكي از دلايلي كه اين فيلم نامه را برايم جذاب مي كرد، نگاه نزديك آن به دغدغه هاي من بود. قصه، موقعيت يك زن و مادر جوان را مطرح مي كند. براي من مسئله مهم، زاويه نگاه كارگردان، به اين موقعيت است. روايت به موقعيت و تنگنايي كه زن در آن قرار گرفته نزديك مي شود و اين جنبه از فيلم نامه براي من اهميت دارد.
آيا در آينده تهيه كننده پروژه هاي ديگري نيز خواهيد شد؟
- آينده را نمي توانم پيش بيني كنم. شايد اگر باز موقعيتي شبيه اين موقعيت پيش بيايد، باز هم اين كار را ادامه دهم. بايد بررسي كنم و ببينم نقشم تا چه حد مي تواند موثر باشد.
پس دغدغه هاي فيلم سازي در شما از بين نرفته است؟
- حتما از بين نرفته و در ادامه آن دغدغه هاست كه به اين سمت كشيده شدم.
غيبت شما و كارگردا ن هاي هم نسل تان در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر كاملا محسوس بود. تا آن جا كه عده اي معتقدند با حضور نداشتن فيلم سازان مطرح از اعتبار جشنواره كاسته مي شود؛ ارزيابي شما در اين باره چيست؟
- به ندرت پيش آمده كه دو سال پي درپي، در جشنواره فيلم فجر حضور داشته باشم. معمولا فاصله فيلم هايم بيش تر از يك سال است. چون زماني را صرف پژوهش و نوشتن فيلم نامه مي كنم. به نظر من جشنواره نبايد متكي به عده و گروه خاصي بشود كه اعتبارش با بودن يا نبودن آن ها از بين برود. طبيعي است كه حضور فيلم سازان شناخته شده، به جشنواره اعتبار مي دهد. اما به همان اندازه هم حضور فيلم سازان جوان و تازه نفس به شكل ديگري به جشنواره رونق مي بخشد. مهم ترين نكته اين است كه سياست هاي يك ساله سينمايي به گونه اي نباشد كه فيلم ها، در يك جهت و يك مسير حركت كنند. سطح كيفي فيلم ها با اين يك سويه كردن، پايين مي آيد و اين مسئله خطرناكي است. اگر سياست هاي يكسان سازي پيش نيايد، حضور نداشتن كارگردانان صاحب نام نمي تواند به جشنواره لطمه بزند. چون فيلم ها و كارگردان هاي جديدتري وارد گود مي شوند و كيفيت تازه تري به جشنواره مي دهند. آن چيزي كه خطرناك است خنثي شدن فيلم هاست. ترسيده شدن سينما خيلي خطرناك است و هميشه اين بحران را داشته ايم.
فكر مي كنم كشيده شدن فيلم سازان سينما به سمت تلويزيون را هم بايد از همين منظر بررسي كرد؟
- اين يك اتفاق كلي است كه دارد در سينما مي افتد. يعني تنگناهاي سينما هر روز حادتر و بالعكس شرايط كار در تلويزيون مهياتر مي شود. در اين شرايط، راه براي فيلم سازاني كه بتوانند نوع كارشان را با سياست هاي تلويزيون هماهنگ كنند، باز مي شود. ما هميشه دچار اين افراط و تفريط ها هستيم. نقش تلويزيون در همه جاي دنيا، به وجود آوردن فضاي هرچه بيشتر كار است. ولي در كشور ما تلويزيون انرژي را از سينما تخليه مي كند. تنگناهاي سينما بيشتر مي شود و امكانات تلويزيون مهياتر. در اين شرايط خيلي طبيعي است كه آدم نگران شود و براي سينماي ملي دلسوزي كند من از آن دسته فيلم هايي حرف مي زنم كه روز به روز شرايط ساخته شدن شان سخت تر و به تدريج غيرممكن مي شود.
فيلم هاي اجتماعي كه در حال حاضر ساخته مي شوند، نمي توانند خاطره لذت بخش آثار درخشاني مثل «نرگس»، «روسري آبي» و «زير پوست شهر» را برايمان تكرار كنند. نمي ترسيد از اين كه ديگر چنين فيلم هايي ساخته نشوند و اين فيلم هايتان تبديل به خاطره شوند؟
- البته واقعا معتقد نيستم كه ديگر ساخته نمي شود. هنوز هم ساخته مي شود. ولي ديگر جريان سينما نيست. در دهه گذشته گونه اجتماعي جريان حاكم سينما بود. الان به آن شكل نيست امروزه در فيلم هاي فيلم سازان جوان، رگه هايي از سينماي اجتماعي قوي را با نگاه تازه تري مي بينيم. شرايط بايد به گونه اي باشد كه اين ها بتوانند به عنوان يك جريان باقي بمانند.الان فيلم هاي خوب دارند تبديل به تك ستاره ها مي شوند اميدوارم فيلم هايم تبديل به خاطره نشوند. من از خاطره بيزارم.
چند سال پيش از مظلوميت اكران فيلم هاي فرهنگي سخن گفته بوديد. احساس مي شود فيلم «خون بازي» شما هم به همين سرنوشت دچار شد.
- من خيلي پرهيز دارم از اين كه درباره يك فيلم خودم موردي صحبت كنم. فكر مي كنم بايد كلي تر نگاه كنيم. الان سينماداران تمايل بيشتري به اكران فيلم هاي تجاري دارند و اين فيلم ها مدت بيشتري مي توانند روي پرده بمانند. اين يك فرمول اجتناب ناپذير است. بحث بر سر اين نيست كه آن فيلم ها چرا اين طور نمايش داده مي شوند. من مي گويم بي انصافي است كه انتظار داشته باشيم همه فيلم ها در شرايط مساوي اكران با همديگر رقابت كنند. طبيعي است برخي فيلم ها مخاطب عام نداشته باشند. اين ها در طول زمان بايد شناخته شوند. اين فيلم نبايد با فيلمي كه ابتدا به ساكن به دليل حضور ستاره ها مخاطب مي آورد، سنجيده شود. اين دو را نبايد در يك كفه ترازو گذاشت. اين بحثي است كه من زمان فيلم «زير پوست شهر» داشتم. آن موقع فيلم من پرفروش تر از همه بود. در همان زمان فيلم «درخت جان» هم اكران بود. بحث من با كميسيون اكران اين بود كه نبايد موقعيت از فيلم «درخت جان» گرفته شود. همان موقع پيشنهاد كردم در سينما فرهنگ كه دعوا بر سر نمايش دو فيلم بود، «درخت جان» نمايش داده شود. من حاضر بودم زمان نصف شود. چون «درخت جان» زمان مي خواست تا شناخته شود.
بايد هر فيلم را با فرمول و پتانسيل خودش براي اكران بسنجيم. اگر بخواهم به گذشته برگردم، راجع به هر فيلم مي توانم بگويم چه مصيبت هايي براي اكرانش كشيده ام. كسي حاضر نبود «گيلانه» را اكران كند. چون پوستر «معتمدآريا» با گريم «گيلانه» مخاطب عام را جذب نمي كرد. فيلم «خون بازي» چون تصوير دختر زيبايي نداشت، به همين سرنوشت دچار شد. دلم نمي خواهد حد بحث را اين قدر پايين بياورم كه در مورد فيلم خودم صحبت كنم.
در «زير پوست شهر» وضعيت مخالف شرايط «خون بازي» را داشتيم. آن را هم بي انصافي مي ديدم. احساس مي كردم بايد يك چاره اي پيدا كنيم تا به خاطر فيلم «زير پوست شهر» فيلم ديگري قرباني نشود. چون اين سينمايي است كه با همه اين فراز و نشيب ها و بحران و تنگناها دوستش داريم. سينمايي كه هنوز شايد بخش سينماي ملي اش مسئولانه ترين رابطه فرهنگي را با جامعه برقرار كرده است.
به جز «حيران» تصميم به ساخت فيلم ديگري نداريد؟
- فعلا تمام ذهنم درگير فيلم «حيران» است. عادت ندارم هم زمان به دو تا پروژه فكر كنم. بعد از پايان يافتن «حيران» براي فيلم بعدي ام تصميم گيري مي كنم.
احسان رحيم زاده
نويسنده :
باران سینما - ساعت 10:10 روز سه شنبه 21 خرداد1387
افت فروش کلی فیلمهای در حال اکران به دلیل ایام سوگواری و تعطیلی سه روزه سینماها از مهمترین نکات فروش فیلمهای اکران تهران در هفته دوم خردادماه 87 است.
«زنها فرشتهاند» دومین فیلم سینمایی شهرام شاهحسینی پس از «کلاغپر» است که پارسال بر اکران بود. شاهحسینی فیلمسازی را با دستیاری کارگردانان حرفهای چون مرحوم ملاقلیپور، بهمن قبادی، سیامک شایقی، ابراهیم وحیدزاده و ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد و «به طعم خاک» او جوایزی از جشن خانه سینما و جشنواره فیلم کوتاه دریافت کرد.
در خلاصه داستان «زنها فرشتهاند» آمده: اگر سفرتون لغو شد و بیش از حد دلتنگ همسرتون شدید خوشحال نشین، چون دیوار موش داره! مهتاب کرامتی، نیکی کریمی، امین حیایی، لیلا اوتادی، لادن طباطبایی، مریم سلطانی، محمدرضا شریفینیا، احمد پورمخبر، فرامرز روشنایی و مرتضی کاظمی بازیگران این فیلم هستند.
«زنها فرشتهاند» از چهارشنبه اول خرداد در گروه سینمایی آفریقا اکران شده و پس از 15 روز نمایش در 17 سینما 000/300/217 تومان فروش کرده است. بیشترین فروش فیلم پنجشنبه 16 خرداد 000/500/19 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/000/8 تومان افت فروش روزانه داشته است.
«همخانه» دومین فیلم سینمایی مهرداد فرید پس از «آرامش در میان مردگان» است که سال گذشته به اکران عمومی درآمد. فیلم داستان مهسا؛ دانشجوی ترم آخر شهرستانی است که به خاطر نمره نیاوردن در یک درس ناچار است یک ترم دیگر در تهران بماند و به فکر جایی دیگر برای اقامت باشد.
بیتا سحرخیز، علیرضا اشکان، اکبر عبدی، مجید مشیری، مریم بوبانی، ارژنگ امیرفضلی و عسل بدیعی بازیگران، بایرام فضلی مدیر فیلمبرداری، محسن نامجو آهنگساز، بابک اخوان صدابردار، م.فرید فیلمنامهنویس و مسعود جعفری جوزانی تهیهکننده فیلم هستند. این فیلم در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
فیلم «همخانه» از چهارشنبه 25 اردیبهشت در گروه سینمایی آزادی اکران شده و پس از 21 روز نمایش در 7 سینما 000/000/47 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم پنجشنبه 16 خرداد 000/800/1 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/500/1 تومان افت فروش روزانه داشته است.
«قرنطینه» نخستین فیلم منوچهر هادی بر اساس فیلمنامهای از سعید دولتخانی ساخته شده است. داستان فیلم درباره دختر و پسری جوان است که دل در گرو یکدیگر دارند، اما برای ازدواج با مشکلات بسیار رو به رو هستند. حمید گودرزی، رضا عطاران، افسانه بایگان، رضا رویگری، خاطره حاتمی و نیوشا ضیغمی در این فیلم بازی کردهاند.
«قرنطینه» در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد. این فیلم از چهارشنبه 25 اردیبهشت در گروه سینمایی عصر جدید اکران شده و پس از 21 روز نمایش در 14 سینما 000/000/145 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم پنجشنبه 16 خرداد 000/200/11 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/300 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
فیلم سینمایی «تلافی» ساخته سعید اسدی با فیلمنامه عباس شیرمحمدی سال 86 ساخته شده که روایتگر داستان زوجی جوان است که به اسراری جدید درباره یکدیگر پی میبرند و در پی تلافی برمیآیند. حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی، سیروس گرجستانی، مهدی امینیخواه، کیانوش گرامی، محمد شیری و احمد پورمخبر بازیگران فیلم هستند.
«تلافی» از روز چهارشنبه یازدهم اردیبهشت در گروه سینمایی استقلال اکران شده و پس از 35 روز نمایش در 10 سینما 000/000/180 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه فیلم 16 و 17 خرداد 000/000/4 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/500 تومان افت فروش روزانه داشته است.
فیلم سینمایی «روزی که حسنی مرد شد» به کارگردانی کیانوش و کورش دالوند از معدود فیلمهای کودک و نوجوان است که از چهارشنبه یازدهم اردیبهشت اکران شده و پس از 35 روز نمایش در یک سینما 000/900/4 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم پنجشنبه 16 خرداد 000/120 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/60 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
فیلم سینمایی «دایره زنگی» اولین ساخته پریسا بختآور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت میکند که تنها یک روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.
از دیگر عوامل فیلم که محصول بشرا فیلم است میتوان به اصغر فرهادی فیلمنامهنویس، بهمن اردلان صدابردار، مجتبی متولی مدیر تولید و سروناز مستوفی و عبدالله عبدینسب عکاس اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و تا دهم خرداد 600/298/090/1 تومان فروخته است. این فیلم هفته گذشته به دلیل ایام سوگواری و به دستور وزارت ارشاد به نمایش در نیامد و تغییری در آمار فروش آن ایجاد نشده است. احتمال دارد به همین دلیل یک هفته دیگر اکران «دایره زنگی» تمدید شود و اکران «تیغ زن» به تعویق بیفتد.
فیلم خارجی «1408» ساخته میکائیل هافستروم است که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلمنامه را مت گرینبرگ، اسکات الکساندر و لری کاراشوسکی نوشتهاند و جان کیوساک در فیلم نقش نویسندهای شکاک را دارد که درباره یکی از اتاقهای هتلی در نیویورک که در آن چند مورد خودکشی اتفاق افتاده، تحقیق میکند.
تریلر ترسناک «1408» که ژوئن 2007 به نمایش درآمد با نقدهای مثبت مواجه شد و برخلاف پیشبینیها در گیشه موفق بود. این فیلم 25 میلیون دلاری در آمریکا 72 و در سطح بینالمللی 55 میلیون دلار فروخت. ساموئل ال. جکسن و مری مکورمک دیگر بازیگران این فیلم 106 دقیقهای هستند که پس از 80 روز نمایش در یک سینما 000/100/22 تومان فروخته است.
فیلم خارجی «مرد حصیری» ساخته نیل لابوت تولید مشترک سال 2006 آلمان و آمریکا و درباره کلانتری است که در مورد ناپدید شدن دختری جوان در یک جزیره کوچک تحقیق میکند. فیلمنامه را آنتونی شافه نوشته و پل ساروسی مدیر فیلمبرداری، جوئل پلاچ تدوینگر، آنجلو بادالامنتی آهنگساز و نیکلاس کیج، الن برستین، کیت بیهان و لیلی سوبیسکی بازیگران آن هستند.
لابوت 46 ساله دو فیلم «پرستار بتی» و «شکل چیزها» را در کارنامه دارد. فیلم «مرد حصیری» در بخش مسابقه سینمای معناگرا بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم از یکشنبه اول اردیبهشت اکران شده و پس از 45 روز نمایش در یک سینما 000/400/4 تومان فروش داشته است.
مستند سینمایی «سیکو» پنجمین فیلم مایکل مور پس از فیلمهای تحسینشده «بولینگ برای کلمباین» و «فارنهایت 911» است. فیلمساز جنجالی در این فیلم به موضوع بهداشت و درمان در آمریکا میپردازد و سیستم حاکم در این کشور را زیر سئوال میبرد. شرکت فیلمیران پخش این مستند را بر عهده دارد.
«سیکو» که نخستینبار در جشنواره فیلم کن نمایش داده شد، محصول سال 2007 آمریکا و مدت زمان آن 125 دقیقه است. فیلم اخیرا جوایزی مانند بهترین فیلم مستند به انتخاب انجمن منتقدان رسانهای، دومین مستند برگزیده سال از نگاه جامعه ملی منتقدان و بهترین مستند سال به انتخاب انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس را برد.
«سیکو» که در فهرست اولیه 15 مستند برگزیده برای حضور در بخش اسکار بهترین مستند سال قرار داشت، در بخش نمایشهای ویژه مستند بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر نیز به نمایش درآمد. این فیلم از چهارشنبه 25 اردیبهشت اکران شده و پس از 21 روز نمایش در یک سینما 000/950/1 تومان فروخته است.
گزارش: خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 17:22 روز دوشنبه 20 خرداد1387
|
فيلم «حيران» آماده نمايشعمومي شد
خبرگزاري فارس: فيلم سينمايي «حيران» اولين تجربه كارگرداني «شاليزه عارفپور»، با اتمام مراحل فني آْماده نمايش شد. |
| |
|
«شاليزه عارفپور» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس ضمن اعلام اين خبر گفت: صداگذاري و ميكس فيلم در اين هفته به پايان رسيد و آماده نمايش شد. وي درباره اكران عمومي فيلم ادامه داد:هنوز تصميم قطعي مبني بر اكران يا شركت فيلم در جشنواره فيلم فجر نگرفتهايم، قرار است جلسهاي با آقاي كوثري داشته باشيم و در اين باره تصميمگيري كنيم. عارفپور به فارس گفت:براي كسب پروانه نمايش هفته آينده اقدام خواهيم كرد. براين اساس،فيلمبرداري «حيران» از بيستودوم آذرماه در تهران شروع شد و دهم اسفندماه به پايان رسيد. در اين فيلم باران كوثري در نقش ماهي و مهرداد صديقيان در نقش حيران ظاهر شدهاند. خسروشكيبايي، فرهاد اصلاني، ژاله صامتي، فوژان عارفپور، محسن مكاري، احمد ياوريشاد ديگر نقشآفرينان اين فيلم هستند.جهانگير كوثري و رخشان بنياعتماد فيلم سينمايي «حيران» را با مشاركت بانك اقتصاد نوين و مركز گسترش سينماي مستند و تجربي توليد ميكنند و اين فيلم محصول سازمان سينمايي 79 است. شاليزه عارفپور برنامهريز فيلمهايي چون موميايي3 (محمدرضا هنرمند)، باران و بومي(رخشان بنياعتماد)، مرد عوضي (محمدرضا هنرمند) و منشيصحنه بانوي ارديبهشت (رخشان بنياعتماد)، بوي پيراهن يوسف (ابراهيم حاتميكيا)، همسر (مهدي فخيم زاده)، سارا (داريوش مهرجويي)، آواز تهران (كامران قدكچيان)، خانه خلوت (مهدي صباغزاده)، دو نيمه سيب (كيانوش عياري) بوده است.عارفپور فيلمهاي مستند «زير پوست باران»، «گل در تاريکي» و «درون من» و فيلم کوتاه «سايه ماه» را در کارنامهي خود دارد. |
نويسنده :
باران سینما - ساعت 15:53 روز دوشنبه 20 خرداد1387
فیلمسینمایی «تیغزن» علیرضا داودنژاد و «انعکاس» رضا کریمی به ترتیب در گروه قدس و استقلال از روز چهارشنبه 22 خرداد ماه به نمایش درمیآیند.
طبق آخرین جلسهی شورای صنفی نمایش، فیلم «انعکاس» به کارگردانی رضا کریمی، جایگزین فیلم «تلافی» در گروه سینمایی استقلال و فیلم «تیغزن» ساختهی علیرضا داودنژاد از صبح چهارشنبه 22 خردادماه جایگزین «دایرهزنگی» در گروه سینمایی قدس میشود.
همچنین دو فیلم «احضارشدگان» آرش معیریان و «فرزند خاک» محمدعلی باشآهنگر به ترتیب بعد از فیلمهای «کنعان» در گروه «آزادی» و «انعکاس» در گروه سینمایی استقلال اکران میشوند.
منبع: ایسنا، خبرگزاری مهر، خبرگزاری فارس
نويسنده :
باران سینما - ساعت 21:22 روز یکشنبه 19 خرداد1387
GUARTET JOURNY TO NORT.jpg
GUARTET JOURNY TO NORT (1).JPG
GUARTET JOURNY TO NORT (2).JPG
GUARTET JOURNY TO NORT (3).jpg
GUARTET JOURNY TO NORT (4).JPG
GUARTET JOURNY TO NORT (5).JPG
GUARTET JOURNY TO NORT (6).JPG
GUARTET JOURNY TO NORT (7).JPG
GUARTET JOURNY TO NORT (8).JPG
slideshow
Dauer: ca. 85 Minuten, keine Pause
Vier Menschen sind zu Tode gekommen. Vier Zeugen sind geladen und nehmen in der Mitte eines Saales Platz. Gezwungen, mit den Rücken zueinander zu sitzen, bleibt den Aussagenden der Blickkontakt untereinander verwehrt. Dies nutzt der Theaterabend für seine eigenwillige Dramaturgie: Nur für die in vier Gruppen aufgeteilten Zuschauer verdichten sich die Einzelberichte vom Tathergang zu einer Gesamterzählung, während die Sprechenden zunehmender Isolation ausgesetzt sind. Unter ihnen befinden sich zwei Mörder. Das Stück des iranischen Autors und Regisseurs Amir Reza Koohestani gleicht einer sachlichen, polizeilichen Untersuchung und stützt sich auf tatsächliche Fälle, die im Iran für Aufsehen gesorgt haben. Bilder der jungen Filmemacherin Mahin Sadri erweitern diesen Theaterabend um eine emotionale Recherche. Beides verbindet sich zu einer Reise in ein unbetretbares Land: das Innere des Menschen. Diese lässt das Paradox erleben, dass erst das Sprechen über den Tod – für die Mörder genauso wie für die Hinterbliebenen – zu einem ebenso befreienden wie beklemmenden Akt der Bewältigung wird.
http://www.hollandfestival.nl/#praktisch/zoek?zoekwoord=QUARTET
http://diepresse.com/home/kultur/news/385935/index.do?from=suche.intern.portal
http://www.festwochen.at/index.php?id=eventdetail&L=1&detail=174
http://www.nrcnext.nl/uitenthuis/theater/article1110726.ece
http://www.theaterformen.de/Programme/Programm.php?ID=5
http://www.brut-wien.at/start.php?navid=detail&id=108
http://programm.kurier.at/cont/events/detail.aspx?eventid=1273442&date=22.05.2008%2020:00:00
http://oe1app1.orf.at/index.php/show,60298.html
http://www2.nethotels.com/release20/eventdetail_new.asp EventID=23951&Group=7&idlng=2057
منابع عکس ها و اخبار مر بوطه در لینک های بالا قرار داده شده
نويسنده :
باران سینما - ساعت 22:28 روز شنبه 18 خرداد1387

|
گزارش فارس از گيشه فيلمهاي ايراني در بهار 87؛
رشد 250 ميليوني گيشه سينما نسبت به سال 86 در تعطيلي بازار قاچاق
خبرگزاري فارس: مقايسه اكران بهار 87 با بهار 86، از رشد 250 ميليوني گيشه در غياب بازار قاچاق خبر ميدهد. |
| |
|
به گزارش خبرگزاري فارس، مقايسه ميزان فروش فيلمهاي ايراني در اكران نوروز و دو نوبت اكران بعدي بهار 87، با رقم كلي 2 ميليارد و 950 ميليون تومان (در حالي كه 10 روز از نمايش فيلمهاي آن باقي مانده) از رشد حدود 250 ميليون توماني نسبت به بهار سال گذشته خبر ميدهد.
* امسال بازار قاچاق فعال نبود در ارزيابي اكران بهار 87، نبايد اين قضيه را از نظر دور داشت كه سال گذشته، گسترش لحظهبهلحظه توزيع و تكثير سيديهاي غيرمجاز فيلمهاي روي پرده در افت فروش فيلمهاي اكران بهار، تاثير مستقيم داشت.
* تاثير تعداد كم سالن و پنج گروه شدن اكران بر فروش فيلمها ضمن اين كه هنوز هم تعداد كم سالن براي اكران همزمان فيلمها مسئلهساز است و اين قضيه با توجه به پنج گروه شدن سالنهاي سينمايي در اكران يك تهران،ميتواند به فروش فيلمها لطمه زده باشد.
* كاهش تنوع مضموني فيلمها سال گذشته ميزان تنوع در اكران فيلمهاي ايراني، يكي از نكات جالب توجه اكران بهار 86 بود. نمايش 3 فيلم كمدي، 2 فيلم در ژانر دفاع مقدس، يك فيلم كودك، 2 فيلم جنايي، 3 فيلم حادثهاي و 2 فيلم اجتماعي، گرچه با موفقيت همه آنها همراه نبود اما بستر مناسب را براي آزمايش ميزان توانايي جذب مخاطب در ژانرهاي مختلف به وجود آورد. اين در حالي است كه امسال، بيشتر فيلمها از حالوهواي طنز برخوردار بودهاند و تنها فيلمهاي خاص «بههمين سادگي» ، «پابرهنه در بهشت» و يك فيلم ملودرام «زن دوم» با حال و هواي متفاوتي اكران شدند و «روزي كه حسني مرد شد» نيز به عنوان فيلمي كودكانه اكران محدودي داشت.
* فيلمهاي كمتر؛ فروش بالاتر امسال فروش 2 ميليارد و 950 ميليون توماني فيلمهاي اكران بهار از نمايش 11 فيلم حاصل شد اما سال گذشته رقم 2 ميليارد و 700 ميليون تومان از نمايش 14 فيلم به دست آمده بود كه اين هم نشان از موفقيت نسبي فيلمهاي امسال دارد. بنا بر اين گزارش، امسال برعكس سال گذشته كه تنها فروش «اخراجيها» توانست متوسط فروش فيلمهاي ايراني در فصل بهار را به حد مطلوبي برساند و فروش ساير فيلمهاي اكران بهار با افت شديدي نسبت به اكران نوروز و نيز اكران بهار 85 روبهرو شد، بيشتر فيلمهاي روي پرده، به رقم فروش مطلوبي رسيدند و در اين بين، مثل سالهاي گذشته يك فيلم بالاي يك ميليارد تومان (دايره زنگي) نيز در اكران بهار به ثبت رسيد.
* ركوردشكني در 59 روز بر اين اساس، فيلم «دايره زنگي»(پريسا بختآور) پرمخاطبترين فيلم بهار، در 59 روز ميلياردي شد در حالي كه سالگذشته، فيلم «اخراجيها» در مدت زمان كمتري به اين ركورد دست يافته بود. اين فيلم تاكنون بيش از يك ميليارد و 110 ميليون تومان فروخته است. «دايره زنگي» پس از «توفيق اجباري»، «اخراجيها» و «آتش بس»، چهارمين فيلم سينماي ايران است كه در اكران يك خود بالاي يك ميليارد تومان فروخته است. «مجنون ليلي»(قاسم جعفري) ديگر فيلم موفق اكران نوروز و بهار امسال است كه بيش از 600 ميليون تومان فروش داشته است. «زن دوم»(سيروس الوند) نيز اكران خود را با رقمي بالاتر از 400 ميليون تومان ادامه ميدهد و فيلم «به همين سادگي» نيز به عنوان يك فيلم خاص، فروش 200 ميليوني داشته كه در نوع خود جالب توجه است. «پابرهنه در بهشت»(بهرام توكلي) آخرين فيلم اكران نوروز بود كه با يكماه تاخير در گروه عصر جديد اكران شد و با فروش حدود 20 ميليوني به عنوان يكي از فيلمهاي كممخاظب سال رسيد. در اكران نوبت دوم بهار نيز، «زنها فرشتهاند» به جاي «مجنون ليلي» در گروه آفريقا اكران شد كه تاكنون حدود 225 ميليون تومان فروخته است. فيلم «همخانه»(مهرداد فريد) در گروه آزادي 50 ميليون تومان و فيلم «تلافي» در گروه استقلال بيش از 180 ميليون تومان فروش داشته است. همچنين رقم فروش فيلم «قرنطينه» در اين مدت به 150 ميليون تومان رسيده است. «فرش ايراني» و «روزي كه حسني مرد شد» نيز از جمله فيلمهايي هستند كه امسال با سالنهاي محدودي اكران شدهاند كه فيلم اول 15ميليون تومان و فيلم دوم حدود 5 ميليون تومان فروخته كه اكران آن ادامه دارد. سال گذشته فيلم اخراجيها(مسعود دهنمكي) با فروش يك ميليارد و 400 ميليون توماني در تهران كه اين رقم با فروش شهرستان به رقم دوميليارد رسيد، به عنوان پرمخاطبترين فيلم سال و بهار 86 دست يافت، فيلم مهمان(سعيد اسدي) نيز به عنوان يك فيلم اجتماعي با مايههاي طنز، فروش قابل قبولي داشت و حدود355 ميليون تومان فروخت. در بهار سال 86، فروش فيلمهايي چون خون بازي(رخشان بنياعتماد)، شب به خيرفرمانده(انسيه شاهحسيني)، قلقلك(مسعود نوابي)، صحنه جرم ورود ممنوع (ابراهيم شيباني)، سنگ، كاغذ، قيچي(سعيد اسدي) و نقاب (كاظم راست گفتار)، دنياي آينده (احمدرضا جغتايي)، اگه ميتوني منو بگير (شاهد احمدلو) ، آرامش در ميان مردگان (مهرداد فريد)، پارك وي(فريدون جيراني)، روز سوم(محمد حسين لطيفي) و گرداب(حسن هدايت) (كه سه فيلم آخر ابتداي اكران خود را در بهار 86 آغاز كردند)، در كنار «اخراجيها» و «مهمان» به رقمي حدود دو ميليارد و هفتصد ميليون تومان رسيد. اين در حالي است كه اكران بهار سال قبلتر (1385)، با فروش يك ميلياردي آتش بس و فروش بالاي 300 ميليوني ازدواج به سبك ايراني، سوغات فرنگ، هوو و چند ميگيري گريه كني؟ از موقعيت و متوسط فروش بالاتري نسبت به سال 86 برخوردار بود اما به نسبت مقايسه قيمت بليتها در سه سال اخير، اكران بهار سال 87 نسبت به سال 85 هم موفقتر بود. انتهاي پيام/ |
نويسنده :
باران سینما - ساعت 11:50 روز شنبه 18 خرداد1387
ابوظبی میزبان سینمای ایران/
نمایش 9 فیلم از مهرجویی، مجیدی، مخملباف و بنیاعتماد در امارات

اداره فرهنگ و میراث ابوظبی در برنامه یک ماهه تابستانی خود 9 فیلم از سینمای ایران را در کنار فیلمهایی از سینمای ایتالیا در تعطیلات آخر هفته ماه ژوئن برای علاقمندان به نمایش میگذارد.
میدل ایست آنلاین اعلام کرد این برنامه که از هفته آینده آغاز میشود و روزهای پنجشنبه تا شنبه به سینمای هنری ایران و آثار فیلمسازانی چون داریوش مهرجویی، مجید مجیدی و خانواده مخملباف و یکشنبهها به شاهکارهای متفاوت سینمای نئورئالیست ایتالیا اختصاص دارد.
برنامه نمایش فیلمهای ایران و ایتالیا در امارات متحده عربی بخشی از اهداف اداره فرهنگ و میراث ابوظبی برای تاکید برای سینمای معاصر و تاریخی دنیاست که راهی برای نمایش در مجتمعهای بزرگ سینمایی این کشور عربی پیدا نمیکنند. مسئولان فرهنگی ابوظبی قصد دارند در برنامههای خود فیلمهای پیچیده و آگاهیبخش اجتماعی به نمایش بگذارند.
در این برنامه روزهای پنجشنبه تا شنبه 23 تا 25 خرداد به ترتیب فیلمهای سینمایی «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی، «رنگ خدا» مجید مجیدی و «هنرپیشه» به کارگردانی محسن مخملباف و از 30 خرداد تا اول تیرماه به ترتیب «تخته سیاه» سمیرا مخملباف، «درخت گلابی» مهرجویی و «گبه» مخملباف به نمایش درخواهد آمد.
پایانبخش این برنامه هم نمایش فیلمهای سینمایی «چند روز بعد» ساخته نیکی کریمی، «خونبازی» رخشان بنیاعتماد و «آتشبس» به کارگردانی تهمینه میلانی است که به ترتیب روزهای پنجشنبه ششم تا شنبه هشتم تیرماه برای علاقمندان به سینمای ایران در ابوظبی روی پرده میرود.
نویسنده میدل ایست آنلاین در تحلیلی بر سینمای ایران از هنر هفتم در کشور ما با عنوان «طعم بهشت» یاد کرده و افزوده است: امروز بسیاری از منتقدان سینمای هنری ایران را یکی از مهمترین سینماهای ملی در دنیا میدانند و حرکت آن را در دهههای اخیر با سینمای نئورئالیست ایتالیا مقایسه میکنند.
سینمای ایران که از اواخر دهه 80 میلادی حرکت رو به پیشرفت خود را آغاز کرده بود، سال 1997 با بردن برترین جوایز جشنوارههای معتبر کن، لوکارنو و مونترال به نقطه اوج نمادین رسید. این سینما در یکی دو دهه اخیر بیش از 300 جایزه از جشنوارههای بینالمللی برده و با نامهایی چون عباس کیارستمی در دنیا مطرح شده است.
تولید سالانه سینمای ایران از میانگین 15 فیلم بلند در سال 1982 به متوسط 52 فیلم در چند سال اخیر رسید و سینمای اندیشمند و هنری آن از اواخر دهه 60 با پرداختن به مسائل مهم اجتماعی توجه دنیا را به خود جلب کرد. در اوایل دهه 70 سینمای ایران تحت تاثیر سینمای هنری اروپا با آثار کیارستمی، بهرام بیضایی، مهرجویی و امیر نادری درخشید.
فیلمسازان ایرانی همچنان با آثار هوشمندانه و برجسته خود مخاطبان سینمای جهان تحت تاثیر قرار میدهند و در فیلمهایشان مسائل واقعی انسانهای را به تصویر میکشند.
منبع: خبرگزاری مهر، ایسنا
نويسنده :
باران سینما - ساعت 16:7 روز جمعه 17 خرداد1387

برای بسیاری از ما ایرانیهایی که خارج از کشور زندگی میکنیم، با وجود پیشداوریها، بحثها و حرف و حدیثهایی که قبل از اجرای هر برنامه هنری گفته و شنیده میشود، غالبا حضور در آن برنامه هیجانانگیز است. نمایشنامه «کوارتت: سفری به شمال» یکی از اجراهای موفق هفته هنر در وین بود که در شبهای 22 تا 25 ماه می 2008 در سالن بروت در کونستلرهاوس وین به روی صحنه رفت. وقتی که شنیدم قرار است یک تئاتر ایرانی در وین اجرا شود، اولین سوالی که به ذهنم آمد اين بود که: «تئاتر؟ به چه زبانی؟ فارسی يا آلمانی؟» و در جواب شنیدم: «البته به زبان فارسی با ترجمه آلمانی.»
آخه تئاتر را که نمیشود ترجمه کرد؟! بله، تئاتر را نمیشود همزمان ترجمه کرد ولی تئاتر «کوارتت ...» از نوعی بود که تماشاگران آلمانیزبان که اکثریت را تشکیل میدادند، میتوانستند آن را در حین اجرا به زبان آلمانی دنبال کنند. کارگردان و نویسنده این نمایشنامه، امیررضا کوهستانی، برای این نمایشنامه که شامل چهار تكگویی است، اسم بامسمایی انتخاب کرده است؛ چهار کاراکتر، چهار دوربین، چهار تلویزیون در مقابل تماشاگرانی که به چهار بخش در چهار گوشه سالن تقسیم شدهاند. این سومین کار از امیررضا کوهستانی است که در اتریش به نمایش درمیآید. او این نمایش را به همراهی گروه تئاتر مهر و بازیگری آتیلا پسیانی، باران کوثری، حسین معجونی و مهین صدری برای اولین بار در سال 2007 در تالار مولوی تهران به نمایش گذاشته است. آتیلا پسیانی، باران کوثری، حسن معجونی و مهین صدری چهار بازیگری که روایتکننده قتلها هستند، هر کدام در صندلیهای مخصوص خود در مقابل جایگاههای تماشاچیان مینشینند و آماده روایت میشوند و روایت هر یک از اشخاص نمایش از مونیتورها نیز پخش میشود. آتیلا پسیانی که از چهرههای بسیار سرشناس سینما و تئاتر ایران است، تسلط و قدرت بازیگریاش از چشم کسی پنهان نیست. او در نقش فتحالله بختیاری، ماجرای قتل پسر، مادر و دو خواهرش را بازگو میکند. حسن معجونی از بازیگران زبردست تئاتر ایران که خود در کارگردانی و طراحی صحنه نیز دست دارد، نقش برادر او را بازی میکند. او که خود مورد سوءقصد فتحالله واقع شده است، این روایت را از دیدگاه خود شرح میدهد. باران کوثری، بازیگر جوان و باآتیه سینمای ایران، نقش دختری جوان از بطن جامعه امروزی ایران را عهدهدار است؛ دختری با اعتمادبهنفس، با قابلیت ریسک، پرشور و شر که نقش یکی از دو قاتل را بازی میکند. مهین صدری نیز که در نوشتن متن تئاتر با کوهستانی همکاری کرده، نقش خود را بسیار طبیعی ارائه میدهد. نگار (باران کوثری) و شیده (مهین صدری) دوست هستند. نگار با برادر شیده آشنا میشود و آن دو به هم علاقهمند میشوند. شهرام که اعتیاد دارد در وضعیت بدی به سر میبرد. این دو در آخرین دیدار با هم درگیر میشوند که نگار برای رهایی از دست شهرام، ناخواسته با کاردی که برای دفاع شخصی خریداری کرده است، او را به قتل میرساند. ماجرای این دو مرد و دو زن به موازات هم برای تماشاچی روایت میشود؛ قتلهایی ساده که در دنیای امروز اتفاق میافتند، بدون آنکه قاتلان به خاطر منافعی دست به این کار زده باشند. دو قاتل از دو طبقه اجتماعی مختلف و از دو جنس مخالف، که هر چهار هنرمند در نهایت خونسردی و به طوری عادی ماوقع را شرح میدهند. باید اعتراف کرد که این تئاتر جذاب که ترکیبی از کار تئاتر به صورت مونولوگ و تکنیکهای سینمایی است، توانست تماشاگران اتریشی را به مدت 120 دقیقه در سالن نگه دارد. آنها در پایان با تشویقهای مکرر خود از این اجرا تقدیر کردند. اجرای «کوارتت: سفری به شمال» در وین با انعکاس خیلی خوب رسانههای هنری روبهرو شد. نشریات اشپیگل، کوریر، کرونن و وینر نقدهای ستایشآمیزی درباره آن نوشتند و رادیو «او انس» نیز مصاحبهای جذاب و شنیدنی با امیررضا کوهستانی انجام داد. این گروه هنری به دعوت سایر فستیوالهای هنری تئاتر کوارتت را در چندین شهر مهم اروپایی از جمله بروکسل، آمستردام و برانشوایگ نیز به نمایش میگذارند. از زمانی که به تماشای نمایشنامههای غلامحسین ساعدی در سالن تئاتر 25 شهریور (سنگلج) و یا آثاری مانند «آنتیگون» در تئاتر شهر تهران میرفتم سالها گذشته است؛ سالهایی که در انتظار دیدن تئاتر جاندار ایرانی بودم. دیدن «کوارتت ...» همان احساسی را به من داد که سالها پیش بعد از ترک سالن تئاتر «سنگلج» پیدا میکردم. تمام شب را با این تئاتر گذراندم و آنچه را که به یادم مانده بود در ذهنم مرور کردم و خواستم زاویههای پنهان این قطعه هنری را پیدا کنم. سرم را در مقابل این هنرمندان جوان به علامت احترام خم میکنم و برایشان آرزوی موفقیت دارم.
گزارش: آناهیتا آزاد - روزنا، تارنمای اطلاعرسانی روزنامه اعتماد ملی
نويسنده :
باران سینما - ساعت 12:33 روز چهارشنبه 15 خرداد1387
گزارش فروش دهه اول خرداد/
اکران تازه خوب میفروشد
رشد فروش «زنها فرشتهاند»، «همخانه» و «قرنطینه» و افت فروش نسبی باقی فیلمها از مهمترین نکات فروش فیلمهای اکران تهران در هفته اول خردادماه 87 است.
«زنها فرشتهاند» دومین فیلم سینمایی شهرام شاهحسینی پس از «کلاغپر» است که پارسال بر اکران بود. شاهحسینی فیلمسازی را با دستیاری کارگردانان حرفهای چون مرحوم ملاقلیپور، بهمن قبادی، سیامک شایقی، ابراهیم وحیدزاده و ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد و «به طعم خاک» او جوایزی از جشن خانه سینما و جشنواره فیلم کوتاه دریافت کرد.
در خلاصه داستان «زنها فرشتهاند» آمده: اگر سفرتون لغو شد و بیش از حد دلتنگ همسرتون شدید خوشحال نشین، چون دیوار موش داره! مهتاب کرامتی، نیکی کریمی، امین حیایی، لیلا اوتادی، لادن طباطبایی، مریم سلطانی، محمدرضا شریفینیا، احمد پورمخبر، فرامرز روشنایی و مرتضی کاظمی بازیگران این فیلم هستند.
«زنها فرشتهاند» از چهارشنبه اول خرداد در گروه سینمایی آفریقا اکران شده و پس از 10 روز نمایش در 22 سینما 400/157/132 تومان فروش کرده است. بیشترین فروش فیلم جمعه دهم خرداد 400/540/27 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/500/6 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
«همخانه» دومین فیلم سینمایی مهرداد فرید پس از «آرامش در میان مردگان» است که سال گذشته به اکران عمومی درآمد. فیلم داستان مهسا؛ دانشجوی ترم آخر شهرستانی است که به خاطر نمره نیاوردن در یک درس ناچار است یک ترم دیگر در تهران بماند و به فکر جایی دیگر برای اقامت باشد.
بیتا سحرخیز، علیرضا اشکان، اکبر عبدی، مجید مشیری، مریم بوبانی، ارژنگ امیرفضلی و عسل بدیعی بازیگران، بایرام فضلی مدیر فیلمبرداری، محسن نامجو آهنگساز، بابک اخوان صدابردار، م.فرید فیلمنامهنویس و مسعود جعفری جوزانی تهیهکننده فیلم هستند. این فیلم در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
فیلم «همخانه» از چهارشنبه 25 اردیبهشت در گروه سینمایی آزادی اکران شده و پس از 16 روز نمایش در 10 سینما 300/324/29 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه دهم خرداد 000/354/3 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/800 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
«قرنطینه» نخستین فیلم منوچهر هادی بر اساس فیلمنامهای از سعید دولتخانی ساخته شده است. داستان فیلم درباره دختر و پسری جوان است که دل در گرو یکدیگر دارند، اما برای ازدواج با مشکلات بسیار رو به رو هستند. حمید گودرزی، رضا عطاران، افسانه بایگان، رضا رویگری، خاطره حاتمی و نیوشا ضیغمی در این فیلم بازی کردهاند.
«قرنطینه» در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد. این فیلم از چهارشنبه 25 اردیبهشت در گروه سینمایی عصر جدید اکران شده و پس از 16 روز نمایش در 17 سینما 700/948/85 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه دهم خرداد 700/910/10 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/000/3 تومان رشد فروش روزانه داشته است.
فیلم سینمایی «تلافی» ساخته سعید اسدی با فیلمنامه عباس شیرمحمدی سال 86 ساخته شده که روایتگر داستان زوجی جوان است که به اسراری جدید درباره یکدیگر پی میبرند و در پی تلافی برمیآیند. حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی، سیروس گرجستانی، مهدی امینیخواه، کیانوش گرامی، محمد شیری و احمد پورمخبر بازیگران فیلم هستند.
«تلافی» از روز چهارشنبه یازدهم اردیبهشت در گروه سینمایی استقلال اکران شده و پس از 30 روز در 12 سینما 700/940/166 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه دهم خرداد 800/560/4 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/200 تومان افت فروش روزانه داشته است.
فیلم سینمایی «روزی که حسنی مرد شد» به کارگردانی کیانوش و کورش دالوند از معدود فیلمهای کودک و نوجوان است که از چهارشنبه یازدهم اردیبهشت اکران شده و پس از 29 روز نمایش در یک سینما 800/084/4 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه دهم خرداد 000/59 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/65 تومان افت فروش روزانه داشته است.
فیلم سینمایی «دایره زنگی» اولین ساخته پریسا بختآور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت میکند که تنها یک روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.
از دیگر عوامل فیلم که محصول بشرا فیلم است میتوان به اصغر فرهادی فیلمنامهنویس، بهمن اردلان صدابردار، مجتبی متولی مدیر تولید و سروناز مستوفی و عبدالله عبدینسب عکاس اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 72 روز در 15 سینما 600/298/090/1 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه فیلم جمعه دهم خرداد 000/788/9 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/200/1 تومان افت داشته است.
فیلم سینمایی «زن دوم» نوزدهمین ساخته سیروس الوند بر مبنای کتابی است به همین نام به قلم فرشته طائرپور و مینو کریمزاده. فیلم داستان زندگی عاشقانه مهتاب و بهرام است که با رسیدن خبری به بحران کشیده میشود. آدمهایی از گذشته فراموششده هر کدام پا به ماجرا میگذارند و تعریفی متفاوت از عشق و حق با خود میآورند.
محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر زکریا و مهتاج نجومی بازیگران فیلم هستند. «زن دوم» از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 72 روز نمایش در شش سینما 500/737/393 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه فیلم پنجشنبه نهم خرداد 000/532/2 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/360 تومان افت فروش روزانه داشته است.
«به همین سادگی» سیدرضا میرکریمی بر اساس فیلمنامه شادمهر راستین و داستان یک روز معمولی از زندگی زنی خانهدار است که هنگامه قاضیانی، مهران کاشانی، صفا آقاجانی، نیره فراهانی، هاله هماپور و نسترن همدمعلی در آن بازی کردهاند. فیلم پس از 72 روز نمایش 800/401/185 تومان فروخته و بیشترین فروش روزانه آن دهم خرداد 000/866/1 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/190 تومان افت داشته است.
فیلم خارجی «1408» ساخته میکائیل هافستروم است که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلمنامه را مت گرینبرگ، اسکات الکساندر و لری کاراشوسکی نوشتهاند و جان کیوساک در فیلم نقش نویسندهای شکاک را دارد که درباره یکی از اتاقهای هتلی در نیویورک که در آن چند مورد خودکشی اتفاق افتاده، تحقیق میکند.
تریلر ترسناک «1408» که ژوئن 2007 به نمایش درآمد با نقدهای مثبت مواجه شد و برخلاف پیشبینیها در گیشه موفق بود. این فیلم 25 میلیون دلاری در آمریکا 72 و در سطح بینالمللی 55 میلیون دلار فروخت. ساموئل ال. جکسن و مری مکورمک دیگر بازیگران این فیلم 106 دقیقهای هستند که پس از 74 روز نمایش در یک سینما 500/220/21 تومان فروخته است.
فیلم خارجی «مرد حصیری» ساخته نیل لابوت تولید مشترک سال 2006 آلمان و آمریکا و درباره کلانتری است که در مورد ناپدید شدن دختری جوان در یک جزیره کوچک تحقیق میکند. فیلمنامه را آنتونی شافه نوشته و پل ساروسی مدیر فیلمبرداری، جوئل پلاچ تدوینگر، آنجلو بادالامنتی آهنگساز و نیکلاس کیج، الن برستین، کیت بیهان و لیلی سوبیسکی بازیگران آن هستند.
لابوت 46 ساله دو فیلم «پرستار بتی» و «شکل چیزها» را در کارنامه دارد. فیلم «مرد حصیری» در بخش مسابقه سینمای معناگرا بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم از یکشنبه اول اردیبهشت اکران شده و پس از 39 روز نمایش در یک سینما 000/394/4 تومان فروش داشته است.
مستند سینمایی «سیکو» پنجمین فیلم مایکل مور پس از فیلمهای تحسینشده «بولینگ برای کلمباین» و «فارنهایت 911» است. فیلمساز جنجالی در این فیلم به موضوع بهداشت و درمان در آمریکا میپردازد و سیستم حاکم در این کشور را زیر سئوال میبرد. شرکت فیلمیران پخش این مستند را بر عهده دارد.
«سیکو» که نخستینبار در جشنواره فیلم کن نمایش داده شد، محصول سال 2007 آمریکا و مدت زمان آن 125 دقیقه است. فیلم اخیرا جوایزی مانند بهترین فیلم مستند به انتخاب انجمن منتقدان رسانهای، دومین مستند برگزیده سال از نگاه جامعه ملی منتقدان و بهترین مستند سال به انتخاب انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس را برد.
«سیکو» که در فهرست اولیه 15 مستند برگزیده برای حضور در بخش اسکار بهترین مستند سال قرار داشت، در بخش نمایشهای ویژه مستند بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر نیز به نمایش درآمد. این فیلم از چهارشنبه 25 اردیبهشت اکران شده و پس از 16 روز نمایش در یک سینما 000/570/1 تومان فروخته است.
گزارش: خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 19:56 روز سه شنبه 14 خرداد1387
| متفاوت ترين فيلمم را ساخته ام |
 |
حسينعلي ليالستاني با نگاه خاص خود به سينما و دنياي پيرامونش فيلمهاي متفاوتي خلق كرده؛ آثاري همچون بلنديهاي صفر، مصايب عاشق فقير و تابلويي براي عشق كه به جز فيلم اول دو اثر ديگر با گذشت 12-10 سال از ساخت آنها هنوز مجال اكران پيدا نكردهاند. او پس از اين از دنياي سينما فاصله گرفت و دو مجموعه تلويزيوني آواز مه و بوي گلهاي وحشي را كارگرداني كرد تا اينكه اواخر سال گذشته يكي از طرحهاي قديمي خود با نام «ميزاك» را به تهيهكنندگي جهانگير كوثري جلوي دوربين برد. او درباره دوري 10 سالهاش از دنياي سينما ميگويد: «فيلمنامه ميزاك را 10 سال قبل نوشتم. آن سالها حس ميكردم چون تكليف سينما با خودش مشخص نيست بهتر است از فضاي آن دور باشم، به همين دليل به سمت تلويزيون آمدم و به سريالسازي مشغول شدم، در واقع همين عامل موجب شد تا ساخت اين فيلمنامه نزديك به يك دهه به تعويق بيفتد.» پس از اين كنارهگيري موقت، ليالستاني طي دو، سه سال اخير فضاي سينما را نسبت به سالهاي گذشته متفاوتتر ميبيند، بنابراين تصميم ميگيرد تا فيلمنامه قديمي خود را وارد پروسه توليد كند: «حس كردم سينما در شرايط خاصي قرار گرفته و فضا براي ساخت فيلمهايي چون ميزاك فراهم است بنابراين عزمم را جزم كردم تا اين فيلمنامه را جلوي دوربين ببرم، دو، سه سال پيگير كار بودم، پس از مذاكره با چند تهيهكننده سرانجام با دوست قديميام جهانگير كوثري كه سالها پيش با همكاري او فيلم «مصايب عاشق فقير» را كار كرده بودم به توافق رسيدم.» ليالستاني، ميزاك را به لحاظ ساختار و روايت قصه اثري متفاوت در كارنامه كارياش ميداند؛ او در اين فيلم قصهاش را از دو زاويه مختلف روايت كرده است: «فيلم به لحاظ روايي از دو بخش تشكيل شده است؛ بخش اول از زاويه ديد داناي كل، يعني كارگردان، روايت شده كه در اين بخش روابط پاك و عاشقانه يك دختر و پسر روستايي به نامهاي «چي ني» و «گلبرا» به تصوير در آمده، در بخش دوم كه حدود 60درصد از فيلم را شامل ميشود ما قصه را از زاويه ديد بچه اين دو نفر كه هنوز به دنيا نيامده ميبينيم. نقش اين دختر و پسر روستايي را باران كوثري و محمدرضا فروتن بازي ميكنند. با توجه به تصاوير و عكسهاي منتشرشده از اين پروژه چنين تصور ميشود كه فروتن نقش جواني عقبمانده ذهني را ايفا كرده است. ليالستاني با رد اين نكته ميگويد: «گلبرا جواني پاك، بيآلايش و عاشقپيشه است و برخلاف تصور اصلا دچار عقبماندگي ذهني نيست، اتفاقا فروتن هم در ابتدا گمان ميكرد كه اين جوان داراي اين ويژگي است و به اين دليل كه قبلا در فيلم «وقتي همه خواب بودند» چنين نقشي را بازي كرده بود در پذيرش نقش خود در ميزاك ترديد داشت، اما پس از مطالعه فيلمنامه به تفاوتهاي اين نقشها پي برد و اجراي فوقالعادهاي از آن داشت.» او علاوه بر فروتن از همكاري با گروه بازيگرانش در اين فيلم رضايت كامل دارد و انتخاب باران كوثري را بدون ارتباط با حضور پدرش به عنوان تهيهكننده ميداند: «باران كوثري بازيگر توانمندي است و هر كارگرداني علاقهمند است كه از وجود او استفاده كند، من هم بر اساس ويژگيهاي نقش و تواناييهاي او اين انتخاب را انجام دادم.» ميزاك كه جز فيلمهاي پربازيگر سينماست علاوه بر فروتن و كوثري از وجود بازيگراني چون جمشيد مشايخي، داريوش ارجمند، فاطمه معتمدآريا، عليرضا خمسه، رابعه اسكويي، طناز طباطبايي، شيوا ابراهيمي، شاهعلي سرخاني، انوش نصر، رامين ناصرنصير و كامران فيوضات بهرهمند است. فيلمبرداري اين پروژه به مديريت تورج منصوري در شهرهاي شمالي ايران انجام شده و عمده لوكيشنهاي آن در شهرهاي تنكابن و سياهكل بوده است. بنا به گفته ليالستاني، فيلمبرداري ميزاك 45 روز به طول انجاميده و در حال حاضر سپيده عبدالوهاب مشغول تدوين آن است و به زودي با انتخاب آهنگساز، ساخت موسيقي فيلم شروع خواهد شد.
منبع خبر : همشهري امارت عربي متحده |
نويسنده :
باران سینما - ساعت 20:29 روز دوشنبه 13 خرداد1387
سینمایايران- ايمان جليلي - سيداحسان عمادي:
صابر ابر چیزی را بازی نمیکند؛ این اولین نکتهای است که بعد از نیم ساعت گپ زدن با او میفهمی؛
آن هم با آن رنگ و آرایش موی قهوهای سوخته «عجیب و غریب»اش که پیامد بازی در فیلم جدید کمال تبریزی است. این «عجیب و غریب» را خود صابر در دهانمان انداخت؛ تکیه کلامی که یک لحظه از دایره لغاتش حذف نمیشد و لابد از انرژی عجیبوغریبی ميآمد که از درونش موج میزد؛ انرژیای که میشد آن را در صحبتهای صابر، در ایدههایش برای بازیگری و حتی در دفتر کار جمعوجوری که برای خودش درست کرده، دید.
او اصلا زیر بار ستاره شدن نمیرود و حتی حاضر نیست دربارهاش حرف بزند.
حتی وقتی لابهلای مصاحبه گیرش میاندازی، بلکه بپذیرد ستاره تازه متولدشده سینمای ماست، فقط میخندد و طوری که به آدم برنخورد، فرار میکند.
اگر «ممد» دایره زنگی را دوست دارید، در دوست داشتن صابر ابر شک نکنید چون او برای کسی نقش بازی نمیکند.
ادامه در ادامه مطلب
نويسنده :
باران سینما - ساعت 20:24 روز دوشنبه 13 خرداد1387
| تهیهکننده فیلم سینمایی "دایره زنگی" ازآغاز اکران عمومی نخستین تجربه کارگردانی پریسا بختآور دردوبی از پنج شنبه هفته آینده خبر داد. |
 |
|
سیدجمال ساداتیان در این باره به خبرنگار راه فیروزه گفت: به دلیل شلوغی پروازها و در گیر بودن بازیگر در پروژه های دیگر،اکران این فیلم در دوبی قرار بود از چندی پیش آغاز شود ولی اکران عمومی دایره زنگی با حضور اکثر بازیگران از پنج شنبه هفته آینده شروع می شود. فیلم سینمایی "دایره زنگی" اولین ساخته پریسا بختآور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت میکند که تنها یکروز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند...در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.از دیگر عوامل فیلم که محصول بشرا فیلم است میتوان به اصغر فرهادی فیلمنامهنویس، بهمن اردلان صدابردار، مجتبی متولی مدیر تولید و سروناز مستوفی و عبدالله عبدینسب عکاس اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و بیش از یک میلیارد تومان فروخته است. |
گفت وگو با پريسا بخت آور کارگردان «دايره زنگي»
نويسنده :
باران سینما - ساعت 20:42 روز یکشنبه 12 خرداد1387
مصاحبه مجله زندگي ايدهآل (بخش اول)

با حامد بهداد و براندو در خیابان فرشته
حامد بهداد عاشق مارلون براندوست. ما این را قبلا هم میدانستیم اما فکر نمیکردیم این عاشقی اینقدر پرشور باشد. کافی بود او را در جلسه عکاسیاش میدیدید که چقدر با خودش و دوربین راحت است و چطور خشماش را جلوی دوربین به نمایش میگذارد. همانطور که در مصاحبه راحت بود و هر چی دل تنگش خواست گفت. حرفهایی که از فرط تندی خیلی از جاهایش را ما قیچی کردیم و بعضی جاهایش را خودش. همان روزی که به مجله آمد و با بهرام رادان درباره سینما و جشنواره گپ زد. باید بودید و میدیدید که موقع تعریفکردن فیلم مستندی که از مارلون براندو در جشنواره به نمایش درآمده بود چه هیجانی نشان میداد و چطور از خود بیخود شده بود. وقتی که داشت ادای براندوی برزگ را در میآورد و کیف میکرد.
برای آمادهکردن گفتوگو با او ساعتهای جالبی را گذراندیم. از همان روزی که به خیابان فرشته رفتیم تا در دفتر کارش او را ببینیم، شبی که به قیطریه آمد تا عکاسی شود و دو باری که به مجله سر زد تا متن صحبتهایمان را بخواند و حک و اصلاح کند. حامد کاراکتر جذابی دارد. پیش از این او را در مجلس عروسی یکی از دوستان دیده بودیم که چطور شلوغبازی در میآورد و مهمانی را به هم میریخت. اما او وقتهایی را هم دارد که در خودش فرو میرود و سکوت میکند.
گير داده بود عكسهايي از او را چاپ كنيم كه عصياناش در آنها پيدا باشد. عكسهايي كه ميگفت بيشتر به خودم نزديك است. يكياش همان است كه به عنوان عكس اصلي داخل مجله كار شده است.
براي چاپ مصاحبه با او خيلي انتظار كشيديم چرا كه ميخواستيم اين شماره با جشنواره و پخش سريال او، يك مشت پر عقاب، همزمان شود. ميدانستيم كه در سريال بسيار عالي ظاهر شده و انتظار داشتيم كه در جشنواره هم بيش از اينها مطرح شود. اما دو تا از فيلمهاي او از جشنواره بيرون ماند و به تنها فيلماش «حس پنهان» هم كملطفي شد. مهم نيست. او يكي از سرمايههاي سينماي ايران است و مطمئنا درآينده بسيار خواهد درخشيد. يادمان باشد كه حتي استاد براندو هم براي فيلم معركهاي مثل «اتوبوسي به نام هوس» جايزه اسكار را نگرفت!
به قلم آشنا
باران كوثري: خجالت ميكشيدم
براي من يكي سخت است بخواهم درباره حامد بهداد چيزي بگويم. نه فقط به خاطر اين كه او بازيگر مورد علاقه من است و ما دوستي ۵ ساله داريم. از اينها مهمتر اين است كه من دوره گذار از نوجواني به جوانيام را در بين گروهي گذراندم كه حامد يكي از آنها بود و ۱۰ سال از من بزرگتر. گروهي كه من و نگار جواهريان كوچكترين اعضايش بوديم و از بزرگترهاي گروه خيلي ياد گرفتيم. براي شخص من فيلم روز سوم تجربه فوقالعادهاي بود. فيلمي كه فكر ميكنم اگر رفاقت ما يعني من و حامد بهداد و پوريا پورسرخ و برزو ارجمند نبود، به اينجا نميرسيد. حداقلش من نميتوانستم آن كار را كنم وقتي در جشنواره به من سيمرغ ميدادند، خيلي دلم ميخواست جمله جوليا رابرتز درباره دنزل واشنگتن را تكرار كنم و بگويم «خجالت ميكشم وقتي كه به حامد بهداد جايزه تعلق نگرفته، جايزهام را بگيرم» اما خجالت كشيدم و نگفتم!
نيوشا ضيغمي: به او مديونم
حامد بهداد يكي از بااستعدادترين و تواناترين بازيگراني است كه من در سينماي ايران ديدهام و همكاري با او را تجربه كردهام. يك هنرمند واقعي كه با صداقت كامل و فروتني در مقابل همبازياش قرار ميگيرد و تمام انرژياش را صرف بازي ميكند. من به شخصه ۵۰ درصد بازيام در فيلم «حس پنهان» را مديون حامد بهداد هستم كه به عنوان يك برادر در فيلم، همه انرژياش را به من داد تا بهترين صحنهها خلق شود. من در زندگي برادري نداشتهام اما بعد از بازي با حامد حس ميكنم يك برادر واقعي پيدا كردهام كه در جشنواره فيلم امسال مورد بيمهري قرار گرفت، چرا كه جايزه بهترين بازي يا حداقل نامزدي اين جايزه حق واقعياش بود.
من از لحظه لحظه فيلم «حس پنهان» و بازي با حامد بهداد لذت بردهام و هيچوقت دعوايمان در شب قبل از مرگ او در فيلم را فراموش نميكنم. صحنهاي كه از نمايش شروع شد، اما بعد چنان درگير شديم و از بازي او انرژي گرفتم كه به شدت گريه كردم. من مهرباني او را كه از پشت دوربين هر حركت همبازیاش را دنبال ميكرد فراموش نميكنم. اين روزها از بعضيها درباره او نظراتي ميشنوم كه چندان مثبت نيست و نميدانم كه از كجا ناشي ميشود. هرچه هست وظيفه خودم ميدانم كه صميميترين سپاسهايم را به او ابراز كنم كه بودنش براي من و اين سينما غنيمتي است.
دوهفتهنامه زندگي ايدهآل شماره چهاردهم اول اسفند۸۶
ادامه دارد... در ادامه مطلب بخش دوم
منبع http://bazi-behdad.blogfa.com
نويسنده :
باران سینما - ساعت 10:36 روز پنجشنبه 9 خرداد1387

مقایسه آمار 91 فیلم دارای پروانه ساخت در حال تولید و پیشتولید تا اول اردیبهشت و 79 فیلم دارای پروانه ساخت در حال تولید و پیشتولید تا اول خرداد نشان میدهد در فاصله این یک ماه چند پروژه به سرنوشتی نامعلوم دچار شدهاند.
در آخرین گزارش فارابی از تولید سینمای ایران تا اول خردادماه 79 فیلم سینمایی دارای پروانه ساخت در مراحل تولید و پیشتولید هستند. وضعیت 79 فیلم به این ترتیب است: شش فیلم آماده نمایش، شش فیلم در مرحله صداگذاری، 14 فیلم در مرحله تدوین، 12 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 41 فیلم در مرحله پیشتولید.
وقتی این آمار را با فهرست اعلام شده تولید سینمای ایران تا اول اردیبهشت مقایسه میکنیم، ابهامهایی خاص جلب نظر میکند. در این فهرست 91 فیلم در حال تولید و پیشتولید سینمای ایران معرفی شده که شامل یک فیلم آماده نمایش، یک فیلم در مرحله صداگذاری، 10 فیلم در مرحله تدوین، 16 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 64 فیلم در مرحله پیشتولید هستند.
همچنین اشاره شده که از میان 64 فیلم حاضر در مرحله پیشتولید، کار 29 فیلم بین 10 تا 95 درصد پیشرفت داشته و 35 فیلم آماده کلید خوردن در مرحله پیشتولید است. ابهام ایجاد شده از مقایسه این دو فهرست بیش از هر چیز در ریزش تعداد فیلمهایی است که در مرحله پیشتولید بسر میبرند و از 64 فیلم تا اول اردیبهشت به 41 فیلم تا اول خرداد کاهش یافتهاند.
نکته جالب اینکه به نظر میآید تعداد فیلمهایی که در مرحله پیشتولید بسر میبرند به خصوص با تکیه بر اینکه همه این آثار پروانه ساخت دارند، نباید و نمیتواند در عرض یکماه ریزش داشته باشد. به این ترتیب آمار اعلام شده به نوعی ابهامبرانگیز به نظر میرسد و نیاز به تفسیر و تحلیل دارد.
در فهرست مشابه فارابی که تا دهه اول اسفندماه 86 اعلام شد این رابطه منطقی وجود دارد که میتوان به حضور 141 فیلم در مرحله تولید و پیشتولید به ترتیب زیر اشاره کرد: 9 فیلم اکران شده، 48 فیلم آماده، هشت فیلم در مرحله صداگذاری، 12 فیلم در مرحله تدوین، 15 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 54 فیلم در مرحله پیشتولید.
شاید بتوان با یک مقایسه با تکیه بر فیلمهای اعلام شده مراحل مختلف این ابهام را تحلیل کرد. در فهرست تولید سینمای ایران تا اول اردیبهشت «محافظ» کاسهساز آماده نمایش و «10 رقمی» اسعدیان در مرحله صداگذاری و «دعوت» حاتمیکیا، «حیران» عارفپور، «کتاب قانون» میری، «صداها» موتمن، «عیار 14» شهبازی و «سوپراستار» میلانی در مرحله تدوین قرار دارند.
«پاداش» تبریزی، «کارناوال مرگ» رضا اعظمیان، «ملک سلیمان» شهریار بحرانی، «زادبوم» ابوالحسن داودی و «دلداده» قدرتالله صلح میرزایی به صورت همزمان در مرحله فیلمبرداری و تدوین بسر میبرند. فیلمبرداری «پاتو زمین نذار» ایرج قادری، «تلخ و شیرین» مسعود اطیابی، «پنالتی» انسیه شاهحسینی و «پوسته» مصطفی آلاحمد نیز پایان یافته است.
فیلمهای «در شب عروسی» رضا قهرمانی، «میزاک» حسینعلی لیالستانی، «لالایی» منیژه حکمت، «تاکسی نارنجی» ابراهیم وحیدزاده، «نطفه شوم» کریم آتشی، «تردید» واروژ کریممسیحی، «قصه عشق» بیژن بیرنگ، «مانگدیم» حسین محجوب، «کودک و فرشته» مسعود نقاشزاده و «زخم شانه حوا» حسین قناعت نیز در مرحله فیلمبرداری هستند.
اسامی اعلام شده تا اول اردیبهشتماه را با فهرست فیلمهایی که تا اول خرداد در مراحل مختلف تولید بسر میبرند مقایسه میکنیم.
مرحله آماده نمایش:
«محافظ» (آماده نمایش بوده)، «10 رقمی» (در مرحله صداگذاری بوده)، «دعوت» (در مرحله تدوین بوده)، «حیران» (در مرحله تدوین بوده)، «یک اشتباه کوچولو» (در فهرست اردیبهشت نبوده و اسفندماه در مرحله تدوین بوده) و «چشمک» (در فهرست اردیبهشت نبوده و اسفندماه در مرحله تدوین بوده). به این ترتیب دو فیلم آماده نمایش مبتنی بر فهرست اعلام شده قبل نیستند.
مرحله صداگذاری:
«چهره به چهره» (در فهرست اردیبهشت نبوده و اسفندماه در مرحله تدوین و صداگذاری همزمان بوده)، «کتاب قانون» (در مرحله تدوین بوده)، «نامزد آمریکایی من» (در فهرست اردیبهشت نبوده و اسفندماه در مرحله تدوین بوده)، «صندلی خالی» (در فهرست اردیبهشت نبوده و اسفند در مرحله تدوین بوده). «تلخ و شیرین» (در مرحله پایان فیلمبرداری بوده) و «یک وجب از آسمان» (در فهرست اردیبهشت نبوده و اسفند در مرحله تدوین). به این ترتیب چهار فیلم در مرحله صداگذاری بر اساس فهرست قبلی نیستند.
مرحله تدوین:
«صداها» (در مرحله تدوین بوده)، «نیلوفر» (اردیبهشت نبوده و اسفند در تدوین و صداگذاری بوده)، «فرزند صبح» (اردیبهشت نبوده و اسفند در مرحله تدوین و صداگذاری بوده)، «عیار 14» (در مرحله تدوین بوده)، «دلداده» (در مرحله فیلمبرداری و تدوین همزمان بوده)، «میزاک» (در مرحله فیلمبرداری بوده)، «هفت و پنج دقیقه» (در اردیبهشت نبوده و اسفند در مرحله تدوین بوده)، «سوپراستار» (در مرحله تدوین بوده)، «پنالتی» (در مرحله پایان فیلمبرداری بوده)، «پوسته» (در مرحله پایان فیلمبرداری بوده)، «تاکسی نارنجی» (در مرحله فیلمبرداری بوده)، «پاداش» (در مرحله فیلمبرداری و تدوین همزمان بوده)، «پاتو زمین نذار» (در مرحله پایان فیلمبرداری بوده) و «آن سوی رودخانه» (در دو فهرست قبل نبوده). به این ترتیب سه فیلم در حال تدوین مبتنی بر فهرست اعلام شده قبل نیستند و یک فیلم با اولین حضور در فهرست تدوین بسر میبرد.
مرحله فیلمبرداری:
«زادبوم» (در مرحله فیلمبرداری و تدوین همزمان بوده)، «لالایی» (در مرحله فیلمبرداری بوده)، «نطفه شوم» (در مرحله فیلمبرداری بوده)، «ملک سلیمان» (در مرحله فیلمبرداری و تدوین همزمان بوده)، «دو خواهر» (در فهرست قبل نبوده)، «کودک و فرشته» (در مرحله فیلمبرداری بوده)، «درباره الی ...» (در فهرست قبل نبوده)، «وقتی همه خوابیم» (در فهرست قبل نبوده)، «پسر تهرانی» (در فهرست قبل نبوده)، «چارچنگولی» (در فهرست قبل نبوده)، «دوزخ، برزخ، بهشت» (در فهرست قبل نبوده) و «بیپولی» (در فهرست قبل نبوده). به این ترتیب هفت فیلم جدید وارد چرخه تولید سینمای ایران شدهاند.
با توجه به این آمار باید این هفت فیلم از تعداد 64 فیلمی که ماه گذشته در مرحله پیشتولید بودند کم شود و با توجه به اینکه در سال جدید تنها دو پروانه ساخت به «آل» و «یک حبه قند» صادر شده، فیلمهای در مرحله پیشتولید سینمای ایران تا اول خرداد باید به تعداد 59 برسد. اما در آمار اعلامشده این آثار شامل 41 فیلم است. این اختلاف 18 فیلمی و کم شدن تعداد فیلمهایی را که با وجود داشتن پروانه ساخت هنوز وارد مرحله تولید نشدهاند چگونه میتوان تحلیل و توجیه کرد؟
گزارش: خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 20:50 روز چهارشنبه 8 خرداد1387
نويسنده :
باران سینما - ساعت 20:13 روز سه شنبه 7 خرداد1387
| دايره زنگي در دبي اكران شد |
 |
اكران رويايي دايره زنگي با فروش ميلياردياش در تهران آرامآرام به روزهاي پاياني خود نزديك ميشود تا دستاندركاران توليد اين فيلم در انديشه تسخير گيشه سينماهاي آن سوي آب باشند. اين ساخته پريسا بختآور از پنجشنبه 16 خردادماه در دو سينماي اصلي شهر دبي به اكران درميآيد. امير شجاعي مسئول انتخاب فيلمهاي ايراني در دبي درباره نحوه اكران اين فيلم ميگويد: «دو سينما در شمال و مركز شهر دبي پذيراي فيلم دايره زنگي هستند كه اكران اين فيلم از روز شانزدهم خردادماه با برگزاري مراسمي در سالن سينما الغراير آغاز خواهد شد. در اين مراسم كه توسط كمپاني «الماسه» برپا ميشود علاوه بر پريسا بختآور و سيد جمال ساداتيان (تهيهكننده) بازيگران اين اثر از جمله مهران مديري، باران كوثري، محمدرضا شريفينيا، امين حيايي، نيلوفر خوشخلق، بهاره رهنما، صابر ابر همراه با اصغر فرهادي نويسنده فيلمنامه حضور دارند كه با اهداي هدايايي نفيس از آنها تقدير خواهد شد. علاوه بر اين سينما كه در شمال شهر دبي واقع است سينماي «ابن بطوطه» در مركز شهر هم اين فيلم را اكران خواهد كرد.» بنا به گفته شجاعي اين فيلمها به مدت يك ماه روي پرده سينماها خواهد بود و بلافاصله پس از آن فيلم «زنها فرشتهاند» ساخته شهرام شاه حسيني در اين دو سينما به اكران درميآيد. پيش از اين و از اواخر اسفند 1386 فيلم سنتوري به مدت 45 روز روي پرده بود كه مخاطبان استقبال بسياري از آن به عمل آورده بودند. اينكه چرا از ميان فيلمهاي آماده نمايش سينماي ايران اين آثار براي نمايش در دبي انتخاب شدهاند، سئوالي كه شجاعي به آن اينگونه پاسخ ميدهد: «حضور بازيگران مطرح و موضوع فيلم از يك سو و فروش خوب آن در تهران نكاتي است كه ما براي انتخاب آثار در نظر ميگيريم. البته در اين ميان ما علاوه بر مخاطب ايراني به جذب مخاطبان بومي دبي هم توجه داريم به همين منظور براي گزينش فيلمها شاخصههاي اجتماعي و فرهنگي شهر دبي را هم در نظر ميگيريم، بر همين اساس فيلمهاي ايراني با زيرنويس عربي اكران ميشوند.» اكران قطعي زنها فرشتهاند در دبي پس از اكران فيلم كلاغپر نخستين ساخته سينمايي شهرام شاهحسيني در سينماهاي دبي و استقبال مخاطبان از آن، دومين اثر سينمايي او با نام «زنها فرشتهاند» نيز از يك ماه ديگر در سينماهاي اين شهر به اكران درميآيد. اين فيلم كه مضموني كمدي دارد با بازي امين حيايي، نيكي كريمي، محمدرضا شريفينيا، مهتاب كرامتي، لادن طباطبايي و ليا اوتادي هماكنون در سينماهاي تهران در حال اكران است.
منبع خبر : همشهري امارات عربي متحده |
نويسنده :
باران سینما - ساعت 20:11 روز سه شنبه 7 خرداد1387
خبرگزاري فارس: فيلم سينمايي «دايره زنگي» نخستين فيلم سينمايي «پريسا بختآور» در دانشگاه لندن به نمايش در ميآيد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس،«دايره زنگي» 19خرداد(8 جون) با حضور استادان و دانشجويان دانشگاه لندن اكران ميشود.
بنابه اين گزارش،پس از اكران،جلسه نقد و بررسي فيلم با حضور «پريسا بختآور» (كارگردان) برگزار ميشود.
دكتر «معصومه طرفه» استاد دانشگاه لندن كه فيلم «دايره زنگي» را براي نمايش در اين دانشگاه انتخاب كرده،علت اين انتخاب را اكران موفق فيلم در ايران،توصيه منتقدين و ديد مثبت آنها نسبت به اين فيلم بيان كرده است.
بنا بر اين گزارش، اين فيلم در كشورهاي عربي منطقه همچون امارات متحده عربي و نيز اروپا و آمريكا اكران ميشود.
«دايره زنگي» اولين تجربه كارگرداني پريسا بختآور است كه بازيگراني چون مهران مديري، باران كوثري، صابر ابر، امين حيايي، محمدرضا شريفينيا در آن به ايفاي نقش پرداختهاند.
در خلاصه داستان «دايره زنگي» آمده است: صبح روز جمعه شيرين و ممد تنها تا پايان روز فرصت دارند هزينه تعمير ماشيني را كه با آن تصادف كردهاند، تأمين كنند اين دو به ناچار راهي خانهاي در شمال شهر ميشوند تا با كاري كه انجام مي دهند پول مورد نياز را تأمين كنند.
انتهاي پيام/
نويسنده :
باران سینما - ساعت 15:25 روز سه شنبه 7 خرداد1387
79 فیلم سینمایی دارای پروانه ساخت از اداره ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفهای معاونت سینمایی وزارت ارشاد تا اول خردادماه در مراحل تولید و پیشتولید سینمای ایران هستند.
بر اساس گزارش واحد پشتیبانی تولید بنیاد سینمایی فارابی از میان آثار امسال شش فیلم آماده نمایش شده، شش فیلم در مرحله صداگذاری، 14 فیلم در مرحله تدوین، 12 فیلم در مرحله فیلمبرداری و 41 فیلم در مرحله پیشتولید قرار دارند.
«محافظ» محمدجواد کاسهساز، «10 رقمی» همایون اسعدیان، «دعوت» ابراهیم حاتمیکیا، «حیران» شالیزه عارفپور، «یک اشتباه کوچولو» محسن دامادی و «چشمک» جهانگیر جهانگیری آماده نمایش و «چهره به چهره» علی ژکان، «کتاب قانون» مازیار میری، «نامزد آمریکایی من» داود توحیدپرست، «صندلی خالی» سامان استرکی، «تلخ و شیرین» مسعود اطیابی و «یک وجب از آسمان» علی وزیریان در مرحله صداگذاری هستند.
«صداها» فرزاد موتمن، «نیلوفر» سابین ژمایل، «فرزند صبح» بهروز افخمی، «عیار 14» پرویز شهبازی، «دلداده» قدرتالله صلح میرزایی، «میزاک» حسینعلی لیالستانی، «هفت و پنج دقیقه» محمدمهدی عسگرپور، «سوپراستار» تهمینه میلانی، «پنالتی» انسیه شاهحسینی، «پوسته» مصطفی آل احمد، «تاکسی نارنجی» ابراهیم وحیدزاده، «پاداش» کمال تبریزی، «پاتو زمین نذار» ایرج قادری و «آن سوی رودخانه» عباس احمدی مطلق در مرحله تدوین بسر میبرند.
«زادبوم» ابوالحسن داودی، «لالایی» منیژه حکمت، «نطفه شوم» کریم آتشی، «ملک سلیمان» شهریار بحرانی، «دو خواهر» اصغر بانکی، «کودک و فرشته» مسعود نقاشزاده، «درباره الی» اصغر فرهادی، «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی، «پسر تهرانی» کاظم راستگفتار، «چارچنگولی» سعید سهیلی، «دوزخ، برزخ، بهشت» بیژن میرباقری و «بیپولی» حمید نعمتالله نیز در مرحله فیلمبرداری قرار دارند.
گزارش: خبرگزاری مهر، خبرگزاری فارس، ایسنا
نويسنده :
باران سینما - ساعت 13:56 روز سه شنبه 7 خرداد1387

فیلم سینمایی «دایره زنگی» نخستین فیلم سینمایی «پریسا بختآور» در دانشگاه لندن به نمایش در میآید.
«دایره زنگی» 19خرداد (8 جون) با حضور استادان و دانشجویان دانشگاه لندن اکران میشود.
بنابه این گزارش، پس از اکران، جلسه نقد و بررسی فیلم با حضور «پریسا بختآور» (کارگردان) برگزار میشود.
دکتر «معصومه طرفه» استاد دانشگاه لندن که فیلم «دایره زنگی» را برای نمایش در این دانشگاه انتخاب کرده، علت این انتخاب را اکران موفق فیلم در ایران، توصیه منتقدین و دید مثبت آنها نسبت به این فیلم بیان کرده است.
بنا بر این گزارش، این فیلم در کشورهای عربی منطقه همچون امارات متحده عربی و نیز اروپا و آمریکا اکران میشود.
«دایره زنگی» اولین تجربه کارگردانی پریسا بختآور است که بازیگرانی چون مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، محمدرضا شریفینیا در آن به ایفای نقش پرداختهاند.
در خلاصه داستان «دایره زنگی» آمده است: صبح روز جمعه شيرين و محمد تنها تا پایان روز فرصت دارند هزینه تعمیر ماشینی را که با آن تصادف کردهاند، تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند تا با کاری که انجام میدهند پول مورد نیاز را تأمین کنند.
منبع: خبرگزاری فارس






نويسنده :
باران سینما - ساعت 12:51 روز سه شنبه 7 خرداد1387
«منوچهر اسماعیلی» در گفتوگو با فارس:
«شیرین» کیارستمی به درخواست او دوبله شد
عباس کیارستمی برای حاشیه صوتی آخرین فیلم خود از دوبلهای استثنایی به مدیریت دوبلاژ «منوچهر اسماعیلی» بهره برده است.
«منوچهر اسماعیلی» در گفتوگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد دوبلاژ آخرین فیلم عباس کیارستمی گفت: دوبله فیلم آقای کیارستمی را به درخواست و دعوت ایشان انجام دادم و ایشان بسیار راغب بودند که من این کار را انجام دهم.
وی در مورد دوبلاژ این فیلم گفت: شخصیتهای اصلی فیلم، بازیگران زنی هستند که به صورت ثابت فیلمی را تماشا میکنند که برایشان حالتی نوستالژیک را ایجاد میکند و کار اصلی ما تولید صدا برای فیلمی بود که این بازیگران میبینند.
«اسماعیلی» افزود: در واقع کار ما یک دوبله سینک به صورت معمولی نبود. برای این کار باید فیلمی را در سالن نمایش میدادند و از صدای آن استفاده میکردند که این کار از چند جنبه امکانپذیر نبود.
وی تصریح کرد: مهمترین بحث، جنبه فنی ماجرا بود و بخش دیگر این که دیالوگها با توجه به فیلم کم و زیاد میشد. به همین خاطر آقای محمد رحمانیان که متن شیرین و فرهاد را از نظامی گنجوی برای این فیلم اقتباس کرده بود، متنها را برای ما نوشت و ما هم فیلم را دوبله کردیم. «منوچهر اسماعیلی» گفت: این دوبله بدون توجه به حرکت لب هنرپیشه انجام شد چرا که فیلم پخش شده در صحنه فیلم «شیرین» دیده نمیشود و تا به حال هرگز چنین کاری را نکرده بودم.
وی در مورد گویندگانی که در این فیلم با او همکاری کردند گفت: عطاالله کاملی، فهیمه راستکار، زهره شکوهمند، مینو غزنوی، خسرو خسروشاهی و خود من از گویندگانی بودیم که در این فیلم صحبت کردیم.
گفتوگو: خبرگزاری فارس
نويسنده :
باران سینما - ساعت 12:27 روز سه شنبه 7 خرداد1387
گزارش فروش هفته اول خرداد/
رونق سینماها در آستانه فصل تابستان

آغاز خوب اکران جدید و رشد فروش کلی بقیه فیلمها از مهمترین نکات فروش فیلمهای اکران تهران در روزهای آغازین خردادماه 87 است.
«زنها فرشتهاند» دومین فیلم سینمایی شهرام شاهحسینی پس از «کلاغپر» است که پارسال بر اکران بود. شاهحسینی فیلمسازی را با دستیاری کارگردانان حرفهای چون مرحوم ملاقلیپور، بهمن قبادی، سیامک شایقی، ابراهیم وحیدزاده و ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد و «به طعم خاک» او جوایزی از جشن خانه سینما و جشنواره فیلم کوتاه دریافت کرد.
در خلاصه داستان «زنها فرشتهاند» آمده: اگر سفرتون لغو شد و بیش از حد دلتنگ همسرتون شدید خوشحال نشین، چون دیوار موش داره! مهتاب کرامتی، نیکی کریمی، امین حیایی، لیلا اوتادی، لادن طباطبایی، مریم سلطانی، محمدرضا شریفینیا، احمد پورمخبر، فرامرز روشنایی و مرتضی کاظمی بازیگران این فیلم هستند.
«زنها فرشتهاند» از چهارشنبه اول خرداد در گروه سینمایی آفریقا اکران شده و پس از سه روز نمایش در 17 سینما 800/492/43 تومان فروش کرده است. بیشترین فروش این فیلم جمعه سوم خرداد 300/108/21 تومان بوده که آغازی مناسب برای یک فیلم گیشهای محسوب میشود.
«همخانه» دومین فیلم سینمایی مهرداد فرید پس از «آرامش در میان مردگان» است که سال گذشته به اکران عمومی درآمد. فیلم داستان مهسا؛ دانشجوی ترم آخر شهرستانی است که به خاطر نمره نیاوردن در یک درس ناچار است یک ترم دیگر در تهران بماند و به فکر جایی دیگر برای اقامت باشد.
بیتا سحرخیز، علیرضا اشکان، اکبر عبدی، مجید مشیری، مریم بوبانی، ارژنگ امیرفضلی و عسل بدیعی بازیگران، بایرام فضلی مدیر فیلمبرداری، محسن نامجو آهنگساز، بابک اخوان صدابردار، م.فرید فیلمنامهنویس و مسعود جعفری جوزانی تهیهکننده فیلم هستند. این فیلم در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
فیلم «همخانه» از چهارشنبه 25 اردیبهشت در گروه سینمایی آزادی اکران شده و پس از هشت روز نمایش در 14 سینما 400/579/14 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم پنجشنبه دوم خرداد 600/544/2 تومان بوده است.
«قرنطینه» نخستین فیلم منوچهر هادی بر اساس فیلمنامهای از سعید دولتخانی ساخته شده است. داستان فیلم درباره دختر و پسری جوان است که دل در گرو یکدیگر دارند، اما برای ازدواج با مشکلات بسیار رو به رو هستند. حمید گودرزی، رضا عطاران، افسانه بایگان، رضا رویگری، خاطره حاتمی و نیوشا ضیغمی در این فیلم بازی کردهاند.
«قرنطینه» در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد. این فیلم از چهارشنبه 25 اردیبهشت در گروه سینمایی عصر جدید اکران شده و پس از هشت روز نمایش در 14 سینما 600/686/41 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم پنجشنبه دوم خرداد 400/757/7 تومان بوده است.
فیلم سینمایی «تلافی» ساخته سعید اسدی با فیلمنامه عباس شیرمحمدی سال 86 ساخته شده که روایتگر داستان زوجی جوان است که به اسراری جدید درباره یکدیگر پی میبرند و در پی تلافی برمیآیند. حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی، سیروس گرجستانی، مهدی امینیخواه، کیانوش گرامی، محمد شیری و احمد پورمخبر بازیگران فیلم هستند.
«تلافی» از روز چهارشنبه یازدهم اردیبهشت در گروه سینمایی استقلال اکران شده و پس از 22 روز در 12 سینما 700/498/144 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم پنجشنبه دوم خرداد 000/786/4 تومان بوده است.
فیلم سینمایی «روزی که حسنی مرد شد» به کارگردانی کیانوش و کورش دالوند از معدود فیلمهای کودک و نوجوان است که از چهارشنبه یازدهم اردیبهشت اکران شده و پس از 21 روز نمایش در دو سینما 500/198/3 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم جمعه سوم خرداد 000/124 تومان بوده است.
فیلم سینمایی «دایره زنگی» اولین ساخته پریسا بختآور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت میکند که تنها یک روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.
از دیگر عوامل فیلم که محصول بشرا فیلم است میتوان به اصغر فرهادی فیلمنامهنویس، بهمن اردلان صدابردار، مجتبی متولی مدیر تولید و سروناز مستوفی و عبدالله عبدینسب عکاس اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 64 روز در 13 سینما 200/551/042/1 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم جمعه سوم خرداد 200/031/11 تومان بوده است.
فیلم سینمایی «زن دوم» نوزدهمین ساخته سیروس الوند بر مبنای کتابی است به همین نام به قلم فرشته طائرپور و مینو کریمزاده. فیلم داستان زندگی عاشقانه مهتاب و بهرام است که با رسیدن خبری به بحران کشیده میشود. آدمهایی از گذشته فراموششده هر کدام پا به ماجرا میگذارند و تعریفی متفاوت از عشق و حق با خود میآورند.
محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر زکریا و مهتاج نجومی بازیگران فیلم هستند. «زن دوم» از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 64 روز نمایش در شش سینما 000/846/379 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم پنجشنبه دوم خرداد 500/892/2 تومان بوده است.
«به همین سادگی» سیدرضا میرکریمی بر اساس فیلمنامه شادمهر راستین و داستان یک روز معمولی از زندگی زنی خانهدار است که هنگامه قاضیانی، مهران کاشانی، صفا آقاجانی، نیره فراهانی، هاله هماپور و نسترن همدمعلی در آن بازی کردهاند. فیلم پس از 64 روز 300/431/176 تومان فروخته و بیشترین فروش روزانه آن دوم خرداد 500/056/2 تومان بوده است.
فیلم خارجی «1408» ساخته میکائیل هافستروم است که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلمنامه را مت گرینبرگ، اسکات الکساندر و لری کاراشوسکی نوشتهاند و جان کیوساک در فیلم نقش نویسندهای شکاک را دارد که درباره یکی از اتاقهای هتلی در نیویورک که در آن چند مورد خودکشی اتفاق افتاده، تحقیق میکند.
تریلر ترسناک «1408» که ژوئن 2007 به نمایش درآمد با نقدهای مثبت مواجه شد و برخلاف پیشبینیها در گیشه موفق بود. این فیلم 25 میلیون دلاری در آمریکا 72 و در سطح بینالمللی 55 میلیون دلار فروخت. ساموئل ال. جکسن و مری مکورمک دیگر بازیگران این فیلم 106 دقیقهای هستند که پس از 68 روز نمایش در یک سینما 500/050/21 تومان فروخته است.
فیلم خارجی «مرد حصیری» ساخته نیل لابوت تولید مشترک سال 2006 آلمان و آمریکا و درباره کلانتری است که در مورد ناپدید شدن دختری جوان در یک جزیره کوچک تحقیق میکند. فیلمنامه را آنتونی شافه نوشته و پل ساروسی مدیر فیلمبرداری، جوئل پلاچ تدوینگر، آنجلو بادالامنتی آهنگساز و نیکلاس کیج، الن برستین، کیت بیهان و لیلی سوبیسکی بازیگران آن هستند.
لابوت 46 ساله دو فیلم «پرستار بتی» و «شکل چیزها» را در کارنامه دارد. فیلم «مرد حصیری» در بخش مسابقه سینمای معناگرا بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم از یکشنبه اول اردیبهشت اکران شده و پس از 31 روز نمایش در یک سینما 000/428/3 تومان فروش داشته است.
مستند سینمایی «سیکو» پنجمین فیلم مایکل مور پس از فیلمهای تحسینشده «بولینگ برای کلمباین» و «فارنهایت 911» است. فیلمساز جنجالی در این فیلم به موضوع بهداشت و درمان در آمریکا میپردازد و سیستم حاکم در این کشور را زیر سئوال میبرد. شرکت فیلمیران پخش این مستند را بر عهده دارد.
«سیکو» که نخستینبار در جشنواره فیلم کن نمایش داده شد، محصول سال 2007 آمریکا و مدت زمان آن 125 دقیقه است. فیلم اخیرا جوایزی مانند بهترین فیلم مستند به انتخاب انجمن منتقدان رسانهای، دومین مستند برگزیده سال از نگاه جامعه ملی منتقدان و بهترین مستند سال به انتخاب انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس را برد.
«سیکو» که در فهرست اولیه 15 مستند برگزیده برای حضور در بخش اسکار بهترین مستند سال قرار داشت، در بخش نمایشهای ویژه مستند بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر نیز به نمایش درآمد. این فیلم از چهارشنبه 25 اردیبهشت اکران شده و پس از هشت روز نمایش در یک سینما 000/990 تومان فروخته است.
گزارش: خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 17:4 روز دوشنبه 6 خرداد1387
ساداتیان در گفتگو با مهر:
اکران خارج از کشور «دایره زنگی» هفته آینده آغاز میشود
تهیهکننده فیلم سینمایی «دایره زنگی» از اکران عمومی نخستین تجربه کارگردانی پریسا بختآور در خارج از کشور از هفته آینده خبر داد.
سیدجمال ساداتیان در این باره به خبرنگار مهر گفت: «دایره زنگی» از 16 خرداد در دو سینما در دبی و پس از آن در آمریکا و کانادا روی پرده میرود. هم اکنون در حال مذاکره برای نمایش عمومی این فیلم در کشورهای اروپایی هستیم.
فیلم سینمایی «دایره زنگی» اولین ساخته پریسا بختآور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت میکند که تنها یک روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.
از دیگر عوامل فیلم که محصول بشرا فیلم است میتوان به اصغر فرهادی فیلمنامهنویس، بهمن اردلان صدابردار، مجتبی متولی مدیر تولید و سروناز مستوفی و عبدالله عبدینسب عکاس اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 65 روز در 18 سینما 000/600/056/1 تومان فروخته است.
گفتوگو: خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 16:58 روز دوشنبه 6 خرداد1387
مرور اکران سوم و چهارم 87/
افق اکران سینماها تا پایان تابستان روشن است
مرور اکران جدید گروههای پنجگانه سینمایی در تهران این نکته را برجسته میکند که بیشتر فیلمهایی که تا اواخر تابستان به نمایش درمیآیند آثار شرکتکننده در جشنواره فیلم فجر بیست و ششم هستند.
شورای صنفی نمایش با اعلام رسمی پنج فیلم قطعی اکران سوم و همچنین سه فیلم اکران چهارم گروههای سینمایی در سال 87 به بخش اعظم ابهامها و اماها و اگرها پایان داد و تکلیف اکران سینماهای کشور را حداقل تا پایان فصل تابستان مشخص کرد.
به این ترتیب میتوان یک ارزیابی کلی از فیلمهای اکران آتی و نگاه تحلیلگرانه به این انتخابها ارائه داد؛ به خصوص که برخی گزینههای معرفی شده جایی در پیشبینیها نداشتند و به نوعی اکران ناگهانی آنها میتواند مورد تحلیل بعدی قرار بگیرد. همچنین میتوان اکران جدید را از وجه کمی حضور فیلمهای به نمایش درآمده در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر نیز مورد توجه قرار داد.
گروه سینمایی قدس، این سینماها تنها گروهی هستند که با توجه به فروش مناسب «دایره زنگی» پریسا بختآور هنوز به اکران دوم خود نرسیدهاند. فیلم «تیغزن» علیرضا داودنژاد هنوز در انتظار پایین آمدن کف فروش فیلم بختآور است و طبق اعلام شورای صنفی نمایش تا 22 خرداد اکران 12 هفتهای «دایره زنگی» به پایان رسیده و جای خود را به «تیغزن» میدهد.
اولین فیلم بختآور پس از 66 روز نمایش 000/600/056/1 تومان فروش داشته است.
همچنین مشخص شده که پس از «تیغزن» به ترتیب فیلمهای «همیشه پای یک زن در میان است» کمال تبریزی و «نسکافه داغ داغ» محمدعلی قویتن در گروه سینمایی قدس به نمایش درمیآیند.
گروه سینمایی آفریقا، در این گروه پس از پایان اکران «مجنون لیلی»، از چهارشنبه اول خرداد فیلم سینمایی «زنها فرشتهاند» شهرام شاهحسینی اکران شد. این فیلم پس از چهار روز نمایش 000/400/57 تومان فروخته است. طبق اعلام شورای صنفی نمایش پس از فیلم شاه حسینی، «دیوار» محمدعلی طالبی اکران میشود.
گروه سینمایی آزادی، در این گروه پس از رسیدن فیلم «زن دوم» سیروس الوند به کف فروش، از چهارشنبه 25 اردیبهشت فیلم سینمایی «همخانه» مهرداد فرید اکران شد. این فیلم پس از 10 روز نمایش 000/400/18 تومان فروش داشته است. طبق اعلام شورای صنفی نمایش پس از پایان اکران فیلم فرید به ترتیب فیلمهای «حس پنهان» مصطفی رزاقکریمی و «کنعان» مانی حقیقی اکران میشوند.
گروه سینمایی استقلال، در این گروه پس از پایان اکران «به همین سادگی» رضا میرکریمی، از چهارشنبه یازدهم اردیبهشت فیلم سینمایی «تلافی» شهرام اسدی اکران شد. این فیلم پس از 24 روز نمایش 000/300/151 تومان فروخته است. طبق اعلام شورای صنفی نمایش پس از پایان اکران فیلم اسدی به ترتیب فیلمهای «انعکاس» رضا کریمی و «فرزند خاک» محمدعلی باشهآهنگر اکران میشوند.
گروه سینمایی عصر جدید، در این گروه پس از پایان اکران «پابرهنه در بهشت» بهرام توکلی، از چهارشنبه 25 اردیبهشت فیلم سینمایی «قرنطینه» منوچهر هادی اکران شد. این فیلم پس از 10 روز نمایش 000/100/50 تومان فروش داشته است. طبق اعلام شورای صنفی نمایش پس از پایان اکران فیلم هادی فیلم سینمایی «10 رقمی» همایون اسعدیان اکران میشود.
«تیغ زن» با نام قبلی «خروس جنگی» ساخته علیرضا داودنژاد است. فیلمسازی که آثاری همچون «نازنین»، «نیاز»، «بچههای بد»، «هوو»، «ملاقات با طوطی»، «هشت پا» و ... را در کارنامه دارد. فیلم درباره دختر و پسری است که به هم علاقه داشتهاند و پس از 20 سال همدیگر را میبینند در حالی که دلبستگیهای آنها نسبت به گذشته تفاوت کرده است. رضا عطاران، لادن مستوفی، رضا داودنژاد، علی صادقی، مهرداد نوذری و فرزانه ارسطو بازیگران فیلم هستند.
از دیگر عوامل تولید «تیغ زن» میتوان به داوودنژاد نویسنده، جمشید الوندی مدیر فیلمبرداری، مهدی سعیدی طراح صحنه و لباس، جهانگیر میرشکاری صدابردار و نگین ریحانی طراح چهرهپردازی اشاره کرد. فیلمی که به گفته علی سرتیپی مدیر شرکت فیلمیران و پخشکننده فیلم اثری متفاوت و خوشساخت است که با توجه به موضوع و حضور چند بازیگران سرشناس میتواند از آثار پرفروش امسال سینمای ایران باشد.
«همیشه پای یک زن در میان است» یازدهمین فیلم کمال تبریزی پس از آثاری نمونهوار چون «لیلی با من است»، «مارمولک»، «گاهی به آسمان نگاه کن» و فیلمهای سفارشی مانند «فرش باد»، «یک تکه نان» و ... است. فیلمنامه آن بر اساس داستانهای کوتاه کتابی به همین نام از سیدمهدی شجاعی توسط رضا مقصودی و نغمه ثمینی نوشته شده است.
مهران مدیری، رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، آهو خردمند، شبنم مقدمی، صبا کمالی، سیاوش چراغیپور و ... بازیگران اصلی این فیلم هستند که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران انتخاب شد. گلشیفته فراهانی برای بهترین بازیگر نقش اول زن و مهران مدیری و سیاوش چراغیپور برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد نامزد بودند که هر سه ناکام ماندند.
«نسکافه داغ داغ» با نام قبلی «آهنگی برای مادربزرگ» ساخته محمدعلی قویتن است. این فیلم مانند ساخته قبلی کارگردان با نام «سرود تولد» فضایی شاد و موزیکال دارد و داستان آن درباره زنی جوان به نیکا است که به گویندگی برنامههای عروسکی علاقه دارد، اما همسرش که یک کارخانه عروسکسازی را اداره میکند با او مخالفت میکند.
در این فیلم یکتا ناصر، خسرو شکیبایی، افسانه چهرهآزاد، داود اکرامیان، السا سحرخیز و محمد اللهیاری بازی میکنند و دیگر عوامل آن عبارتند از داریوش بابائیان مجری طرح، علی اللهیاری مدیر فیلمبرداری، جلال معیریان طراح گریم و حمیدرضا صدری آهنگساز که محصول موسسه فرهنگی هنری شکوفا فیلم است. این فیلم قرار بود سال گذشته به نمایش دربیاید که محقق نشد و در آن یکتا ناصر نقش پیرزنی 75 ساله را ایفا میکند.
«دیوار» بر اساس فیلمنامه محمدعلی طالبی و شیرین بینا آخرین ساخته طالبی است. فیلمسازی که آثاری چون «شهر موشها»، «چکمه»، «کیسه برنج»، «تو آزادی» و ... را در کارنامه دارد. «دیوار» آخرین فیلمی بود که به بخش مسابقه سینمای ایران بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر اضافه شد.
گلشیفته فراهانی، محمد کاسبی، مهرداد صدیقیان، معصومه میرحسینی و منوچهر آذری بازیگران فیلم هستند که داستان دختر مردی موتورسوار را روایت میکند که پس از مرگ پدر باید برای گذران زندگی شغل او را ادامه دهد. حسین جعفریان مدیر فیلمبرداری، بهمن اردلان صدابردار، عبدالله اسکندری طراح گریم، محسن آهنگری طراح صحنه و لباس، محمد علینقی کنی مدیر تولید، میترا محاسنی عکاس و هارون یشایایی تهیهکننده «دیوار» هستند.
«حس پنهان» نخستین ساخته مصطفی رزاقکریمی است. وی که سابقه ساخت فیلم کوتاه و مستند دارد، مستند «یاد و یادگار» را سال 79 نوشته و با همکاری فرهاد ورهرام کارگردانی کرده است. مرتضی رزاق کریمی برادر وی و تهیهکننده فیلم، تاکنون «چه کسی امیر را کشت» را تهیه کرده و مجری طرح «این زن حرف نمیزند» بوده است.
«حس پنهان» قصه ورود دختری جوان به زندگی آسیبدیده یک زن و شوهر را روایت میکند که حضور او مرد را به شناختی تازه میرساند. محمدرضا فروتن، مهتاب کرامتی، آتیلا پسیانی، شهره سلطانی، حامد بهداد، نیوشا ضیغمی و شیوا بلوریان بازیگران فیلم هستند. «حس پنهان» نامزد بهترین فیلم اول از جشنواره بیست و ششم بود فجر بود که ناکام ماند.
«کنعان» سومین فیلم سینمایی مانی حقیقی پس از «آبادان» و «کارگردان مشغول کارند» در مقام کارگردانی است. فیلمسازی که تجربه نگارش فیلمنامه «چهارشنبهسوری» را با همکاری اصغر فرهادی در کارنامه دارد. فیلم به زندگی بحرانزده یک زوج (مینا و مرتضی) در آستانه جدایی میپردازد که ورود دو شخصیت جدید این بحران را تشدید میکند.
فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران برای بهترین بازیگر مرد (محمدرضا فروتن) و بهترین بازیگر زن مکمل (افسانه بایگان) از جشنواره بیست و ششم شد نامزد شد که هیچکدام را به دست نیاورد. موسیقی خاص کریستف رضاعی هم به کلی نادیده گرفته شد تا «کنعان» تنها به دیپلم افتخار جایزه مردمی در بخش بینالملل اکتفا کرده و از ناکامان بزرگ جشنواره بیست و ششم محسوب شود.
«انعکاس» چهارمین فیلم رضا کریمی پس از «عشق + 2»، «هزاران زن مثل من» و «تب» است. او که تجربه دستیاری کارگردانی چون سیروس الوند و ... را در کارنامه دارد، فیلمنامه اغلب کارهایش را خود به نگارش درآورده اما فیلمنامه «انعکاس» را محمدهادی کریمی نوشته است.
«انعکاس» روایت زوجی جوان است که هر کدام بیاراده در معرض آزمون اثبات وفاداری قرار میگیرند. آنها تنها دو را پیش رو دارند و انتخاب نهایی هر کدام انعکاسی را در زندگی مشترکشان رقم خواهد زد. مهناز افشار، کامبیز دیرباز، حمید گودرزی، شهره قمر و بیتا سحرخیز در این فیلم بازی کردهاند.
«فرزند خاک» با نام قبلی «تلخ عین عسل» سومین تجربه کارگردانی محمدعلی باشهآهنگر پس از فیلمهای «نیمه گمشده» و «نبات داغ» است. مهتاب نصیرپور، شبنم مقدمی، قاسم زارع، حمید ابراهیمی و چند بازیگر از منطقه کرمانشاه و کردستان بازیگران این فیلم هستند. داستان فیلم درباره زنی است که برای برگرداندن جسد شوهر مفقودالاثر خود راهی کردستان عراق میشود. ولی قبر شوهرش تبدیل به یک امامزاده شده است.
«10 رقمی» ساخته همایون اسعدیان به تهیهکنندگی منوچهر محمدی بر اساس فیلمنامه علیرضا محمودی شکل گرفته است. این فیلم که ابتدا قرار بود تله فیلم باشد به فیلم سینمایی تغییر پیدا کرد. داستان فیلم درباره دزدی خردهپا و بدشانس به نام فیروز است که ناخواسته درگیر سرقت حرفهای از موزه فرش میشود. جواد رضویان، بهاره رهنما، بهنوش بختیاری، رضا فیض نوروزی، فریده سپاهمنصور، اصغر نقیزاده، جلال طباطبایی و مهران رجبی از بازیگران فیلم هستند.
گزارش: خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 17:57 روز یکشنبه 5 خرداد1387
| تعدادي از هنرجويان كارگاه هنري رخشان بنی اعتماد فيلم ساز ايراني ، توليدات كوتاه سينمايي خود را در يك نمايش خصوصي در دانشگاه لندن نشان دادند. |
|
 |
|
به گزارش "راه فیروزه "در اين برنامه كه در محل مدرسه عالي مطالعات شرقي و آفريقايي دانشگاه لندن (سوآز) برگزار شد، پنج فيلم از هنرجويان ايراني و خارجي كه ماه گذشته در كارگاه آموزشي رخشان بني اعتماد در دانشگاه لندن شركت كرده بودند نشان داده شد و مورد نقد و بررسي قرار گرفت اين فيلمها با سيستم ويديويي ديجيتال و به عنوان پايان نامه درسي تحت نظارت و سرپرستي بني اعتماد تهيه شده است . يكي از اين فيلمها درباره ارتباطگيري كلامي و حسي دو پيرزن ايراني و برزيلي غريبه با هم است كه ضمن ايجاد صحنههاي خنده دار و جذاب ، تنها با زبان اشاره و اندكي انگليسي با هم ارتباط برقرار ميكنند، و از همين روش هم موفق به برقراري دوستي عميق و دوست داشتني ميشوند. يكي ديگر از فيلمها مربوط به گروهي جوان و نامتعارف از موزيسينهاي ايراني و عرب است كه با يكديگر در لندن آشنا شده و گروه موسيقي را با نام سيمرغ تشكيل داده و به ترويج موسيقي و ادبيات عرفاني ميپردازند. به گفته سعيد زيدآبادي نژاد فارغ التحصيل و مدرس ايراني سينما در دانشگاه لندن ، اين فيلمها از هم اكنون به موسسه فيلم بريتانيا (بي .اف .آي ) فرستاده شده تا احتمالا براي شركت در جشنواره فيلم لندن در فصل پاييز مورد بررسي قرار گيرد. بهار امسال دانشگاه لندن با همكاري موسسه فيلم بريتانيا، موسسه فرهنگي - هنري اينسايت و بنياد ميراث ايران ، ميزبان چند برنامه به افتخار بني اعتماد بود. نمايش فيلمهاي اين كارگردان ايراني و مرور آثارش با حضور خود وي و برگزاري يك همايش يك روزه تخصصي درباره بني اعتماد از جمله برنامههايي بود كه براي شناخت و معرفي اين فيلم ساز با سابقه ايراني در دانشگاه لندن انجام شد
4/3/1387 |
نويسنده :
باران سینما - ساعت 17:33 روز یکشنبه 5 خرداد1387

جهانگیر کوثری در اعتماد ملی نوشت :برگزاري جشنواره در هر دورهاي براي سينماي نوين ايران يك حركت مثبت رو به جلو است. هر دوره از جشنواره به دليل حضور دستاندركاران سينمايي داخلي و خارجي رهاورد خوبي است و موقعيت سينماي ايران را تثبيت ميكند. موفقيت سينماي ايران به اين دليل است كه در كنار جشنواره قرار دارد و موفقيت جشنواره نيز در كنار حركت مثبت سينماي ايران است. اين دو در كنار هم يك تلاقي مثبت را به وجود آوردهاند. هر دوره از جشنواره به دليل رنگآميزي موضوعي ميتواند مخاطبان زيادي را به خود جذب كند.در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر به دليل صافيهايي بزرگتري كه در مقابل موضوعات و فيلمها قرار گرفت، جشنواره باب ميل مسوولان سينما و در چارچوب سليقه آنها بود. اين نظم اعمال شده توسط بخش دولتي تا حدودي ژانرهاي مختلف خلاقيت و نبوغ ذاتي فيلمسازان را ميكاهد و باعث عدم حضور فيلمسازان بزرگ و فيلمهاي بزرگي ميشود كه ميتوانست جشنواره را پر رنگ كند. البته چند اثر برجسته و قابل طرح در سينماي جهان در ميان آثار امسال بودند اما حضور پررنگي نبود. از سوي ديگر بالا رفتن مميزيها و مميزي در حين جشنواره باعث كنار رفتن يك سري از آثار خوب از اين دوره از جشنواره شد. فيلمي مانند دايره زنگي كه هم در نوع خود موضوع قابل تامل و پرداخت مناسبي داشت و هم ميتوانست مخاطبان زيادي را به سينما بكشاند؛ كنار گذاشته شد. در حالي كه اين فيلم نخستين فيلم خانم كارگردان جواني بود كه توانسته بود در اولين قدم فيلم خوبي بسازد. فيلمي كه ميتواند باعث رونق سينما در سال آينده شود. اين شايد مهمترين ضعفي بود كه در اين دوره از جشنواره وجود داشت. با اين همه برگزاري جشنواره فيلم فجر يك حركت مثبت براي سينماي ايران است كه باعث شناسايي سينماي نوين ايران ميشود.
نويسنده :
باران سینما - ساعت 13:53 روز یکشنبه 5 خرداد1387
نگاهی جدید به اکران 87 /
فیلمسازان تازهکار حرف اول را در اکران 87 میزنند
سهم عمده فیلمسازان جوان و تازهکار از اکران سال جدید میتواند نویدبخش حضور تفکری جریانساز در سینمای ایران باشد که با ورود افکار و سلایق جدید تأمین میشود.
اکران سینماهای تهران در سال 87 تا امروز که روزهای آغازین آخرین ماه فصل بهار را سپری میکنیم، اتفاقی خاص را مورد توجه تحلیلگران قرار میدهد.
از ابتدای سال جدید گروههای پنجگانه سینمایی میزبان 9 فیلم بودهاند. به گفته بهتر جز یک گروه سینمایی (قدس) که فروش بالای فیلم «دایره زنگی» مانع از تغییر اکران آن شده، بقیه گروهها به اکران دوم خود رسیدهاند. نگاهی کوتاه به این 9 فیلم میتواند همان اتفاق خاص را در عرصه سینمای سال 87 برجسته کند.
از 9 فیلم اکران شده در سال 87، پنج فیلم متعلق به فیلمسازان تازهکار و در واقع کار اول یا دوم آنهاست که با تحلیلی خوشبینانه به نظر نمیآید اتفاقی تصادفی باشد.
این رویکرد میتواند سرآغاز فصلی جدید در سینمای ایران باشد که این روزها بسیاری اعتقاد دارند حال و روزی خوش ندارد و نسخههای مختلف برای بهبودش میپیچند.
از میان این نسخههای متنوع شاید کاربردیترین نسخه توجه به حضور فیلمسازان جوان و تازهکار محسوب شود. حضوری که میتواند به مثابه یک هوای تازه یا اکسیر حیاتبخش به کالبد سینمای ایران وارد شود و اتفاقی را رقم بزند که همه منتظرش هستیم.
رسیدن به سینمایی پویا و رو به رشد که در عرصه نو به نو شدن با حفظ احترام به گذشته افقهایی جدید را پیش روی خود متصور شود، نیاز به تغییر و تحول دارد و چه بهتر که این تازگی با ورود افکار و سلایق متنوع به این سینما تزریق شود. حضوری که شاید بتواند حذفهای متعدد و همیشگی را کمرنگ کرده و رنگی از امید به افق پیش روی سینمای ایران بدهد.
از میان فیلمهای فصل بهار، «دایره زنگی»، «پابرهنه در بهشت» و «قرنطینه» تجربههای اول کارگردانان تازهکار هستند که البته هر یک تجربههای مختلف در عرصه تلویزیون، سینما و فیلم کوتاه داشتهاند. «زنها فرشتهاند» و «همخانه» نیز تجربههای دوم فیلمسازانی هستند که توانستهاند به فاصله یکسال دومین فیلم خود را روانه اکران کنند که این خود از اتفاقهای خاص و البته خوششانسی آنهاست!
«دایره زنگی» اولین فیلم پریسا بختآور در سینماست که پیش از این در عرصه مجموعه طنز تلویزیونی سابقهای موفق دارد. مجموعههای مناسبتی «یادداشتهای کودکی»، «پشت کنکوریها»، «افزونهخواه کوچک» و طنز «من یک مستأجر نیستم» از کارهای این فیلمساز زن است که البته یک امتیاز مهم دیگر هم دارد و آن اینکه همسر اصغر فرهادی فیلمنامهنویس و کارگردان سینما و تلویزیون است.
فرهادی همواره به عنوان مشاور، فیلمنامهنویس یا بازنویس در کارهای همسرش حضور داشته و این بار هم فیلمنامه «دایره زنگی» را برای بختآور نوشته که به تعبیر بسیاری چند قدم از فیلم جلوتر است. این فیلم در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر تنها یک نمایش داشت و برخلاف انتظارها به اکران عمومی رسید.
«پابرهنه در بهشت» نخستین فیلم بهرام توکلی است که سابقه ساخت چند فیلم کوتاه موفق را در کارنامه دارد. فیلمهای کوتاه «سکوت»، «شیطان»، «ترانهای برای ارواح کوهستان»، «منطق مطلق اتفاق»، «روایت شتابزده یک داستان ساده با پایان خوش»، مستندهای «فصل سرد» و «بخش 3» و فیلم نیمهبلند «عقل سرخ» از آثار این فیلمساز جوان هستند. «پابرهنه در بهشت» در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر در سال 85 به نمایش درآمد.
«قرنطینه» اولین ساخته منوچهر هادی است که تجربه بازیگری در فیلمهای «پشت دیوار شب» و «دوشیزه» و دستیار کارگردانی «ازدواج صورتی» و «چهارشنبه سوری» را در کارنامه دارد. این فیلم در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
«زنها فرشتهاند» دومین فیلم شهرام شاهحسینی است که سال گذشته «کلاغپر» را به همین شیوه (بدون نمایش در جشنواره فیلم فجر) روانه اکران سینماها کرد و با توجه به مولفههای مخاطبپسند و استفاده از زوج آشنای فیلم «آتش بس» فروشی قابل قبول در گیشه داشت.
شاهحسینی فیلمسازی را با دستیاری کارگردانان حرفهای چون مرحوم ملاقلیپور، بهمن قبادی، سیامک شایقی، ابراهیم وحیدزاده و ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد. فیلمهای کوتاه او چون «به طعم خاک» جوایزی را از جشن خانه سینما و جشنواره فیلم کوتاه تهران دریافت کرد.
«همخانه» دومین فیلم سینمایی مهرداد فرید است که سال گذشته «آرامش در میان مردگان» را روانه اکران سینماها کرد که مهجور ماند. فرید سابقه کار مطبوعاتی هم دارد و مدتی سردبیر ماهنامه تخصصی «فیلم نگار» بود. او فیلمسازی را از دنیای فیلم کوتاه و مستند آغاز کرده است. «همخانه» در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
به نظر میآید این اتفاق خوش را باید به فال نیک گرفت و آن را به گونهای جریانساز مورد تحلیل قرار داد. رویکردی که در حال حاضر با مشخص شدن اکران سوم برخی گروههای سینمایی هم پیگیری خواهد شد. قرار است «حس پنهان» و «فرزند خاک» به عنوان فیلمهای اول مصطفی رزاقکریمی و محمدعلی باشهآهنگر نیز پس از «همخانه» و «انعکاس» در گروههای سینمایی آزادی و استقلال به نمایش درآیند.
مروری بر فیلمهای اول و دوم فیلمسازان تازهکار که در سالهای گذشته میتوانست با نمایش عمومی جریانساز باشد ولی از گردونه سینمای ایران خارج شدند، میتواند این اتفاق را در اکران سال جدید برجستهتر و تحلیلهای آتی را خوشبینانهتر جلوه دهد.
«رأی باز» اولین ساخته مهدی نوربخش بود که وقتی در جشنواره فجر چند سال پیش به نمایش درآمد بسیاری آن را جریانساز و فیلمسازش را خوش آتیه دانستند. اما این فیلم با ساختار تجربی و همه نوآوریهایش از اکران به دور ماند و نوربخش که دومین فیلمش را در فضایی متفاوت و البته باز هم نامتعارف ساخت؛ «عاشق مترسک»، با گذشت چند سال از ساخت نتوانسته به اکران عمومی درآورد. کسی از مهدی نوربخش خبر دارد؟
«خواب تلخ» اولین ساخته محسن امیریوسفی که حضور جهانی گسترده داشت، پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر چند سال پیش و داشتن پروانه نمایش اکران نشد. امیریوسفی دومین فیلمش «آتشکار» را ساخت و برای نمایش در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر آماده کرد ولی این اتفاق هم نیفتاد. «آتشکار» با وجود داشتن پروانه نمایش از اکران فصل بهار سینماها دور ماند، ولی هنوز امید برای نمایش عمومی آن وجود دارد.
«آدم» اولین ساخته عبدالرضا کاهانی است که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد ولی هنوز راهی به اکران سینماها نیافته است. کاهانی دومین فیلمش را با نام «آنجا» هم ساخت ولی این فیلم نه در جشنواره فجر بیست و ششم به نمایش درآمد و نه پروانه نمایش عمومی گرفت. هر چند کاهانی در صدد ساخت سومین فیلمش است.
«گناه من» اولین ساخته مهرشاد کارخانی عکاس حرفهای سینمای ایران است که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و هنوز راهی اکران نشده است. کارخانی در جشنواره فجر امسال با فیلم «ریسمان باز» حضور داشت که امید اکران فیلم دوم او در سال 87 میرود.
«عصر جمعه» اولین فیلم بلند سینمایی مونا زندیحقیقی است که با تجربه دستیاری فیلمسازانی چون رخشان بنیاعتماد، کیانوش عیاری و احمد امینی به حیطه سینمای بلند وارد شد. این فیلم در بیست و چهارمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و در چند جلسه نقد و بررسی دانشجویی به نمایش درآمد. «عصر جمعه» با داشتن پروانه نمایش از اکران عمومی به دور مانده است.
«جزیره آهنی» اولین ساخته محمد رسولاف است که تجربه دستیاری رسول صدرعاملی را دارد و مستندهای «گاگومان» و «باد دبور» را ساخته است. در فاصله این دو مستند، رسولاف اولین فیلم بلند سینمایی خود را ساخت که نه در جشنواره فجر آن سال به نمایش درآمد و نه...
«ساکنین سرزمین سکوت» اولین ساخته سامان سالور است که چند دوره گذشته جشنواره فجر به نمایش درآمد و راهی به اکران نداشت. او سپس «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» و «ترانه تنهایی تهران» را ساخت که فیلم اول با وجود مورد توجه قرار گرفتن در جشنوارههای جهانی هنوز اکران نشده است. جدیدترین فیلم او در بخش دو هفته کارگردانان کن شصت و یکم به عنوان نماینده سینمای ایران حضور داشت.
«یک شب» اولین ساخته بازیگر مطرح سینمای ایران نیکی کریمی است که در فجر بیست و چهارم به نمایش درآمد و سرنوشت فیلمهای قبل را پیدا کرد. کریمی پس از آن «چند روز بعد» را ساخت که پس از نمایش در فجر بیست و پنجم هنوز خبری از اکران عمومی هیچکدام از این دو فیلم نیست.
گزارش: خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 16:54 روز شنبه 4 خرداد1387
نويسنده :
باران سینما - ساعت 11:51 روز شنبه 4 خرداد1387

چند عکس جدید از دایره زنگی درادامه مطلب
البته عكساي بارانش تكراريه
نويسنده :
باران سینما - ساعت 20:16 روز چهارشنبه 1 خرداد1387

فيلم سينمايي «روز سوم» به كارگرداني محمدحسين لطيفي پنجشنبه دوم خرداد ساعت 22 در قالب برنامه سينما يك از شبكه اول سيما پخش ميشود
نويسنده :
باران سینما - ساعت 11:56 روز چهارشنبه 1 خرداد1387
گزارش فیلمهای آخر هفته/
گزیده فیلمهای دفاع مقدس روی آنتن تلویزیون میرود

فیلمهای «روز سوم»، «آن سوی آسمان»، «بلمی به سوی ساحل»، «لیلی با من است»، «سرزمین خورشید» و ... در تعطیلات آخر هفته از شبکههای مختلف سیما روی آنتن میرود.
فیلم سینمایی «روز سوم» به کارگردانی محمدحسین لطیفی بر مبنای فیلمنامهای از مهدی سجادهچی ساعت 22 روز پنجشنبه دوم خرداد از برنامه سینما یک روی آنتن میرود.
این فیلم محصول 1385 است و داستان آن در 1359 در آخرین روزهای مقاومت در بخش غربی خرمشهر روی میدهد. در حالی که مردم در حال مقاومت هستند، سمیره خواهر رضا در حلقه دشمن میماند و رضا و همرزمانش تلاش میکنند او را از چنگال دشمن رها کنند.
پوریا پورسرخ، باران کوثری، حامد بهداد، برزو ارجمند، مجید یاسر و مهدی صبایی بازیگران «روز سوم» هستند که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر در 12 رشته نامزد جایزه بود و جوایز بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگر زن نقش اول و طراحی صحنه و لباس را برد. لطیفی سازنده فیلمهای «عینک دودی»، «دختر ایرونی»، «خوابگاه دختران» و «توفیق اجباری» است.
فیلم تلویزیونی «آن سوی آسمان» به کارگردانی محسن منشیزاده و تهیهکنندگی علی عبدالعلیزاده جمعه سوم خرداد ساعت 15:45 از شبکه یک پخش میشود. داستان درباره حسین شاکری فرمانده اطلاعات و عملیات است که در جبهه به خودشناسی میرسد. فرهاد جم، شهرام قائدی، سیروس کهورینژاد، غلامرضا اکبری، داریوش اسدزاده و ... در فیلم بازی میکنند.
فیلم ژاپنی «برای آنها که دوستشان داریم» به کارگردانی شینجو تاکو محصول سال 2007 ساعت 23:30 روز پنجشنبه دوم خرداد از شبکه دو پخش میشود. فیلمنامه را شینتارو ایشیهارا نوشته و داستان درباره پروازهای انتحاری خلبانان ژاپنی در جنگ جهانی دوم است. در این بین درباره صاحب یک رستوران برای بسیاری از خلبانان جوان حکم یک مادر را پیدا میکند.
«برای آنها که دوستشان داریم» با هزینهای در حدود 8/1 میلیون دلار ساخته شد و در آن تورو اموری، کاتسوتاکا فوروهاتا و کلیو گری نقشآفرینی کردهاند. در آخرین ماههای جنگ بیش از 2000 هواپیمای ژاپنی پرواز انتحاری یا «کامیکازه» انجام دادند و در جریان این حملات 34 کشتی آمریکایی غرق شد.
فیلم تلویزیونی «که عشق آسان نمود اول» ساخته محمدرضا بیاتی جمعه سوم خرداد ساعت 17:30 از شبکه دو پخش میشود. داستان درباره جانباز جنگ است که در بانک برنده خودرو 40 میلیون تومانی میشود. بیژن امکانیان، قاسم زارع، رضا خندان، شراره دولتآبادی، غزاله نظر، حسین رفیعی، حسین فرخی و اتابک نادری در این فیلم به تهیهکنندگی مهدی لباف بازی کردهاند.
فیلم سینمایی «بلمی به سوی ساحل» به نویسندگی و کارگردانی مرحوم رسول ملاقلیپور پنجشنبه دوم خرداد ساعت 20:30 از شبکه سه روی آنتن میرود. داستان فیلم اواخر مهرماه 1359 هنگامی روی میدهد که خرمشهر در آستانه سقوط قرار دارد. یک گردان از پاسداران به فرماندهی مرتضی برای کمک به رزمندگان این شهر از تهران حرکت میکند و...
خسرو ضیایی، عطاءالله سلمانیان، بهزاد بهزادپور، جعفر دهقان و فرید کشن فلاح از بازیگران «بلمی یه سوی ساحل» هستند که سال 1364 تولید شد. «نینوا»، «پرواز در شب»، «مجنون»، «نجاتیافتگان»، «سفر به چزابه»، «هیوا» و «مزرعه پدری» دیگر آثار اوست که اسفند 85 درگذشت. «میم مثل مادر» آخرین فیلم مرحوم ملاقلیپور پارسال به عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی شد.
فیلم سینمایی «لیلی با من است» به نویسندگی و کارگردانی کمال تبریزی جمعه سوم خرداد ساعت 22:30 در قالب برنامه 100 فیلم از شبکه سه پخش میشود. پرویز پرستویی، محمود عزیزی، شهره لرستانی و رحمان باقریان در این فیلم 80 دقیقهای بازی کردهاند که تولید سال 1374 است.
پرستویی نقش صادق، فیلمبردار تلویزیون را بازی میکند که به دلیل مشکلات مالی نیاز به وام دارد. او با وجود ترس از حضور در مناطق جنگی تصمیم میگیرد برای دریافت وام مورد نیازش به جبهه برود و ... پرستویی برای بازی در این فیلم دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد چهاردهمین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد و تبریزی نیز سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را برد.
«مهر مادری»، «گاهی به آسمان نگاه کن»، «مارمولک»، «یک تکه نان» از دیگر ساختههای تبریزی است که پارسال فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» را در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر داشت و این روزها مشغول تولید پروژه سینمایی «پاداش» است. مجموعه «شهریار» هم به کارگردانی تبریزی از شبکه دو پخش شد.
فیلم تلویزیونی «مرد دهم» ساخته جک گولد جمعه سوم خرداد در قالب برنامه سینما چهار ساعت 20:30 از شبکه چهار پخش میشود. این فیلم تلویزیونی 100 دقیقهای محصول سال 1988 آمریکاست و در آن آنتونی هاپکینز، کریستین اسکات تامس و درک جاکوبی نقشآفرینی کردهاند.
«مرد دهم» بر مبنای رمانی نوشته گراهام گرین نویسنده صاحبنام بریتانیایی ساخته شده و داستان مردی به نام شاول است که هنگام اشغال فرانسه از سوی نیروهای نازی، در زندان باعث اعدام یک زندانی دیگر میشود. او پس از پایان جنگ با هویت جعلی به خانه بازمیگردد... جاکوبی سال 1989 برای این فیلم جایزه امی گرفت و فیلم در سه رشته نامزد جایزه گلدن گلوب بود.
«سرزمین خورشید» به نویسندگی و کارگردانی احمدرضا درویش جمعه سوم خرداد ساعت 13:30 روی آنتن شبکه تهران میرود. در خلاصه داستان فیلم آمده: با شروع جنگ، بیمارستانی در خرمشهر به محاصره دشمن درمیآید. محمد جهانآرا، فرمانده جوان سپاه خرمشهر پیشنهاد میکند مجروحان و پزشکان با یک آمبولانس و لندرور از بیمارستان خارج شوند و ...
خسرو شکیبایی، گلچهره سجادیه، سعید پورصمیمی و محمود پاکنیت از بازیگران فیلم 90 دقیقهای «سرزمین خورشید» هستند که سال 1375 تولید شد. درویش به عنوان کارگردان فیلمهایی چون «ابلیس»، «متولد ماه مهر» و «دوئل» را در کارنامه دارد.
«سرزمین خورشید» در پانزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر در 13 رشته نامزد دریافت جایزه بود و جوایز بهترین فیلم، بازیگر نقش اول زن (سجادیه)، فیلمبرداری، طراحی صحنه، موسیقی متن، جلوههای ویژه و صدابرداری را از آن خود کرد.
گزارش: خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 10:27 روز چهارشنبه 1 خرداد1387
گزارش فیلمهای آخر هفته/
گزیده فیلمهای دفاع مقدس روی آنتن تلویزیون میرود

فیلمهای «روز سوم»، «آن سوی آسمان»، «بلمی به سوی ساحل»، «لیلی با من است»، «سرزمین خورشید» و ... در تعطیلات آخر هفته از شبکههای مختلف سیما روی آنتن میرود.
فیلم سینمایی «روز سوم» به کارگردانی محمدحسین لطیفی بر مبنای فیلمنامهای از مهدی سجادهچی ساعت 22 روز پنجشنبه دوم خرداد از برنامه سینما یک روی آنتن میرود.
این فیلم محصول 1385 است و داستان آن در 1359 در آخرین روزهای مقاومت در بخش غربی خرمشهر روی میدهد. در حالی که مردم در حال مقاومت هستند، سمیره خواهر رضا در حلقه دشمن میماند و رضا و همرزمانش تلاش میکنند او را از چنگال دشمن رها کنند.
پوریا پورسرخ، باران کوثری، حامد بهداد، برزو ارجمند، مجید یاسر و مهدی صبایی بازیگران «روز سوم» هستند که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر در 12 رشته نامزد جایزه بود و جوایز بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگر زن نقش اول و طراحی صحنه و لباس را برد. لطیفی سازنده فیلمهای «عینک دودی»، «دختر ایرونی»، «خوابگاه دختران» و «توفیق اجباری» است.
فیلم تلویزیونی «آن سوی آسمان» به کارگردانی محسن منشیزاده و تهیهکنندگی علی عبدالعلیزاده جمعه سوم خرداد ساعت 15:45 از شبکه یک پخش میشود. داستان درباره حسین شاکری فرمانده اطلاعات و عملیات است که در جبهه به خودشناسی میرسد. فرهاد جم، شهرام قائدی، سیروس کهورینژاد، غلامرضا اکبری، داریوش اسدزاده و ... در فیلم بازی میکنند.
فیلم ژاپنی «برای آنها که دوستشان داریم» به کارگردانی شینجو تاکو محصول سال 2007 ساعت 23:30 روز پنجشنبه دوم خرداد از شبکه دو پخش میشود. فیلمنامه را شینتارو ایشیهارا نوشته و داستان درباره پروازهای انتحاری خلبانان ژاپنی در جنگ جهانی دوم است. در این بین درباره صاحب یک رستوران برای بسیاری از خلبانان جوان حکم یک مادر را پیدا میکند.
«برای آنها که دوستشان داریم» با هزینهای در حدود 8/1 میلیون دلار ساخته شد و در آن تورو اموری، کاتسوتاکا فوروهاتا و کلیو گری نقشآفرینی کردهاند. در آخرین ماههای جنگ بیش از 2000 هواپیمای ژاپنی پرواز انتحاری یا «کامیکازه» انجام دادند و در جریان این حملات 34 کشتی آمریکایی غرق شد.
فیلم تلویزیونی «که عشق آسان نمود اول» ساخته محمدرضا بیاتی جمعه سوم خرداد ساعت 17:30 از شبکه دو پخش میشود. داستان درباره جانباز جنگ است که در بانک برنده خودرو 40 میلیون تومانی میشود. بیژن امکانیان، قاسم زارع، رضا خندان، شراره دولتآبادی، غزاله نظر، حسین رفیعی، حسین فرخی و اتابک نادری در این فیلم به تهیهکنندگی مهدی لباف بازی کردهاند.
فیلم سینمایی «بلمی به سوی ساحل» به نویسندگی و کارگردانی مرحوم رسول ملاقلیپور پنجشنبه دوم خرداد ساعت 20:30 از شبکه سه روی آنتن میرود. داستان فیلم اواخر مهرماه 1359 هنگامی روی میدهد که خرمشهر در آستانه سقوط قرار دارد. یک گردان از پاسداران به فرماندهی مرتضی برای کمک به رزمندگان این شهر از تهران حرکت میکند و...
خسرو ضیایی، عطاءالله سلمانیان، بهزاد بهزادپور، جعفر دهقان و فرید کشن فلاح از بازیگران «بلمی یه سوی ساحل» هستند که سال 1364 تولید شد. «نینوا»، «پرواز در شب»، «مجنون»، «نجاتیافتگان»، «سفر به چزابه»، «هیوا» و «مزرعه پدری» دیگر آثار اوست که اسفند 85 درگذشت. «میم مثل مادر» آخرین فیلم مرحوم ملاقلیپور پارسال به عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی شد.
فیلم سینمایی «لیلی با من است» به نویسندگی و کارگردانی کمال تبریزی جمعه سوم خرداد ساعت 22:30 در قالب برنامه 100 فیلم از شبکه سه پخش میشود. پرویز پرستویی، محمود عزیزی، شهره لرستانی و رحمان باقریان در این فیلم 80 دقیقهای بازی کردهاند که تولید سال 1374 است.
پرستویی نقش صادق، فیلمبردار تلویزیون را بازی میکند که به دلیل مشکلات مالی نیاز به وام دارد. او با وجود ترس از حضور در مناطق جنگی تصمیم میگیرد برای دریافت وام مورد نیازش به جبهه برود و ... پرستویی برای بازی در این فیلم دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد چهاردهمین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد و تبریزی نیز سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را برد.
«مهر مادری»، «گاهی به آسمان نگاه کن»، «مارمولک»، «یک تکه نان» از دیگر ساختههای تبریزی است که پارسال فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» را در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر داشت و این روزها مشغول تولید پروژه سینمایی «پاداش» است. مجموعه «شهریار» هم به کارگردانی تبریزی از شبکه دو پخش شد.
فیلم تلویزیونی «مرد دهم» ساخته جک گولد جمعه سوم خرداد در قالب برنامه سینما چهار ساعت 20:30 از شبکه چهار پخش میشود. این فیلم تلویزیونی 100 دقیقهای محصول سال 1988 آمریکاست و در آن آنتونی هاپکینز، کریستین اسکات تامس و درک جاکوبی نقشآفرینی کردهاند.
«مرد دهم» بر مبنای رمانی نوشته گراهام گرین نویسنده صاحبنام بریتانیایی ساخته شده و داستان مردی به نام شاول است که هنگام اشغال فرانسه از سوی نیروهای نازی، در زندان باعث اعدام یک زندانی دیگر میشود. او پس از پایان جنگ با هویت جعلی به خانه بازمیگردد... جاکوبی سال 1989 برای این فیلم جایزه امی گرفت و فیلم در سه رشته نامزد جایزه گلدن گلوب بود.
«سرزمین خورشید» به نویسندگی و کارگردانی احمدرضا درویش جمعه سوم خرداد ساعت 13:30 روی آنتن شبکه تهران میرود. در خلاصه داستان فیلم آمده: با شروع جنگ، بیمارستانی در خرمشهر به محاصره دشمن درمیآید. محمد جهانآرا، فرمانده جوان سپاه خرمشهر پیشنهاد میکند مجروحان و پزشکان با یک آمبولانس و لندرور از بیمارستان خارج شوند و ...
خسرو شکیبایی، گلچهره سجادیه، سعید پورصمیمی و محمود پاکنیت از بازیگران فیلم 90 دقیقهای «سرزمین خورشید» هستند که سال 1375 تولید شد. درویش به عنوان کارگردان فیلمهایی چون «ابلیس»، «متولد ماه مهر» و «دوئل» را در کارنامه دارد.
«سرزمین خورشید» در پانزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر در 13 رشته نامزد دریافت جایزه بود و جوایز بهترین فیلم، بازیگر نقش اول زن (سجادیه)، فیلمبرداری، طراحی صحنه، موسیقی متن، جلوههای ویژه و صدابرداری را از آن خود کرد.
گزارش: خبرگزاری مهر
نويسنده :
باران سینما - ساعت 9:57 روز چهارشنبه 1 خرداد1387
فروش یک میلیارد تومانی «دایره زنگی» و روند فروش اکران تازه مهمترین نکات فروش فیلمهای اکران تهران در هفته پایانی اردیبهشت 87 است.
«همخانه» دومین فیلم سینمایی مهرداد فرید پس از «آرامش در میان مردگان» است که سال گذشته به اکران عمومی درآمد. فیلم داستان مهسا؛ دانشجوی ترم آخر شهرستانی است که به خاطر نمره نیاوردن در یک درس ناچار است یک ترم دیگر در تهران بماند و به فکر جایی دیگر برای اقامت باشد.
بیتا سحرخیز، علیرضا اشکان، اکبر عبدی، مجید مشیری، مریم بوبانی، ارژنگ امیرفضلی و عسل بدیعی بازیگران، بایرام فضلی مدیر فیلمبرداری، محسن نامجو آهنگساز، بابک اخوان صدابردار، م.فرید فیلمنامهنویس و مسعود جعفری جوزانی تهیهکننده فیلم هستند. این فیلم در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.
فیلم «همخانه» از چهارشنبه 25 اردیبهشت در گروه سینمایی آزادی اکران شده و پس از چهار روز نمایش در 14 سینما 000/900/7 تومان فروش داشته است. این فیلم روز شنبه 28 اردیبهشت 000/300/1 تومان فروخته ضمن توجه به روز بلیت نیم بها و همچنین روزهای آغازین اکران فیلم.
«قرنطینه» نخستین فیلم منوچهر هادی بر اساس فیلمنامهای از سعید دولتخانی ساخته شده است. داستان فیلم درباره دختر و پسری جوان است که دل در گرو یکدیگر دارند، اما برای ازدواج با مشکلات بسیار رو به رو هستند. حمید گودرزی، رضا عطاران، افسانه بایگان، رضا رویگری، خاطره حاتمی و نیوشا ضیغمی در این فیلم بازی کردهاند.
«قرنطینه» در بخش مهمان بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد. این فیلم از چهارشنبه 25 اردیبهشت در گروه سینمایی عصر جدید اکران شده و پس از چهار روز نمایش در 12 سینما 000/500/20 تومان فروش داشته است. «قرنطینه» شنبه 28 اردیبهشت 000/500/4 تومان فروخته است.
فیلم سینمایی «تلافی» ساخته سعید اسدی با فیلمنامه عباس شیرمحمدی سال 86 ساخته شده که روایتگر داستان زوجی جوان است که به اسراری جدید درباره یکدیگر پی میبرند و در پی تلافی برمیآیند. حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی، سیروس گرجستانی، مهدی امینیخواه، کیانوش گرامی، محمد شیری و احمد پورمخبر بازیگران فیلم هستند.
«تلافی» از روز چهارشنبه یازدهم اردیبهشت در سینماهای تهران اکران شده و پس از 18 روز در 20 سینما 000/600/129 تومان فروخته است. این فیلم روز شنبه 28 اردیبهشت 000/800/4 تومان فروخته است.
فیلم سینمایی «روزی که حسنی مرد شد» به کارگردانی کیانوش و کورش دالوند از معدود فیلمهای کودک و نوجوان است که از چهارشنبه یازدهم اردیبهشت اکران شده و پس از 18 روز نمایش در دو سینما 000/800/2 تومان فروش داشته است. این فیلم شنبه 28 اردیبهشت 000/60 تومان فروخته است.
فیلم سینمایی «دایره زنگی» اولین ساخته پریسا بختآور، داستان دختری و پسری جوان به نام شیرین و محمد را روایت میکند که تنها یک روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کردهاند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانهای در شمال شهر میشوند...
در این فیلم مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفینیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوشخلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیتساز به ایفای نقش میپردازند.
از دیگر عوامل فیلم که محصول بشرا فیلم است میتوان به اصغر فرهادی فیلمنامهنویس، بهمن اردلان صدابردار، مجتبی متولی مدیر تولید و سروناز مستوفی و عبدالله عبدینسب عکاس اشاره کرد. این فیلم از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 60 روز در 18 سینما 000/600/009/1 تومان فروخته است. «دایره زنگی» شنبه 28 اردیبهشت 000/900/5 تومان فروخته است.
فیلم سینمایی «زن دوم» نوزدهمین ساخته سیروس الوند بر مبنای کتابی است به همین نام به قلم فرشته طائرپور و مینو کریمزاده. فیلم داستان زندگی عاشقانه مهتاب و بهرام است که با رسیدن خبری به بحران کشیده میشود. آدمهایی از گذشته فراموششده هر کدام پا به ماجرا میگذارند و تعریفی متفاوت از عشق و حق با خود میآورند.
محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، آناهیتا نعمتی، امیر آقایی، سحر زکریا و مهتاج نجومی بازیگران فیلم هستند که پس از 60 روز نمایش در هشت سینما 000/100/370 تومان فروخته است. «زن دوم» شنبه 28 اردیبهشت 000/900/1 تومان فروش داشته است.
فیلم سینمایی «به همین سادگی» پنجمین ساخته رضا میرکریمی بر اساس فیلمنامه شادمهر راستین و داستان یک روز معمولی از زندگی زنی خانهدار است که هنگامه قاضیانی، مهران کاشانی، صفا آقاجانی، نیره فراهانی، هاله هماپور، نسترن همدمعلی و ... در آن بازی کردهاند. «به همین سادگی» از چهارشنبه 29 اسفند اکران شده و پس از 60 روز در 6 سینما 000/300/170 تومان فروخته است. این فیلم شنبه 28 اردیبهشت 000/100/1 تومان فروش داشته است.
فیلم خارجی «1408» ساخته میکائیل هافستروم است که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلمنامه را مت گرینبرگ، اسکات الکساندر و لری کاراشوسکی نوشتهاند و جان کیوساک در فیلم نقش نویسندهای شکاک را دارد که درباره یکی از اتاقهای هتلی در نیویورک که در آن چند مورد خودکشی اتفاق افتاده، تحقیق میکند.
تریلر ترسناک «1408» که ژوئن 2007 به نمایش درآمد با نقدهای مثبت مواجه شد و برخلاف پیشبینیها در گیشه موفق بود. این فیلم 25 میلیون دلاری در آمریکا 72 و در سطح بینالمللی 55 میلیون دلار فروخت. ساموئل ال. جکسن و مری مکورمک دیگر بازیگران این فیلم 106 دقیقهای هستند که پس از 65 روز نمایش در یک سینما 000/500/20 تومان فروخته است.
فیلم خارجی «مرد حصیری» ساخته نیل لابوت تولید مشترک سال 2006 آلمان و آمریکا و درباره کلانتری است که در مورد ناپدید شدن دختری جوان در یک جزیره کوچک تحقیق میکند. فیلمنامه را آنتونی شافه نوشته و پل ساروسی مدیر فیلمبرداری، جوئل پلاچ تدوینگر، آنجلو بادالامنتی آهنگساز و نیکلاس کیج، الن برستین، کیت بیهان و لیلی سوبیسکی بازیگران آن هستند.
لابوت 46 ساله دو فیلم «پرستار بتی» و «شکل چیزها» را در کارنامه دارد. فیلم «مرد حصیری» در بخش مسابقه سینمای معناگرا بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. این فیلم از یکشنبه اول اردیبهشت اکران شده و پس از 27 روز نمایش در یک سینما 000/100/3 تومان فروش داشته است.
مستند سینمایی «سیکو» پنجمین فیلم مایکل مور پس از فیلمهای تحسینشده «بولینگ برای کلمباین» و «فارنهایت 11/9» است. فیلمساز جنجالی در این فیلم به موضوع بهداشت و درمان در آمریکا میپردازد و سیستم حاکم در این کشور را زیر سئوال میبرد. شرکت فیلمیران پخش این مستند را بر عهده دارد.
«سیکو» که نخستینبار در جشنواره فیلم کن نمایش داده شد، محصول سال 2007 آمریکا و مدت زمان آن 125 دقیقه است. فیلم اخیرا جوایزی مانند بهترین فیلم مستند به انتخاب انجمن منتقدان رسانهای، دومین مستند برگزیده سال از نگاه جامعه ملی منتقدان و بهترین مستند سال به انتخاب انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس را برد.
«سیکو» که در فهرست اولیه 15 مستند برگزیده برای حضور در بخش اسکار بهترین مستند سال قرار داشت، در بخش نمایشهای ویژه مستند بیست و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر نیز به نمایش درآمد. این فیلم از چهارشنبه 25 اردیبهشت اکران شده و پس از چهار روز نمایش در یک سینما 000/700 تومان فروخته است.
گزارش: خبرگزاری مهر